آرشیو "نقد فیلم"

قانون مورفی؛ کارزار واهی

قانون مورفی؛ کارزار واهی

30نماایران - حمید غفاریان: فیلم ابتدا از فیلمنامه ای ضربه می خورد که به جای شخصیت سازی و زوج سازی امیر جدیدی و امیر جعفری دل بسته پلان های شمال کشور و برخی تعقیب و گریزها همراه با بدلکاری می شود و از این ها، آیتم هایی مانند رفتن دو کارکتر فیلم به ویلایی بالای کوه بیرون می آید که از آن جمله همیشگی رامبد جوان که می گوید «ما خیلی با حالیم» می آید، موقعیت هایی که کمک نمی کند تا همه این ها تبدیل به یک بهم پیوستگی در جهت یک ساختار خیلی نه پیچیده شود.

همسر؛ استعدادی که پنهان ماند

همسر؛ استعدادی که پنهان ماند

30نماایران - حمید غفاریان: اساسا فیلم «همسر» سعی کرده است پیش روی داستان را با توجه به شرایط تحمیل شده جلو ببرد اما از جایی این تحمیل باید رنگ تعلیق به خود بگیرد و به همین دلیل فیلم وارد فلش بک می شود که منطقی ندارد اما می توانست این برگشت به عقب و روایت زندگی جوآن و جوزف از دریچه نگاه خصمانه در عین حال واقع گرایانه آن نویسنده زندگینامه باشد.

رُما؛ تکیه بر باد

رُما؛ تکیه بر باد

30نماایران - حمید غفاریان: «رُما» قصه پرکششی ندارد اما روزمرگی آدمها و به خصوص کلئو و روند پیش روی زندگی او به قدری سمپات در موقعیت ناجوری است که جلو رفتن آن به میزان پر شدن کاسه صبری است که کلئو آن را در اختیار خود قرار داده است و با مخاطبش سهیم می شود.

«تصنیف باستر اسکراگز»؛ در عمق حیات

«تصنیف باستر اسکراگز»؛ در عمق حیات

30نماایران - حمیدغفاریان:برادران کوئن در تازه ترین اثرشان، بیش از هر چیزی روایت این سمفونی را با فرمی مطرح می کنند که مناسب اقتضائات آن داستان است، در قصه اول با باستر اسکراگزی مواجه هستیم که نشان از یک قهرمان فیلم های وسترن است و در اوج ناباوری که او نخواهد مْرد اما او می میرد و همان اول، فیلم تکلیف مخاطبش را با خودش مشخص می کند.

همه میدانند – اصغر فرهادی؛ رسیدن به آخر خط

همه میدانند – اصغر فرهادی؛ رسیدن به آخر خط

30نماایران - حمید غفاریان:«همه می دانند» مجموعه ای است از شخصیت های الکن در موقعیت اشتباه که نقطه مشخصی برای رسیدن به یک تکامل داستانی با شاخ و برگ های حساس را ندارند و در این میان روابط غلط و نامربوط هم وارد این بلبشوی فکری شده اند تا یک درام با ادای تعلیق را دربیاورند، تعلیقی که آنقدر قوام نیافته و بدون چالشی است که مخاطبش جلوتر از فیلمساز قرار می گیرد.

آستیگمات؛ همه چیز روی کاغذ

آستیگمات؛ همه چیز روی کاغذ

30نماایران - حمید غفاریان: فیلم روایت خانواده ای از هم پاشیده است که هر روز دست و پا می زنند تا بتوانند شرایط حداقلی زندگی را برای خودشان فراهم کنند و در این میان هر یک از این شخصیت ها از بزرگ تا کوچک درگیر مسائل و مشکلاتی هستند که برایشان فراهم شده است اما این خرده مشکلات شخصیت ها رنگ تکامل یافته ای به خود نمی گیرد چون فیلم اساسا هسته مرکزی ندارد.

من پُل واکر هستم؛ موج سواری با مرگ

من پُل واکر هستم؛ موج سواری با مرگ

30نماایران-رامین کیانفر:مستند «من پل واکر هستم» به کارگردانی دریک مورای چندی است منتشر شده که در آن طی مصاحبه با خانواده واکر و دوستانش درباره زندگی او صحبت می شود و نکته جالب این مستند، وجود میزان تصاویر آرشیوی خانواده واکز از پل است به طوری که در ابتدا می بینیم پل با دیدن دوربین حس خوبی ندارد.

خانه پوشالی؛ جنایت و مکافات
در آستانه شروع فصل پایانی/

خانه پوشالی؛ جنایت و مکافات

30نماایران - حمید غفاریان: طراحی پِلن های رسیدن به قدرت می تواند جذاب باشد و دنیا را برایت زیباتر و هیجان انگیزتر کند و این میل به رسیدن به خواسته ها با برنامه ریزی از پیش، برای هر انسانی جذاب و قابل دنباله روی است تا هدف وسیله ای شود برای عبور آسان از جنایت ها و حذف آدمهایی که بخواهند دردسرساز شوند و بعدها مکافاتی که باید به سبب آن پرداخت شود.

بازیکن شماره یک آماده؛ آینده لعنتی

بازیکن شماره یک آماده؛ آینده لعنتی

30نماایران-حمید غفاریان: «بازیکن شماره یک آماده» روایتگر جامعه ویرانه ای است که به دلیل کمبودهای رفاهی و عاطفی مردمش به بازی های مجازی روی آورده اند به طوری که در آن سو زندگی تازه و جذاب تری را تجربه می کنند و فیلم در تقابل بین این دو فضا در حال رفت و آمد است و ترکیب این دو توانسته در داستانگویی با حجم بالایی از شخصیت های در فیلم نشسته، روند پیش روی داستان را جدی تر کند و در این میان یک چیز است که می تواند مخاطب را در دل این حجم فانتزی میخکوب نگه دارد و آن هم هنر داستان گویی که اسپیلبرگ در آن استادی می کند.

هشت یار اوشن؛ وفاداری در اندازه نام دنی اوشن

هشت یار اوشن؛ وفاداری در اندازه نام دنی اوشن

30نماایران - حمید غفاریان:«هشت یار اوشن» قرار است نمونه ای زنانه از مجموعه های قبلی باشد که با مرگ دنی اوشن، خواهر او به این جایگاه می رسد که بعد از آزادی از زندان با یک سری دزدی های حقیرانه و متضاد با دنی می خواهد یک دزدی بزرگ را ترتیب دهد، دزدی یک گردنبند الماس به ارزش 150 میلیون دلار که قرار است در یک مراسم سالیانه یک موزه به گردن یک بازیگر آویخته شود اما این ایده اگرچه در پس آن یک کسب عدالت نسبی شخصی و نه جمعی مانند «یازده یار اوشن» باشد اما اندازه آن خیلی محدود است.