آرشیو "نقد 36"

چهارراه استانبول؛ پایان یک دوره / امیر؛ آنارشیسم بی آزار

چهارراه استانبول؛ پایان یک دوره / امیر؛ آنارشیسم بی آزار

30نماایران حمید غفاریان: در طول جشنواره تلاش کردیم حداقل روزانه برای دو فیلم ریویویی را در سایت منتشر کنیم که با استقبال هم مواجه شد اما کمبود فرصت کافی برای تامل نوشتن و همچنین پتانسیل نداشتن برخی فیلم ها برای یک نقد کامل باعث شد از چند فیلم جا بمانیم، به همین خاطر طی این هفته فرصتی است برای انتشار فیلم های جا مانده تا پرونده فیلمنوشت 96 برای همیشه در پرونده موضوعی 30نماایران ثبت شود.

دارکوب؛ شاید برای شما هم اتفاق بیافتد!

دارکوب؛ شاید برای شما هم اتفاق بیافتد!

30نماایران - حمید غفاریان:فیلم نه دغدغه اش مشخص است و نه حرفش را می تواند صریح بزند، معجونی است از داستانک های ناموزون که بهم چسبیده شده است،شخصیت هایی که در فیلم گنجانده شده اند تا باشند و در پایان فیلم با یک پایان بندی به سبک فیلمفارسی پرونده خودش را جمع و جور می کند و وارد بایگانی می شود.

جشن دلتنگي؛ آدمك هاي نفرين شده

جشن دلتنگي؛ آدمك هاي نفرين شده

30نماايران - حميد غفاريان:فيلمنامه روي كاغذ شخصيت نمي سازد و ما آدمك هايي مي بينيم كه قرار است يك مضمون را برجسته كنند و به هر شكلي مطرح كنند تا مانيفست شان در جهت فيلم استفاد شود، از زندگي دو نفره اي با بازي ضعيف بابك حميديان و ميناساداتي كه مشخص نيست چرا يهو حرف هاي فلسفي وارد گفتگوهاي عادي شان مي شود.

تنگه ابوقریب؛ شوق جنگ در فقدان قصه

تنگه ابوقریب؛ شوق جنگ در فقدان قصه

30نماایران - حمید غفاریان:صحنه های جنگی که بیشتر وقت فیلم برای اجرای آنها صرف شده است و جزو کمتر فیلم هایی است که دشمن در آن دیده نمی شود و برای مخاطبی که با جنگ ایران آشنا نباشد با هجوم تصاویری از صحنه های جنگ مواجه می شود که در روایت فیلم بسیار حضور دارد و در نوع خودش هم بسیار منحصر است و این همراه شدن دوربین از جلو با بازیگر و گلوله خوردن آنها و توقف دوربین در نوع خودش بسیار می تواند روی مخاطب تاثیر بگذارد.

عرق سرد؛ کاریکاتور سطح

عرق سرد؛ کاریکاتور سطح

30نماایران-رامین کیانفر: «عرق سرد» در اجرا بدون آزار است و یک فیلم بی ادعای پرمدعا است، بی ادعا در اجرا و پرمدعا در متن و این ساختار اصلا مناسب سینمایی نیست که مدعی جریان سازی و آماری که در دستش نیست.

مغزهاي كوچك زنگ زده؛ سينماي اجتماعي تمام عيار

مغزهاي كوچك زنگ زده؛ سينماي اجتماعي تمام عيار

30نماايران - حميد غفاريان:فيلمنامه «مغزهاي كوجك زنگ زده» به قدري دقيق و سرحال نوشته شده است كه شخصيت پردازي دقيق بدون اشاره مستقيم را دارد به طوري كه براي هر كدام از آدمهاي فيلم و آن خانواده مي توان ساعت ها حرف زد و سمينارهاي آسيب شناسي اجتماعي هم برپا كرد، از پدري كه بناي زندگي را به سبب اعتيادش اشتباه بنا نهاده تا فرزند كوچكشان شهروز كه الگويي در خانواده ندارد جز شكور كه به نوعي بزرگ و قيم همه بچه هاي محل زندگي شان است.

به وقت شام؛ پرسش های بی پاسخ

به وقت شام؛ پرسش های بی پاسخ

30نماایران - حمید غفاریان:جسارت ورود حاتمی کیا به چنین داستانی فقط از ایدئولوژی او برمی آید که بی طرفدار هم نیست اما پیش از هرچیزی فیلمنامه بسیاری جای کار داشت و حاتمی کیا ساختمانی را برای این فیلمنامه ترسیم کرد که شخصی تر است و همه چیز در حد کلیات باقی می ماند، فیلمساز در کنفرانس خبری اعلام می کند که مصلحت بود تا وارد جزییات نشویم اما همین مصلحت اندیشی که مشخص نشد خواسته یا ناخواسته حاتمی کیا بوده است، بنیان فیلم را کم گذاشته است.

لاتاري؛ هياهويی بسيار براي هيچ

لاتاري؛ هياهويی بسيار براي هيچ

30نماايران - رامين كيانفر:مهدويان با تجربه «لاتاري» نشان داد كه نيازمند تغيير جدي فضاي فيلمنامه هاي داستاني اش است تا بروزتر داستان گويي كند و دست به سوژه هايي بزند كه ظرفیت بهتری برای قصه گویی در سینمای دهفه 90 ایران دارد و تکیه به برخی الگوهای فیلمفارسی با دوربین لق برای جداسازی او از سینمای «ایستاده در غبار» و «ماجرای نمیروز» ضرورت دارد.

شعله ور؛ مقصد تاریک

شعله ور؛ مقصد تاریک

30نماایران - رامین کیانفر:«شعله ور» در انتقال مضمونی که دارد بسیار روایت، کند و به خصوص در اواسط خسته کننده ای را ادامه می دهد و برخلاف فیلم قبلی نعمت الله به جهت حضور در شهرستان، فیلم سخت تری است و همین که فیلم را خارج از فضای توریستی وار به سیستان برده است خودش در قاب بندی از مناظری که کمتر دیده می شود، موقعیت خوبی را می سازد.

بمب،یک عاشقانه؛ ساده انگارانه ای با لوگوی عشق
نقد فیلمهای جشنواره/

بمب،یک عاشقانه؛ ساده انگارانه ای با لوگوی عشق

30نماایران-حمید غفاریان:«بمب،یک عاشقانه» نسبت به فیلم قبلی پیمان معادی، یک عزیمت بزرگ به عقب است، در حالی که با فیلم اولش نشان داده بود می تواند معظلات درون خانواده ای را هرچند با شخصیت های اندک به خوبی پیش ببرد و تجربه جدید او نشان داد که برای کارگردانی فیلمی در اندازه تاریخی با تعدد شخصیت مناسب نیست.