چاپ
یادداشت سردبیر/2 همه مصائب یک انتخاب،یک رقابت

30نماایران،آیا غیر از این است که بودجه نهادها اول به جهت قرار گرفتن در چارچوب های مشخص شده سازمان مربوطه تولید می شود؟! پس چطور ممکن است که نهاد ارزشی مربوطه رضایت دهد تا فیلمش از دیده شدن در یک جشنواره که عنوان مبارک فجر را دارد خارج شود؟!

به گزارش سایت ۳۰نماایران، حمید غفاریان -در هفته های گذشته جشنواره فیلم فجر در صدر اخبار سینمای ایران قرار داشت و شروع آن از یک جمعه عصر آغاز شد و همچنان هم ادامه دارد، فیلمسازانی که وقتی با بیرون گذاشته شدن فیلمشان مواجه شدند چهره های متفاوتی به خود گرفتند و حرف های عجیبی زدند و آخرین آنها هم که فیلمش را که متعلق به ارگانی مثل انجمن سینما دفاع مقدس بود بیرون کشید.

آیا غیر از این است که بودجه نهادها اول به جهت قرار گرفتن در چارچوب های مشخص شده سازمان مربوطه تولید می شود؟! پس چطور ممکن است که نهاد ارزشی مربوطه رضایت دهد تا فیلمش از دیده شدن در یک جشنواره که عنوان مبارک فجر را دارد خارج شود؟! آیا وقتی فرم جشنواره را پر می کنیم به فکر حرف های گل درشتی هستیم که به دنیال مطرح کردن آن و گرفتن سهم از جشنواره و آنهم نه فقط حضور در بخش مسابقه بلکه گرفتن سیمرغ هستیم؟! آیا آنقدر خود را خوب می بینیم که می توانیم نصیحت و گوشزد هم به مسئولان دهیم؟! محمد خزاعی با انتشار این نامه، سابقه اجرای خوب جشنواره سی ام که بر عهده وی بود را هم زیر سوال برد!چرا که همواره خود او از استقلالش می گفت اما حالا کل جشنواره و اعمال نظرات را به رییس سازمان سینمایی نسبت می دهد.

فیلمساز پیشکسوت دیگری که گویی فراموش کرده است که در کشوری فیلم می سازد که قواعد اخلاقی خودش را دارد و با همین شرایط است که فیلم های اصغر فرهادی در جشنواره های خارجی دیده می شود و فیلم خوب ساختن فقط منوط به گذشتن از یک سری بدیهیات نیست. حالا که «کاناپه» هم کنار «خانه پدری» رفت و باعث افتخار عیاری شد باید به این واقعیت رسید که علت رد کردن پیشنهاد عیاری توسط ترانه علیدوستی علاوه بر ضعیف بودن فیلمنامه دور از انتظار نیست که بازیگری با سابقه علیدوستی قبول نکند که در فیلمی بازی کند که از ابتدا مشخص است چه آینده ای در انتظارش است.

عیاری این واکنش ها را بعد از چند روز بی پاسخ نداشت و اعلام کرد که دیگر فیلمی نمی سازد که روسری داشته باشند!! (نکته قابل توجه برخی منتقدین سینه چاک شروع به تحلیل های مختلفی درباره کلاه گیس کردند!که استاد خوب می داند که چه کند)

واکنش شهرام مکری هم در نوع خودش نگارنده را یاد جکایت من و ابی رو کجا می برین انداخت که مکری از اینکه با عیاری فیلمش رد شده ابراز خوشحالی بسیار کرد!

این پزها و ژست ها به جشنواره فیلم فجر نمیاد، چرا که فیلمسازان با علاقه مندی و رضایت کامل و قبول مفاد جشنواره اقدام به پر کردن فرم حضور و ارائه فیلمشان کردند، پس چطور است که چنین واکنش های عجیبی از خود بروز می دهند!

اینکه فیلمی از هیات انتخاب کنار رفت لزومی بر بد بودن آن نیست چراکه شاید حضور چهره های دیگر می توانست خروجی دیگری را به دنبال داشته باشد اما واکنش ها هم باید به دور از احساسات و هیجانات کاذب باشد.

مسئله کاخ جشنواره و علاقه مندان به آن حرف امروز نیست، همواره اولین اظهار نظر مدیر روابط عمومی جشنواره در همین زمینه است که امسال از ورود افراد غیررسانه جلوگیری به عمل می آید اما مگر فقط درباره افرادی که در کاخ جشنواره هستند مدیر روابط عمومی تصمیم می گیرد؟! دایره افراد فعال حوزه رسانه آنقدر شفاف است که هرسال میدانیم چند نفر آمدند برای کار و چند نفر آمدند برای تفریح!

حضور ۳۳ فیلم در بخش مسابقه کار را همچنان سخت می کند همانطور که اکران گستره در همه استان ها اکران را با چالش مواجه می کند، مخاطب جشنواره باعث افت مخاطب اکران می شود و تا آنجایی که در خبرها و اظهار نظرهای دبیر فعلی جشنواره مطرح شده بود که به دنبال نزدیک کردن جشنواره فجر به جشنواره های استاندارد جهان است که البته نمی توان گفت که مقصر اصلی قبول این طرح تنها در اختیارات دبیر جشنواره باشد همانطور که تصمیم لحظه ای حجت الله ایوبی مبنی بر اضافه کردن سیمرغ فیلم کوتاه و نوشتن آن یادداشت شاعرانه نشان داد که آقای رییس خوشامد عده ای برایش مهم تر از تصمیم های خردجمعی و کارشناسی و شخص خود دبیر است.

چطور سازمان سینمایی که برای فیلم کوتاه و مستند جشنواره های خوبی را به نسبت برگزار می کند، ضرورت حضور این فیلم های در جشنواره فیلم فجر چیست؟!

 

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :