چاپ
یک جنگ خصوصی؛ شکسته شدن استخوان

سینماناب (30نماایران) - حمید غفاریان:درام زندگینامه ای به جای پرداختن به یک عصر و زمانه به یک فرد می پردازد اما به هیچ وجه نباید به یک وقایع نگاری ساده تبدیل شود. اینکه آدمی از فاصله تولد تا مرگ اعمال جالب و درخور توجهی انجام داده فقط می تواند موضوع یک تحقیق علمی و تاریخی باشد. فیلمنامه نویس باید امور واقع را به نحوی تعبیر و تفسیر کند که گویی با حوادث داستاتی و خیالی سروکار دارد.

«یک جنگ خصوصی» به کارگردانی متیو هاینمان قرار بوده که یک درام زندگینامه ای باشد اما در ابتدا مخاطب باید یک خودشناسی نسبت به فضای خارج از فیلم و آنچه که رخداد محسوب می شود، داشته باشد و اینجاست که درام زندگینامه ای با این فیلم شناسنامه دار نمی شود و آنچه که در حاشیه قرار می گیرد، موقعیت ساخته شده و قرار گیری شخصیت در آن است، پس اگر در جریان رخداد های جنگی در ارتباط با خاورمیانه و آمریکا نیستید، این فیلم نمی تواند به شما کمک کند، چرا که آن وقت باید صفحه گوگل پیش رویتان باشد و جنگ ها را طبق سال رخداده جستجو کنید و دریابید که داستان چی به چی است!

درام زندگینامه ای به جای پرداختن به یک عصر و زمانه به یک فرد می پردازد اما به هیچ وجه نباید به یک وقایع نگاری ساده تبدیل شود. اینکه آدمی از فاصله تولد تا مرگ اعمال جالب و درخور توجهی انجام داده فقط می تواند موضوع یک تحقیق علمی و تاریخی باشد. فیلمنامه نویس باید امور واقع را به نحوی تعبیر و تفسیر کند که گویی با حوادث داستاتی و خیالی سروکار دارد، به عبارت دیگر باید معنای زندگی شخصیت مورد نظر را بیابد و آن گاه او را به منزله قهرمان زندگی خویش به نمایش بگذارد اما قهرمان در اینجا در بیشتر مواقع دچار یک بیماری می شود که شخصیت او را متلاشی می کند و دقیقا فیلمساز هم در اوج جایی که نباید او را رها کند و موقعیت را بر او غلبه کند، شخصیت را به محل زندگی اش بازمی گرداند و خروجی اش می شود همان سکانس مهمانی احمقانه که مری تصمیم می گیرد شب را هم آنجا بماند، در حالی که گویی این بازگشت ها می خواهد نقطه پایانی به کار او دهد اما مری همچنان می خواهد که ادامه دهد و این برخلاف آنچه است که اتفاق می افند همانطور که در سکانس آسایشگاه مری به عکاس جوان می گوید که هرگز علاقه نداشته است نا مانند خواهرش یک زن خانه دار باشد، پس اینجاست که باید آن وجه نیرومند مری بر وجه دیگر اثر بخشی جدی تری داشته باشد.

فیلم با پلان از خرابه های حمص سوریه آغاز می شود که باز هم اطلاعاتی از نیروهای درگیرشونده نمی دهد و در یک فلش بک به دوازده سال قبل مری کلوین می رود که قرار است قصه زندگی او را شاهد باشیم، زنی را می بینیم که در عین قدرتمند بودن به لحاظ جایگاه کاری و اجتماعی می خواهد اعلام کند که یک زن است با تمام تمایلات طبیعی اش و حق بچه دار شدنش! و زمانی که با نظر منفی همسر سابقش مواجه می شود به سرعت به فضای کاری اش بازمی گردد و فیلمساز جستجوی دیگری در زندگی مری نمی کند، چرا که فیلم بیش از آن می خواهد تصاویری از حضور سلحشورانه وی را در جنگ ها نشان دهد.

اصرار فیلمساز بر روایت همه حضورهای مهم مری در صحنه های جنگ های مهم بی ثمر است به طوری که اگر شما قسمت های مربوط به لیبی را از فیلم بیرون دربیارید، هیچ ضربه ای به داستان نمی خورد و اگر این قسمت ها حذف می شد و به حمص بیشتر پرداخت می شد و اینکه چرا مری اعتقاد دارد این جنگ جزو بدترین جنگ هایی است که دیده و منشا آن از نگاه مری بیشتر روی میز می آمد، می توانست فیلم را از این وضعیت پرسرعت در رفت و آمد بیرون بیاورد.

مری دقیقا جایی خودش را بیشتر معرفی می کند که در حمص با سی ان ان در حال مصاحبه است و اینجاست که اعتقادات انسانی اش را فارغ از نگاه پرچمی درمی یابیم اما این اندازه بیشتر باید در اجرا جا می افتاد تا شکل گیری و اینکه تاثیر گذاری گزارش مری را در قدرت ها هم می دیدیم، چرا که آوردن دوربین و روایت مری تنها در کنار شخصیت، آن میزان اثر بخشی را در سران جهان کتمان می کند.

«یک جنگ خصوصی» نیازمند جسارت بیشتر در صراحت داشت و تنها به یک روایت ساده نباید بسنده می کرد، برخی به دنبال شخصیت اند که در اینجا فیلمساز به دنبال شخصیت است و برخی کنش و کشمکش که در «یک جنگ خصوصی» خیلی کم داریم و حتی دیدار مری با سرهنگ قذافی هم تبدیل یک کشمکش مهم نمی شود و یا «حال و هوا» هریک از جنگ ها که در گرافیک بصری اگر بخواهیم به قیاس برسیم، باید اشاره کنم که گرافیک تصویری حمص بسیار وحشتناک و درست تر است اما در کل فیلم را قرار است حادثه ها بسازند و بعد شخصیت درگیر شود اما خود شخصیت که وجودش متفاوت از بسیاری از آدم ها است هم باید حادثه ساز می شد و این حادثه سازی وی تبدیل به یک جریان می شد، که قطعا در واقعیت افتاده است اما در فیلم خیر!

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :