آرشیو "نقد فیلم"

چرنوبیل؛ محاکمه بره ها

چرنوبیل؛ محاکمه بره ها

30نماایران(سینماناب) - حمید غفاریان: «چرنوبیل» جسورانه ساخته شده است و این جسارت، سریال را محدود به تک بعدی نگاه کردن به ماجرا نکرده است، بلکه سازندگان آن پا را فرار می گذارند و تلاش می کنند از این فاجعه در جهت نگاه انسانی پیش بروند و سرگرمی در اینجا الویتی است که در آخر قرار می گیرد.

قصرشیرین؛ سوال های بی جواب

قصرشیرین؛ سوال های بی جواب

30نماایران(سینماناب) - الناز دیمان:«قصر شیرین» نه به اندازه شاهکار میرکریمی «خیلی دور خیلی نزدیک» بی‌نقص است و نه به اندازه فیلم «امروز» (که شباهت‌هایی به آن دارد) خنثی و کم‌ رمق است.

سرکوب؛ آخرین ضربه رو محکم تر بزن!

سرکوب؛ آخرین ضربه رو محکم تر بزن!

۳۰نماایران(سینماناب):سرکوب» اسیر نماد شده است و در کلیت این نماد رو می شکوند و در لایه های فیلم جای می دهد و تلاش کرده است تا فقدان جذابیت بصری و فرمی را با نماد سازی های روشنفکری جایگزین کند اما این نمادها نه فیلم را روشنفکری می کند و نه حرف فیلمساز را می توان به عنوان جایگاه تثبیت شده یک فیلمساز با پیشینه قدرتمند جدی گرفت

یادداشتی برای قسمت دوم فصل تازه «بازی تاج و تخت»/ برای نبرد و مرگ آماده شدیم؟!

یادداشتی برای قسمت دوم فصل تازه «بازی تاج و تخت»/ برای نبرد و مرگ آماده شدیم؟!

30نماایران -حمید غفاریان: با انتشار دو قسمت از فصل آخر «بازی تاج و تخت» با الکن ترین و منفعل ترین اپیزودها مواجه هستیم که باورهایمان را از آنچه که دیده ایم و اندوخته ایم را به حاشیه رانده است.

یک قیاس نابرابر! / فقر «غلامرضا تختی» در برابر قهرمان «مرد سیندرلایی»

یک قیاس نابرابر! / فقر «غلامرضا تختی» در برابر قهرمان «مرد سیندرلایی»

30نماایران - حمید غفاریان:«مرد سیندرلایی» را اگر بخواهیم به عنوان یک الگو و مرجع برای فیلمی در حال و های «غلامرضا تختی» دریابیم، با فقری مواجه می شویم که برای فیلم وابسته سینمای مان بسیار تحقیر کننده خواهد بود و از آن حماسه و شکوهی که انتظارش داشتیم به جایی می رسیم که تعریف مان از یک قهرمان مابه ازای شخصیتی است که فقط دستش توو جیبش است و مردم پول توو جیبی می دهد.

نابودکننده؛ آبروی از دست رفته

نابودکننده؛ آبروی از دست رفته

30نماایران - حمید غفاریان: «نابود کننده» تا بزرگ شدن و یک فیلم خوب شدن فاصله بسیاری دارد، چراکه آن چیزی که باید در فیلم برای مخاطبش جا بیافتد مجهول است،‌در عین حال که درام اصلی، یعنی انجام چندین اشتباه در جوانی و تاوان دادن آن در میانسالی از درام هایی است که می تواند بسیار جذاب و دلهره آور به لحاظ شخصیتی باشد اما چالش های رفت و آمدی بین زمان ها، منجر به یک عدم انسجام کلی در فضای فیلم شده است.

«قاچاقچی» – کلینت ایستوود؛ زنبق پنهان شده

«قاچاقچی» – کلینت ایستوود؛ زنبق پنهان شده

30نماایران - حمید غفاریان:کلینت ایستوود «قاچاقچی» را هم در ادامه سیاست های دولت آمریکا ساخته است و او این بار در جهت سیاست های ترامپ برعلیه مکزیکی ها فیلم ساخته است و کارتل های آنها را حتی برای کهنه سواران قدیم آمریکا که دیگر دلخوشی در دنیا ندارند، خطرناک نشان می دهد اما این فیلم هم مانند کارهای آخر ایستوود در روایت داستانی بسیار کم دارد

سوءتفاهم؛ توهم های دوست داشتنی

سوءتفاهم؛ توهم های دوست داشتنی

30نماایران - حمید غفاریان:«سوء تفاهم» روایت یک گروگان گیری است که در فضای توهم پیش می رود و دنیایی را می سازد که می شود به آن ورود کرد و در جهان فیلمساز با شخصیت هایی طرف شد که آنچه اجرا می کنند در مقایسه با واقعیت در خودش یک کمدی خلق می کند که از جنس فیلم های کمدی مرسوم نیستٰ، بلکه خنده گرفتنش هم کلاس دیگری دارد که از ذهنی می آید که شاید در واقعیت هر آنچه دیده است هم مشکوک است! این وجه شک داشتن به دلیل ساختار برآمده از متن تا انتها با مخاطب همراه است و ریتم آن یکدست می ماند و به همین دلیل است که فکر جابجایی شکل کنونی پلان ها دور از ذهن است، چرا که هر کدام از آنها حکم قطعه های پازلی را دارند که می توانند برهم زننده آن در کلیت باشند.

«ستاره ای که متولد شد»؛ رویای پرواز

«ستاره ای که متولد شد»؛ رویای پرواز

30نماایران - حمیدغفاریان:«ستاره ای که متولد شد» بردلی کوپر فیلم خیلی بزرگی نیست و در عین حال خیلی هم فیلم کوچکی است اما قطعا دیدن آن تجربه جذابی است توامان از سینما و موسیقی درست که اجرای آن نیازمند خود زندگی با تمام مختصات درست خودش است و این درست بودن از جایی می آید که می تواند عیب داشت و به این باور عیب بودن رسید و برای درمانش تلاش کرد و زمانی هم اگر خطرش را حس کردی برای بقای معشوق، خودت را منتفی کنی، این مانیفست فیلمساز برای یک زندگی در شرایط نابرابر زیستی از ابتدا است.

کتاب سبز؛ تزریق اعتبار

کتاب سبز؛ تزریق اعتبار

30نماایران - حمید غفاریان:مشخص است که پیش از ساخت «کتاب سبز» با یک سری تعاریف ضد سیاه مواجه بودیم که اینها باید در فیلم می آمد و در آخر هم آنچه که در ذهن مخاطب می ماند همین موقعیت هاست و مسیر داستانی به غیر از همین الگو، مسئله تازه ای ندارد، در حالی که فیلم می توانست در موقعیت خودش از یک بانسر و یک پیانیست به زوج سینمایی برسد که در تقابل یک دیگر، سعی در اصلاح همدیگر برمی آیند و به جایی می رسند که متوجه می شوند با گذشته خود تفاوت کرده اند.