چاپ
سرکوب؛ آخرین ضربه رو محکم تر بزن!

۳۰نماایران(سینماناب):سرکوب» اسیر نماد شده است و در کلیت این نماد رو می شکوند و در لایه های فیلم جای می دهد و تلاش کرده است تا فقدان جذابیت بصری و فرمی را با نماد سازی های روشنفکری جایگزین کند اما این نمادها نه فیلم را روشنفکری می کند و نه حرف فیلمساز را می توان به عنوان جایگاه تثبیت شده یک فیلمساز با پیشینه قدرتمند جدی گرفت

«سرکوب» فیلمی از کارگردانی است که بیشتر تجربه تئاتری داشته است و در فیلم اولش هم نشان می دهد که میان این دو مدیوم دچار یک سردرگمی شده است و این در متن و فرم نشسته است به طوری که از ابتدای فیلم خودش رو درگیر میزانسن های سینمایی نمی کند و دوربینش را سوبژکتیو می کند و این نقطه دید را هم نمی تواند به ثبات برسند و‌از جایی گویی تصمیم می گیرد تا روند فرمی فیلم را به سینما نزدیک کند اما همین اندازه هم به جای درستی نمی رسد و فیلم را در روایت دچار الکن می کند.

«سرکوب» اسیر نماد شده است و در کلیت این نماد رو می شکوند و در لایه های فیلم جای می دهد و تلاش کرده است تا فقدان جذابیت  بصری و فرمی را با نماد سازی های روشنفکری جایگزین کند اما این نمادها نه فیلم را روشنفکری می کند و نه حرف فیلمساز را می توان به عنوان جایگاه تثبیت شده یک فیلمساز با پیشینه قدرتمند جدی گرفت و این نمادسازی ها باعث شده با فیلمی مواجه شیم که در کلیت ساختار را بهم ریخته کند.

آنچه که باعث خواهد شد یک فیلم را به لحاظ مضمون جدی کند، موقعیت سازی بعد از شخصیت پردازی است که در اینجا شخصیت زن ها سعی شده به یک ثبات برسند اما از چه چیزی سخن می گویند؟ و سرکوب گر را که پدر خانواده است را گوشه رینگ گذاشته اند و در طول فیلم شاهد پرتاب تندترین اتهام هایی است که به وی تاخته می شود و بعد متوجه میشیم که پرویز به واسطه مسئولیت دولتی که داشته است، در این میان آنچه که سرکوب کرده است خانواده اش است و او قطعا در نقش مدیریتی هم که داشته همین شیوه را ادامه داده است و این موضوع را می توانیم از شکل مرگش هم درک کنیم و نقش منفعلش در کلیت مشخص است.

پایان فیلم هم در همین ساختار نمادگرایی به پایان می رسد و آن باز کردن در برای ورود هر نطفه مشکوک در مسیر زندگی آدمها ادامه خواهد داشت و در فیلم بچه ها نشان از آینده ای دارند که به همین سیستم سرکوب گرانه ادامه خواهند داد.

ساخت فیلم نمادگرایانه و تعمیم آن به کلیت مسئله قابل کتمانی در سینما نخواهد بود و رضا گوران اولین و آخرین آن نیست اما باید در روایت دچار فقدان جذابیت نشویم و سینما جایی است برای طرح همین مسئله های فراگیر که فیلمساز هم متوجه مدبوم جدی آن شده است اما بهتر بود تا در سینمای خودمان هم فیلم هایی را الگو قرار می داد که چطور در یک لوکیشن، فیلم روشنفکری،عاشقانه،نمادگرایانه با جذابیت و تعدد شخصیت ها ساخته اند.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :