چاپ
پسر؛ پَرسه در زمان

سینماناب(30نماایران) - حمید غفاریان: بازگشت به زندگی و رها کردن گذشته تلخ، با خود مختصاتی می آورد که می تواند برای قوام بخشی شخصیت پردازی تاثیرگذار باشد و حالا اگر این بازگشت از دل یک رابطه تازه بوجود بیاید، انتظار ها را بیشتر خواهد کرد اما دست آخر زمانی که زندگی تازه هم شکست خورده تر ترسیم شود، دیگر نابودی است که انتظار می کشد.

«پسر» فیلمی در این فضاست و یک تریلر روان شناختی نسبتا جذاب است که با اتکا به شناخت و خلق یک داستان نسبتا پیچیده و در عین حال ساده، روند پیش روی فیلم را بدون لکنت حفظ می کند، در این جور فیلم ها که قرار است به یک روایت در چند زمان به طور موازی پرداخت شود، تدوینگر و آن چفت و بست داستانی است که فیلم را تکمیل کند همانطور که در اینجا رفت و آمد زمانی در جای خودش، منجر به یک نگاه دقیق و پرداخت درست شده است که تفکیک سکانس ها از زمان حال و گذشته می تواند از جایی به جذابیت مخاطب در کشف و شهود این ماجرا تبدیل شود.

فیلم شخصیت های محدودی دارد و این محدودیت هم فیلم را در چنبره یک دایره ای قرار داده است که ورود به آن سخت و سخت تر می شود و همین مهندسی در اضافه نکردن شخصیت، حتی در جاهایی که نیاز بود تا با آدمهای تازه مواجه شویم که در پیشبرد داستان داخل خانه موثر باشند، فیلم را در یک انزوای خودخواسته قرار می دهد و این انزوا از جایی به فضای خانواده تزریق می شود که یک سری از علت ها را مجهول قرار می دهد، اینکه چطور «لورنزو» برای پی بردن به راز ارتباطی بین قابله و سیگرید، قدم های دیگری را برنمی دارد و به عقبه زندگی وی نزدیک نمی شود و همه چیز در ظاهر اتهام زنی ها به وی باقی می ماند، با اینکه نزدیک شدن به عقبه سیگرید می توانست علاوه بر پر کردن سوراخ های فیلمنامه، در خلق موقعیت هایی که به فضای فیلم می توانست الصاق شود، موثر واقع شود.

در تاریخ سینما ما با فیلم های مهمی مواجه شدیم که روایت شان از زمان به دنیا آمدن کودک دگرگون شده است که نمونه مهم و قابل ارجاع آن «بچه رزمری» رومن پولانسکی و نمونه آخر آن، «مادر!» دارن آرنوفسکی که هر کدام فضای دگردیسی متفاوتی را در ذهن مخاطب ایجاد می کنند اما در «پسر» ما با یک خلق بحران بی منطق در پس آن مواجه هستیم که نسخه قابل علاجی برای حل این چالش مخاطب با روند منطق داستان داده نمی شود و پرداخت کم به شخصیت سیگرید هم از علت های مهم آن است و اگر میزان شناخت ما از سیگرید بالاتر می رفت و با جهان اون همراه می شدیم به یک تعادل می رسیدیم.

 

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :