چاپ
به بهانه جوایزی که بفتا به او داد! زیرسایه؛ فیلمی مبتذل که مانفیست کاریکاتوری دارد

30نماایران:«زیرسایه» اساسا برآمده از تفکر معیوبی است که مدتهاست در بین فیلمسازان مهاجرت کرده رسوب کرده است که نمونه های کوچک بسیاری در این زمینه ساخته شده است و نشان دادند که به جای پرداخت سینمایی از نگاه ضدایرانی خود هم آنقدر ضعف های بارزی دارند که توی ذوق می زند.

به گزارش سایت ۳۰نماایران، حمید غفاریان – «زیرسایه» فیلمی به کارگردانی بابک انوری است که اولین تجربه فیلمسازی وی بعد از ساخت چند موزیک ویدیو و فیلم کوتاه است و این فیلم را با همکاری قطر،اردن و بریتانیا ساخته است و جال اینکه از سوی بریتانیا هم به اسکار معرفی شد که در لیست نهایی قرار نگرفت اما فیلم در جایزه بفتا خوش درخشید و جایزیه های مهمی را کسب کرد و این فیلم می تواند نمونه ای باشد برای کسانی که فیلم سیاه برای کشورشان می سازند و بعد از موفقیت در چند فستیوال پز سینما بودن فیلمشان را می دهند.

«زیرسایه» اساسا برآمده از تفکر معیوبی است که مدتهاست در بین فیلمسازان مهاجرت کرده رسوب کرده است که نمونه های کوچک بسیاری در این زمینه ساخته شده است و نشان دادند که به جای پرداخت سینمایی از نگاه ضدایرانی خود هم آنقدر ضعف های بارزی دارند که توی ذوق می زند تا حداقل برچسب سینما شدن به فیلمشان اطلاق شود اما در نهایت با مجموعه ای راش بی ربط و الکن مواجه می شویم که نه فیلم است و نه فارسی و یک فیلمفارسی مبتذلی است که ملغمه ای از پلشتی های ناهمگون بهم خورده است که با فیلم شدن بسیار فاصله دارد.

شروع فیلم از یک صحنه بین فردی که پشت میز است و طرف دیگر زنی است که حتی مغنعه روی سرش هم به شکلی بر سر کرده است که بیشتر وجه زشت بودن آن پدیدار شود و در پس تصویر یک شهر بی ربطی می بینیم که به شکل مضحکی انفجار هم در آن می بینیم و نگاه تصنعی که زن به این پنجره دارد که فهمی هم از بازیگری نمی شناسد و اساسا با لنز و صحنه بیگانه است.

فیلم که در خلق و نزدیک شدن به تاریخ با توجه به ادعایش در نازل ترین شکل ممکن قرار می گیرد و در طراحی خانواده از هم گسیخته که قرار است برای یک بحران آماده شوند هم به شکل دم دستی و به شدت مضحک عمل می کند، فیلم به تبعیت از سینمای اجتماعی ایران از روی دوربین روی دست استفاده می کند که در برخی سکانس ها در میزانسن ها آدمها را گم می کند و لق می زند.

«زیرسایه» در یک رویکرد شتاب گونه ای از اوسط فیلم تغییر ژانر می دهد و وارد فضای وحشت می شود که ساختار اجرایی و مفهومی آن در اندازه بازی روح که توسط کودکان اجرا می شود که با یک چادر گل گلی صدای ترسناک در می آورند باقی می ماند و اساسا فیلم در پرداخت ژانری هم مانند شخصیت پردازی که ندارد به شکل آشفته و شلخته ای هم صحنه های ترسناکش را به قول خودش رو می کند.

«زیر سایه» آنقدر الکن در روایت و ساختار است که به ضد خودش تبدیل شده است به طوری که مخالفت خودش را با اعتقادات مردم جمهوری اسلامی ایران و جنگی که برای این سرزمین تحمیل شد را با یک ژست روشنفکری مخرب مطرح می کند اما آنقدر این شیوه بیان سینمایی اش الکن است که غیرواقع آن خیلی زودتر رو می شود، فیلم در برخی جاها اشاره دارد که مردم در حال ترک تهران هستند و این اظهار نظر غلط و احمقانه به قدری در روایت و پرداخت مضحک مطرح می شود که خود فیلم در تصویر سازی آن ناتوان است، این فیلمساز بهتر است حداقل در بیان عقاید وطن فروشانه اش، سینما بلد باشد ما در همین سینمای ایران با اثر ماندگار به نام «بازمانده» به کارگردانی مرحوم سیف الله داد مواجه هستیم که آنقدر در بیان فرمی و ساختاری ایجاد بحران در یک شهر خوب عمل می کند که مخاطب انگار در این محل حضوری ناظر دارد.

«زیرسایه» فیلمی سراسر کثیف و وطن فروشانه است که سینما نیست و مجموعه راش اشتباه گرفته شده است که مفهوم روایی و ساختاری آن به قدری مبتذل روایت شده است که متلعق به هیچ دوره و جغرافیایی نیست چون مفهوم و سینما در آن گم شده است.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :