چاپ
فیلم های جشنواره در یک قاب/8 فِراری؛ عاقبت سهل دیدن سینما

30نماایران:«فراری» می توانست فیلم خوبی باشد اما نگاه داودنژاد به سینما بسیار سهل شده و همین ساده نگاه کردن به این پدیده باعث شده که بدسلیقگی در فیلم موج بزند و حالا نگارنده نمی تواند حتی یک پلان زیبا اشاره کند که همه عناصر زیبایی شناسی در خدمت میزانسن کارگردان باشد.

«فراری» علیرضا داودنژاد، بیش از اینکه تبدیل به فیلم بلند سینمایی باشد در اندازه یک ایده برداشتی از واقعه تصادف پورشه متعلق به پسر سرمربی معروف و آقازاده معروفتر که سال گذشته به وقوع پیوست مانده است و تنها داستانی که به این واقعه اضافه شده، علاقه یک دختر شهرستانی به ماشین فراری است که در فیلم مشخص نمی شود که این دختر چرا اصلا برخلاف پسرها به ماشین علاقه مند است و هیچ شناسنامه را برای شخصیت دختر نمی سازد، جز اینکه تمام تمرکز فیلم روی دیالوگ ها بنا می شود و از جایی این دیالوگ ها جز خنده تصنعی دیگر چیزی را برای فیلم به ارمغان نمی آورد.

روایت فیلم به شکلی است که همه آدمهای درگیر دختر، بعد از وقوع حادثه به شکلی عجیب به یک ساختمانی وارد می شوند و در برابر دوربین از این دختر صحبت می کنند و گاهی حتی او را محاکمه هم می کنند. از جایی دیگر این فضا رها می شوند حتی بدون یک تعریف درست و بی هویت بافی می ماند و در روند داستانی راوی گم می شود!

«فراری» می توانست فیلم خوبی باشد اما نگاه داودنژاد به سینما بسیار سهل شده و همین ساده نگاه کردن به این پدیده باعث شده که بدسلیقگی در فیلم موج بزند و حالا نگارنده نمی تواند حتی یک پلان زیبا اشاره کند که همه عناصر زیبایی شناسی در خدمت میزانسن کارگردان باشد و این نگاه اگر در فیلمی مثل «مرهم» جواب داده باشد, قرار نیست در «فراری» هم بازتاب خوبی داشته باشد، چرا که نام فیلم، بزرگ انتخاب شده است،پس باید فیلم هم خود بزرگ باشد.

در جایی از فیلم راننده با بازی محسن تنابنده که تلاش خود را جهت بهتر شدن فیلم می کند، باران را به خانه جانبازی می برد و از دختر می خواهد که داستان زندگی و فرارش را توضیح دهد تا این جانباز بتواند با توصیه ای او را به صاحب فراری برساند که در ایران فقط یک نفر است و او هم با رابطه نزد یک آقازاده است برساند.فیلم در بیان برخی حرف هایی که می خواهد بزند مانند کسی می ماند که می خواهد جمله را بر زبان بیاورد اما آن را ناقص بیان می کند و همین امر موجب جدی نشدن فیلم می شود .

خوب است که علیرضا داودنژاد همچنان فیلم می سازد اما نگاه او به سینما در ساخت به اندازه فیلمسازان انجمن سینمای جوانان است و به همین خاطر است که صحنه تصادف کاملا الکن درمی آید و ظرافت های فیلمسازی او در این فیلم آنقدر ناچیز است که باعث شده تا «فراری» عقب ترین فیلم او شود.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :