چاپ
سینمای ملی؛ از شعار تا اجرا؟!

۳۰نماایران (سینماناب):وقتی صحبت از سینمای ملی ایران می کنیم، دقیقا باید چه چیزی یادمان بیاید تا این روز به دلمان بنشیند؟! سینمایی که طی این سالها به سبب وابسته بودن به پول، قربانی حضور برخی افراد صاحب پول شد و این روزها پشت میله های زندان هستند و آیندگانی که قرار است پشت این میله ها بروند.

از صبح روز گذشته صفحه اینستاگرامی بسیاری از سلبریتی ها به تبریک «روز ملی سینما» محدود شد و بعد از دختر آبی ، سینما مسئله یک روز آنها شده است اما سینمایی که این دوستان در آن فعالیت می کنند، طی این سالها چه دستاوردی را به ماهیت خود سینما افزون کرده است که روزش قابل تبریک است، آیا همین که چراغش به لطف برخی از سینماگران دغدغه مند کنار سینماگران بساز بنداز روشن مانده است، قابل تبریک است؟! سینمایی که طی این سالها بارها از مسیر اصیلی اش خارج شده است و تحت تاثیر جو پیرامون به جلو حرکت کرده است، چطور ملی شد تا شایسته تبریک باشد؟! سینمایی که ارگان های بی ارتباطش پول را برای خودی ها تقسیم می کنند تا سینمای پروپاگاندا را جا بیاندازد و ارگان های با ارتباطش هم در یک فضای مشورتی رفته اند تا از تخصیص اعتبار فرار کنند! چطور می توان یک سینمای ملی را از دل این ها بیرون آورد؟!

وقتی صحبت از سینمای ملی ایران می کنیم، دقیقا باید چه چیزی یادمان بیاید تا این روز به دلمان بنشیند؟! سینمایی که طی این سالها به سبب وابسته بودن به پول، قربانی حضور برخی افراد صاحب پول شد و این روزها پشت میله های زندان هستند و آیندگانی که قرار است پشت این میله ها بروند، چطور نام هنر و سینمای ایران را به آشوب کشیدند و هنرمندش را وابسته و زیاده خواه کردند تا جریان اصلی سینما نتواند در شرایط طبیعی کار کند، جای تبریک به کدام طیف در این روز خالی می ماند!؟

روز گذشته حسین انتظامی ؛ رییس سازمان سینمایی در مصاحبه ای از عنوان «اکران خشن» صحبت کرد اما اشاره نکرد که برای این وضعیت اکران خشن چه برنامه ای دارد و دست آخر رسیدیم به این مرحله که دولت نمی تواند متولی تمام شرایط و خروجی سینما باشد! بله این صحبت درست است اما دولت اگر عزم جدی داشته باشد می تواند همین اکران خشن را تبدیل به اکران مطلوب کند تا جریان مستقل سینما هم بتواند در این وضعیت اکران به یک شرایط مطلوب برسد و سیستم اکران و پخش از این وضعیت فعلی به یک وضعیت هوشمند برسد و این مهم ترین برنامه ای است که سازمان سینملیی باید داشته باشد تا انتشار نامه های اداری روی سایت خود!

اکران یکئ مقوله پیچیده و ترسناک شده است و این ترس از وضعیت آینده اکران است که در تولید هم اثر گذار است  که آثار را در ساخت هم دچار یک گمراهی مسیر می کند که زمان اکران را هم باید جدی گرفت. رسیدن به سیستم مکانیزه پخش هوشمند، دستاورد دور از ذهنی نیست که مدیریت از ان هراس دارد و راهش حذف رانت،باند و دست های همیشه در صحنه است، آن وقت است که با اوضاع پخش و اکران مطلوب می توانیم به سینمای ملی هم فکر کنیم و برای این چرخه آرزوهای خوب کنیم، فراگیر کردن سینما در شهرستان ها و تحمیل برنامه های سینما رفتن برای کل کشور می تواند ما را چند قدم به سینمای ملی نزدیک کند تا اینکه در گیر و دار یک جشنواره ورشکسته ای چون نام «جهانی» باشیم!

تا زمانی که مخاطب ایرانی یک فیلم را بزرگ نکند، در شرایط عادی و برابر نمی توان انتظار جهانی هم داشت! پس به جای دورهمی های سالیانه ای چون جشنواره جهانی و هنروتجربه به سمت حمایت از سالن سازی، نظارت بر پخش و کمیته بررسی نوبت اکران و…. رفت تا مسیر اکران برای تمام فیلم ها در یک شرایط برابر قرار گیرد.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :