چاپ
جوی؛ در جستجوی اعتبار بزرگ

30نماایران: حمید غفاریان - «جوی» یک فیلم کوچک در ساختاری متوسط است و این نظریه در فرم اجرایی بعد از موفقیت جوی و زمانی که در دفترش نشسته است تا این بار او به محصولات اختراع شده اعتبار دهد، مشهود است.

حمید غفاریان – «جوی» آخرین ساخته دیوید او راسل است که در سال ۲۰۱۵ اکران شد،فیلمی که براساس یک داستان واقعی در ژانر زندگینامه ای ساخته شده و مهمترین نکته این ژانر که نباید اثر به یک وقایع نگاری ساده تبدیل شود را رعایت نمی کند، اینکه آدمی از فاصله تولد تا مرگ اعمال جالب و درخور توجهی انجام داده فقط می تواند موضوع یک تحقیق عبرت آموز و تاریخی باشد و سینما نیازمند درامی است که مخاطبش را پای آن فیلم محکم نگه دارد و دیوید او راسل تجربه فیلم موفق «نورامید» که با همین تیم بازیگری ساخته بود را نتوانست تکرار کند.

فیلم روایت شخصیتی به نام جوی با بازی جنفیر لارنس است که از ابتدای کودکی از سمت مادربزرگش به او گفته می شود که تو آدم بزرگی هستی و او با این باور بزرگ می شود اما همواره در زندگی زناشویی و در تربیت فرزندان و در ارتباط با مادرش دچار مشکل است اما به یک باره بر اثر اتفاقی که برایش می افتد یک زمین شور را طراحی می کند و به کمک همسر پدرش اقدام به ساخت آن می کند که در فروش آن دچار چالش های مختلفی می شود.

فیلم اساسا برای زنان خانه دار می تواند یک نقطه امیدی باشد که از روزمرگی می توانند بیرون بیایند اما این مسیر به قدری دشوار خواهد بود که باید در آن محکم و استوار قدم گذاشت و از طرفی این خانواده و همسر سابقش است که به وی کمک می کنند تا بتواند روی پا خود بایستد و فیلم در عین حال سیستم معیوب و فساد رانتی را هم تا حدی نشان می دهد اما آنقدر الکن و دست و پا بسته فیلم بدان می پردازد که در سطح باقی می ماند اما بزرگترین مشکل فیلم جایی است که مادربزرگ راوی آن است و از اواسط فیلم خود راوی می میرد اما روایت ادامه دارد! در حالی که اصلا این فیلم به راوی نیاز نداشت و این شکل روایت فرم را دچار مخاطره و ضعیف می کند!

«جوی» در شکل و فرم روایت و شخصیت پردازی بسیار شلخته است و گاه موضوعاتی در فیلم می آید که ضرورتی ندارد برای مثال ایده داشتن خواهر دیگر جهت سرمایه گذاری زیادی مطرح می شود و یا مادری که غرق در سریال دیدن است که اون هسته فیلم را متوقف می کند اما بهترین سکانس فیلم جایی است که جوی در مقابل دوربین قرار می گیرد تا زمین شورش را برای مردم معرفی کند و بازی خوب جنفیر لارنس در این سکانس بسیار تاثیر گذار است و حرکت دست ها و میمیک کاملا در خدمت شخصیتی است که حالا می خواهد به اوج برسد و زمانی که افزایش تعداد تماس ها را می بیند، نمی تواند این حس موفقیت آمیزش را از دید مردم پنهان نگه دارد و در کل ایده پرزنت محصول توسط خود جوی، جزو معدود عناصر پیش روی فیلم است .

«جوی» یک فیلم کوچک در ساختاری متوسط است و این نظریه در فرم اجرایی بعد از موفقیت جوی و زمانی که در دفترش نشسته است تا این بار او به محصولات اختراع شده اعتبار دهد، مشهود است.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :