چاپ
نقد فیلم در حال نمایش؛ نهنگ عنبر۲؛ سلکشن اشتباهی

30نماایران:حمید غفاریان - نهنگ عنبر2 مجموعه ای عقب افتاده و شلخته از راش های بی ربطی است که از موقعیت های وام گرفته از فضای قسمت اول بدون رعایت منطق های درست قسمت اول به قسمت دوم به شکل هیجانی اضافه شده است.

حمید غفاریان : همزمان با اکران نسخه اول «نهنگ عنبر» برای مجله وزین تعطیل شده «صنعت سینما» نقدی نوشتم و اشاره داشتم به فضای نسبت بهتری که این فیلم در لحن کمدی به نسبت دیگر آثار با این برچسب داشته است اما با دیدن قسمت دوم می توان به این نکته اشاره داشت که سلکشن رویا در جهت تقویت سینمای سهل کمدی ایران پیش می رود و با قسمت اول آن در روایت و فضاسازی بسیار عقب تر می ایستد.

Image result for ‫نهنگ عنبر1‬‎

عشق بازنده

«نهنگ عنبر» جدیدترین فیلم سینمایی سامان مقدم, داستان عشق ارژنگ به رویا با قدمت چهل ساله را روایت می کند و بیشتر ارژنگ است که در سودای این علاقه قرار دارد و رویا دلمشغولی های خود را دارد. فیلمنامه سوژه خوبی را با زبان کمدی دارد اما آنچه که باعث می شود «نهنگ عنبر» در پرداخت سینمایی موفق نباشد نوع فرم پرداخت آن است و فیلم را در سطح یک فیلم متوسط باقی می گذارد. فیلم به لحاظ آغاز داستان خیلی سریع شروع می شود اما تغییر موقعیت های ارژنگ در طول فیلم صرفا به دلیل جذاب بودن اجرای کمیک رضا عطاران است و ارژنگ را از شخصیت به تیپ سوق می دهد، در حالی که ارژنگ به دلیل شاخصه های دراماتیک، پتانسیل تبدیل شدن به یک شخصیت کامل را دارد اما در عین حال «نهنگ عنبر» از قواعد پیش پا افتاده کمدی سینمای ایران پیروی نمی کند و مخاطبش را با ایجاد لحظه های بانمک وادار به خندیدن می کند به طوری که برای بیننده هم این لحظات جذاب است. همواره آدم های فیلم تبدیل به شخصیت شناسنامه دار نمی شوند همانطور که پرداخت تاریخی و جغرافیایی به لحاظ اجرای آن خیلی دست و پا بسته عمل کرده است با اینکه فیلم دهه ای را انتخاب می کند که برای خیلی ها که امروز به سینما می روند ملموس است و برهه تاریخی مورد روایت فیلم را از نزدیک دیده اند، با اینکه کمی تامل فیلمساز بر اجرای درست فیلمنامه به لحاظ انتخاب لوکیشن ها می توانست پلان ها را باور پذیرتر و در عین حال شناسنامه دار تر به تصویر می کشد به نحوی که مجبور نباشد از کلوزآپ و مدیوم شات های زیاد پرسوناژها استفاده کند. استفاده از موسیقی های مختلف در موقعیت های ارژنگ تا حدودی فیلم را به کمدی بزن بکوب هم تبدیل می کند اما فیلم در یک سوم پایانی به کل با تغییر موقعیت های زمانی ارژنگ تغییر لحن می دهد و پس ماجرا را خیلی رو به مخاطب انتقال می دهد البته فیلمساز هوشمندانه مخاطب را درگیر فضای ارژنگ می کند اما این تغییر موقعیت ها با چهره پردازی خوب همراه است، این در حالی است که فضا و لوکیشن ها هیچ کمکی به این تغییر زمانی نمی کند و این گریم است که به کمک پرداخت زمانی ارژنگ می آید. «نهنگ عنبر» قرار است قدمت یک عشق را روایت کند که بیشتر ایستادگی از جانب ارژنگ است ولی به یک باره شاهد پیشنهاد ازدواج او به دوست رویا هستیم اما گویا قرار است این دوست تبدیل به پلی جهت ارتباط و با خبر بودن ارژنگ از رویا شود. اهمیت فیلمنامه «نهنگ عنبر» اشاره به بازنده بودن ارژنگ و رویا است که با دیالوگ ارژنگ به رویا در جای درست فیلم قرار داده شده که در آمریکا چی کار میکنی؟. آمریکا، مادر و عشق ارژنگ را ازش گرفته و همیشه از این انزوا و تنهایی خودش رنج می کشد و با این دیالوگ خودش را خالی می کند. همینطور در مقابل رویا تکلیفش با خودش مشخص نیست، این بازنده بودن دو کارکتر فیلم پس زمینه ای مناسبی است که پایان خوبی را هم دارد. فیلمنامه از قواعد سه پرده ای به خوبی استفاده می کند و ژانر محبوب مخاطب ایرانی را هم انتخاب کرده است و تبدیل به فیلمی شده که مخاطب می تواند از انتخاب آن راضی باشد چراکه وجه سرگرمی و نوع روایت قصه گویی بدون ادا و اطوار که در برخی آثار می بینم در این فیلم رعایت می شود و تلاش شده که روایت لق نزند حال با اینکه در جاهایی کلیشه ای شدن به ضرر فیلم می شود و باعث شده که در این مدت با برخی فیلم های دیگر مقایسه شود. «نهنگ عنبر» به نسبت فیلم قبلی سامان مقدم که درجذب مخاطب ناموفق بود می تواند جهش خوبی برایش باشد، اما تصور «نهنگ عنبر» بدون رضا عطاران مشکل است ، چراکه این بازیگر با پیشینه کمدی اش پا به فیلم گذاشته و در طول فیلم در عین حال که سعی می کند ارژنگ داستان را پیش ببرد اما جنس کمدی منحصر خودش هم به فیلم سنجاق می کند و زمانی که کارگردان از بازیگری با جنس عطاران استفاده می کند تا حدودی خودش و فیلمنامه را ضمانت می کندکه از ظرفیت های او هم استفاده کند و بداهه هم از ویژگی های منحصر عطاران است که در این سالها توانسته به لحاظ جذب مخاطب  در سینمای ایران موفق عمل کند.

Related image

سلکشن اشتباهی

سامان مقدم درحالی فیلم «نهنگ عنبر۲:سلکشن رویا» را ساخت که این بار برخلاف قسمت اول آن که مانی باغبانی و مونا زاهد نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشتند، تصمیم گرفت خودش قسمت دوم را بنویسد و مقدم نشان داد که در کنار وسواس در کارگردانی کمدی با مختصات مرتبط در خدمت داستان و ژانر، بیشتر نیاز به دقت در ظرافت به جهت پرداختن به جذابیت روایتی و مضمونی در نوشتن فیلمنامه نیاز دارد و او با ادامه سهل ترین کار ممکن به قسمت اول «نهنگ عنبر» هم ضربه اساسی وارد کرد.

نهنگ عنبر۲ مجموعه ای عقب افتاده و شلخته از راش های بی ربطی است که از موقعیت های وام گرفته از فضای قسمت اول بدون رعایت منطق های درست قسمت اول به قسمت دوم به شکل هیجانی اضافه شده است و بیشتر  به گرفتن خنده به هر قیمتی از مخاطب بسنده کرده است و شکل و فرم روایت درست برای داستان جدید را به کل فراموش کرده است.

آنچه که انتظار می رفت در قسمت دوم بیشتر بدان پرداخت شود به چالش هایی بود که می توانست در مسیر رسیدن ارژنگ و رویا بوجود آید اما تلاش دوباره ارژنگ در به دست گرفتن امور به نحوی که دوباره منجر به از دست رفتن رویا شود که مهمترینش تحولات سیاسی در آمریکا بود و یا دل دادن های آنی رویا به مردهای خوش تیپ تر از ارژنگ که در این زمانه متفاوت تر از دوران دهه شصت نمود پیدا کرده است اما فیلمساز بدون در نظر گرفتن ظرفیت های موجود در زمانه خودش، از دست قسمت اول فیلم کپی میزنه و حتی یک شخصیت تازه را به فیلم اضافه می کند تا فیلم را جلو ببرد،با اینکه در قسمت اول اصلا بدان پرداخته نشده بود.

در نام فیلم بعد از نهنگ عنبر۲ با سلکشن رویا طرف هستیم که اصلا در فیلم جا ندارد و این سلکشن نوار کاست خودش می توانست سرمنشا ایجاد یک کمدی موقعیت جذاب شود اما فیلمنامه نویس باز هم این ظرفیت را درک نمی کند و روایت کلیپی همراه با فلاش بک بدون منطق ادامه می دهد و ما به اندازه یک فیلم در قسمت اول با همه فضاها و مناسبات ها آشنا شده ایم و نیازی به بازگشت وجود نداشت.

راکورد بازی ها به شکل شلخته ای نسبت به قسمت اول و خود فیلم از سوی بازیگران بهم می ریزد و یا نقش های فرعی مثل روحانی که اصلا معلوم نیست چرا باید باشد؟ یا اون مهمانی چهارشنبه سوری با حضور برخی بازیگران کم کار این روزها، چرا باید اصلا در فیلم باشد؟ اصلا در نظر بگیریم کل فلاش بک گذشته از فیلم برداریم، در این صورت هم فیلم به عنوان یک دنباله چیزی ندارد جز پانزده دقیقه فیلم!

به نظر بدعتی بدی در سینمای ایران رواج پیدا کرد و فیلمسازان کمدی های پر فروش به قسمت دوم هایی رضایت می دهند که همه جیز را زیر سوال می برد و نمونه ضعیف این چند ساله بعد از رسوایی ۲ را می توان نهنگ عنبر۲ دانست که بدون فیلمنامه محکم و درستی به ساخت اقدام کرده است که هیچ اتفاقی برای سازنده اش محسوب نمی شود،بلکه برای کارنامه نه جندان پربار وی هم یک شکست سینمایی تلقی می شود.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :