چاپ
چرنوبیل؛ محاکمه بره ها

30نماایران(سینماناب) - حمید غفاریان: «چرنوبیل» جسورانه ساخته شده است و این جسارت، سریال را محدود به تک بعدی نگاه کردن به ماجرا نکرده است، بلکه سازندگان آن پا را فرار می گذارند و تلاش می کنند از این فاجعه در جهت نگاه انسانی پیش بروند و سرگرمی در اینجا الویتی است که در آخر قرار می گیرد.

عنوان «چرنوبیل» به تنهایی با خود ترس عجیبی می آورد، اتفاقی که منجر به کشته شدن ۴۰۰۰ نفر تا ۹۳۰۰۰ به شکل های مختلف شده است و منطقه ای که حالا خالی از سکنه است و سگ ها در جولان می دهند و تا بیست هزار سال هم کسی نمی تواند در آنجا زندگی کند و این اتفاقی است که از پس یک اشتباه کوچک می آید، مینی سریال «چرنوبیل» بیش از آنکه بخواهد سران این اتفاق را شماتت کند از اشتباه کوچکی می گوید که گاهی می تواند از تصمیم یک فرد یا یک جمع ناچیز بیرون بیاید و با سرنوشت هزاران آدم گره بخورد، اتفاقی که تاریخ بارها به خود دیده است.

«چرنوبیل» جسورانه ساخته شده است و این جسارت، سریال را محدود به تک بعدی نگاه کردن به ماجرا نکرده است، بلکه سازندگان آن پا را فرار می گذارند و تلاش می کنند از این فاجعه در جهت نگاه انسانی پیش بروند و سرگرمی در اینجا الویتی است که در آخر قرار می گیرد، بلکه تلخی ماجرا آنقدر وسعت فراتر از ذهنی دارد که می تواند برای سیاست مداران همه کشورها تبدیل به یک مانیفست شود.

در یادداشتی که برای «بازی تاج و تخت» که توسط همین شبکه سازنده «چرنوبیل» یعنی HBO ساخته شده است، نوشتم که این سریال هشداری است برای همه کشورها است که آن چیزی را که ساخته ایم می تواند فردا روزی تبدیل به وسیله برای از بین رفتن خودمان شود، در حماسه بزرگ «بازی تاج و تخت» ما شیفتگان تاج و تخت را می دیدیم که با کشتن آدمها به قدرت مقطعی می رسیدند اما خود آن کشته شدگان تبدیل به ارتش مردگان شدند و بلای جان همه آن شیفتگان تاج و تخت. حالا هم سیاست مداران کشورهای صاحب قدرت با تثبیت جایگاه خود برای دست یابی به انرژی هسته ای منجر به خطر برای مردمان کشورشان می شوند، این فلسفه ای است که شبکه HBO به دنبال آن است و تا الان هم موفق شده است و به همین دلیل است که در اپیزود آخر «چرنوبیل» سریال وارد فضای تک گویی در دادگاه می شود و بر علیه روسیه صحبت می کند و به نقد جدی با بحث علمی به نگاه انسانی می رسد که هر بیننده ای حتی در روسیه با یولانا سمپات می شود اما پشت این ماجرا هم می توان به مقاصد بسیاری پی برد که سیاست مداران آمریکا هم به دنبال آن هستند.

«چرنوبیل» در ساختار دچار چند پارگی در لحن و اجرا می شود و این موضوع به تلاش سازندگان برای پنج قسمتی شدن آن بازمی گردد، در حالی که قلاب فیلمنامه تنها به خود حادثه محدود می شود و شخصیت ها هیچ کدام جدای از وحدت «تلاش برای بقا» به فراز و فرودهای دیگری حتی در زندگی شخصی شان نمی رسند، در حالی که می شد به مسئله آتش نشان ها جدی تر و دراماتیزه تر وارد شد اما لحن مردانه اجرا در تمامیت سریال نقش می بندد و فضا را به سمتی در جهت سریع جمعش کن و جانت را بردار و برو محدود می شود.

کریگ مازن در هیچ قسمتی از سریال خود را محدود به قواعد ژانری نکرده است و مسئله را آن طورکه دیده است جلو برده ، به طوری که فیلم را در چارچوب مشخصی قرار نمی دهد و از این فرصت استفاده می کند و خودش را در آزمونی سخت قرار می دهد که نمونه عینی آن به گشت زنی برای کشتن حیوانات و یا سکانس های مربوط به دادگاه و ارجاع آن به شب اتفاق برمی گردد و صراحت کلام بدون لکنت سریال در اپیزود آخر، بیانیه ای محکم در جهت تنبیه تمام کسانی است که حادثه «چرنوبیل» را بوجود آوردند و بعد آن را جدی نگرفتند .

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :