چاپ
سینما در سالی که گذشت / باشیم تا اموراتمان بگذرد!

30نماایران:جریان سینمای ایران در تولید فیلم ها دچار یک گردابی شده است که روز به روز در حال از بین رفتن است و حتی مخرب هم می شود، دو جریانی که مدیریت سینما با ایجاد گروه اشتباه «هنروتجربه» و فضایی به شدت محفلی که ایجاد کرد و باعث شد که فیلم ساختن در این حوزه بی مخاطب و نیازمند به امتیاز دولت در بین برخی از فیلمسازان جوان فضلیت شود.

هر ساله نزدیک به این ایام می شوم و با نگاهی به عقبه یک ساله سینمای ایران با انبوهی از تصاویری روبرو می شوم که تنها با یک صبوری باید نسبت به تفکیک آنها اقدام کنم، با این حال با توجه به نزدیک شدن به پایان دولت یازدهم و همچنین تغییر و تحولات این چند هفته گذشته در راس مدیریت سازمان سینمایی، بیش از پیش به این تحلیل می رسیم که سینما در این دولت جایگاه ویژه نداشت،چراکه اصلی ترین شورایی که توسط مدیریت قبلی کلیدش زده شده بود و حتی مصوبات مهمی را هم در حضور رییس جمهوری به تصویب رسانده بودند حتی یک جلسه هم برگزار نشد علی رغم اینکه وزیر محترم با پیشنهاد رییس سازمان سینمایی حکم برخی سینماگران جهت جضور در این شورا را صادر کرده بود و در نهایت این شورا با دستور وزیر وقت منحل شد،در حالی که حجت الله ایوبی در اولین و آخرین نشست خبری اش در پاسخ به سوالی که از وی مطرح کردم،یادآور شد شورای عالی سینما اتفاق خوبی است، این اظهار نظر رییس پیشین سازمان سینمایی نشان می دهد که وی هم از علاقه مندان به برگزاری شورای عالی سینما باشد اما عدم وجود دغدغه کافی وفرصت رییس دولت منجر به تعطیلی این شورا شد.

مدیریت سینما تنها نباید اهال مماشات باشد بلکه سینمای این روزها نیازمند یک معماری به دور از فضای هیجانی و سیاست های مقطعی است و ظرفیت پذیرش برطرف نمودن مشکلات در بین اهالی سینما هم دیده می شود، البته برخلاف مدیریت این چند ساله سینمای ایران، باید رییس جدید در حل مسائل کلان با یک فضای مشورتی به دور از فضای محفلی، نقش خود را به خوبی و تاثیرگذاری ایفا کند. اما قطعا برطرف نمودن مسائل کلان در این فاصله کوتاه مانده تا پایان دولت تقریبا محال است اما حیدریان به خوبی می تواند به فضایی نزدیک شود که برنامه های خود را بین اهالی سینما علنی کند، پر واضح است منظور نگارنده به سیاست های کلان منظور طرح های رانتی مانند مدرسه ملی سینما،هنروتجربه و … نیست بلکه سینما با پویایی سینماگرانش و مردمش است که زنده می ماند.

جریان سینمای ایران در تولید فیلم ها دچار یک گردابی شده است که روز به روز در حال از بین رفتن است و حتی مخرب هم می شود، دو جریانی که مدیریت سینما با ایجاد گروه اشتباه «هنروتجربه» و فضایی به شدت محفلی که ایجاد کرد و باعث شد که فیلم ساختن در این حوزه بی مخاطب و نیازمند به امتیاز دولت در بین برخی از فیلمسازان جوان فضلیت شود، در حالی که این جریان حتی می توان به بدنه اصلی سینمای ایران ضربه بزند و تا سالیان بسیار به دنبال رفع آن باشیم همانطور که فیلمسازان بدشان نمی آید دولت فیلمشان را اکران کند،تبلیغ کند و در سایت و مجله های خودی به تعریف و تمجید از هم بپردازند و باشیم تا اموراتمان بگذرد! پس سینما با زنده ماندن جیب تماشاگرش کجای این معادله قرار می گیرد؟

سینما در سال ۹۵ در گیشه موفق بود و این را می توان مدیون تبلیغات وسیع ماهواره ای و پردیس هایی بود که به خوبی جایگاه خوبی بین مردم پیدا کردند و افزایش این پردیس ها قطعا می تواند در جذب مخاطب های حداکثری نقش خوبی را ایفا کند

سینمای ایران همواره نیازمند ورود سرمایه های پاک به چرخه خودش است به طوری که شاهد هشدارهای برخی صاحب نظران این عرصه درباره پولشویی برخی سرمایه داران در این عرصه نباشیم،البته نمی توان از سال ۹۵ گفت و از حواشی پیرامون شبکه نمایش خانگی چشم پوشی کرد،این شبکه که سالیان بسیار بدون حاشیه در حال فعالیت بود و اخبار پیرامونش به ورود برخی فیلم ها و یا قاچاق فیلم های در حال اکران محدود می شد اما به یک باره تبدیل به فضایی شد برای به شهرت رسیدن برخی آدمهایی که به واسطه سرمایه شان این بستر را برای خود کردند.

جشنواره فیلم فجر را می توان در این دوره اخیر به وضوح پر حاشیه ترین دوره ها دانست که در وهله اول به مدیریت آن برمی گشت که نشان داد این چشنواره با اعمال برخی سیاست های من درآوردی سلیقه ای، اسمش اصلاح نیست و راضی شدن به اجرا به هر قیمتی هم نشان داد که این حوزه شوخی بردار نیست بلکه این جشنواره در برابر بسیاری از مطالبات قرار می گیرد.

سینمای ایران در سال ۹۵ توسط اصغر فرهادی صاحب دومین اسکار برای فیلم «فروشنده» شد که همواره فارغ از هر نگاه و اعمال نظر سیاسی، هر اتفاقی که منجر شود نامی از ایران در موفقیت اسکار مخابره شود برای ما جذاب خواهد بود و البته فضای بیان صریح رسانه ها و نظرها باید باز شود و نباید دربرابر برخی مخالفین و یا رسانه هایی که طرح پرسش می کنند،یقه پاره کنیم، اتفاقی که بعد از جایزه اصغر فرهادی، همچنان ادامه دارد و حتی این صحبت ها به مراسم خاکسپاری «علی معلم» هم رسید.

آن چیزی که سینمای ایران در سال ۹۶ نیازمند آن است، فضای کار و نشاط واقعی بین اهالی سینما و مخاطبان آن است و سیاست اتاق شیشه ای که امیدوارم محقق شود.

حمید غفاریان

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :