چاپ
نگاهی به فیلم جودی فاستر؛ «هیولای پول»؛ اختلال در اختلاس

30نماایران،حمید غفاریان - به مدد تجربه درام های هیجان انگیزی چون بعداز ظهر سگی سگی با بازی درخشان آل پاچینو، در «هیولای پول» هم با مسئله گروگانگیری، موتور فیلم روشن می شود و به واسطه همان تجربه های موفق در این فیلم هم شخص گروگان گیر از قشر ضعیف جامعه است!

۳۰نماایران،حمید غفاریان – «هیولای پول» به کارگردانی جودی فاستر بیش از اینکه یک فیلم محسوب شود، در اندازه کوچک همان خبر یک برنامه تلویزیونی یا ستون یک روزنامه باقی می ماند و به دلیل ضعف ساختاری که در فیلمنامه دارد و به دلیل وجود حفره های بسیاری که در مرحله نوشتن دارد، در اجرا هم با فیلمی الکن مواجه هستیم، در عین حال که سوژه فیلم بسیار ملتهب است اما به دلیل عدم شخصیت پردازی این سوژه تلف شده است.

در ابتدا با مجری یک برنامه بورس مواجه هستیم و از شواهد هم آنچه که مشخص است، کارش را به خوبی بلد است و با اینکه از اختلال در یک شبکه مهم بورسی خبر می دهد اما نشان نمی دهد که خودش کدام طرف ایستاده است اما با این اوصاف آنچه که باید در ابتدای فیلم رعایت می شد،آشنایی مخاطب با خود شرکت بورسی بود که مردم را چگونه جذب کرده است؟!آیا تنها عامل آن یک مجری برنامه تلویزیونی بوده است! هرچند آشنایی با این نوع فعالیت شرکت در حد مواجه شدن با مدیر روابط عمومی آن باقی می ماند اما از ابتدا آنچه که محرز می شود،این است که بحث اختلال از اساس غلط است و موضوع در اختلاس است تا اختلال!

Jack O'Connell and Director Jodie Foster on the set of TriStar Pictures' MONEY MONSTER.

به مدد تجربه درام های هیجان انگیزی چون بعداز ظهر سگی سگی با بازی درخشان آل پاچینو، در «هیولای پول» هم با مسئله گروگانگیری، موتور فیلم روشن می شود و به واسطه همان تجربه های موفق در این فیلم هم شخص گروگان گیر از قشر ضعیف جامعه است! با اینکه فیلم در خط اصلی داستانی اش کاملا در ورط کلیشه قرار می گیرد اما خیلی از منطق های بدیهی هم زیر سوال می برد. اینکه چطور در یک ساختمان تلویزیونی، یک فرد به راحتی در استودیو برنامه حاضر می شود و یا چقدر ساده این شخص به همراهی مجری در شهر به راحتی به سمت مدیر شرکت می رود و در آنجا با وی ملاقات می کند!

فیلم در جایی موفق عمل می کند و آنهم زمانی است که کارگردان برنامه تلویزیونی می پذیرد که از این موقعیت اجباری که در آن قرار گرفته است به نفع خود عمل کند و کاملا این فضا را کارگردانی کند اما این تصمیم هم با عث می شود که مخاطب سطح انتظارش به جایی برسد که با موقعیت های بهتری روبرو شود که در خلق این گره های داستانی و تعلیق ها، فیلمنامه به شدت ضعیف عمل می کند.

جرج کلونی در نقش مجری برنامه بسیار جای درستی قرار گرفته است و بازی اش جدای از ضعف های داستانی و اجرایی در مسیر فیلم جذابیت حداقلی را حفظ می کند که جز معدود امتیازهای فیلم قرار می گیرد.

پایان فیلم بی جهت کش پیدا می کند و درست فیلم باید در همان جایی که کایل از بین می رود و به درستی ری اکشن های کارگردان، فیلمبردار و مجری را می بینیم تمام شود.

«هیولای پول» یک حرف مهم را می زند و آن هم توان قبول اشتباه، حتی در شرایطی که پای اختلاس در میان است،چراکه متجر می شود، حتی قشر آسیب پذیر که توانایی مقابله با سر منشا آنها را ندارند، حداقل با یک دلخوشکنکی خود را راضی نگه دارند اما فریب افکار عمومی در برخی مواقع منجر به رفتارهایی کنش مند می شود که از پس برخی مشکلات نشات می گیرد.

«هیولای پول» فیلم بدی نیست اما تارسیدن به فیلمی مهیج فاصله ای نداشت،ولی به واسطه تکیه زدن به کلیشه ها حرف خود را در بستری نسبتا تازه مطرح می کند.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :