چاپ
نفس؛ ماشین سواری با آهنگ فریدون و فرهاد!

30نماایران:بزرگتری مشکل «نفس» ابتدا از فیلمنامه می آید که شخصیت پردازی درستی ندارد و به همین دلیل است که آدمها باورپذیز نمی شوند و هر واکنش و تصمیم شان برای مخاطب غریب به نظر می آید، روایت بسیار تخت است و این سطح کوچک باعث می شود تا حرف سریال با لکنت و به صورت شلخته مطرح شود.

به گزارس سایت ۳۰نماایران، امسال شبکه سه سیما در بهترین زمان پخش سریال یعنی بلافاصله بعد از افظار مجموعه «نفس» را در کنداکتور خود دارد که بعد از گذشت ده قسمت از آن اما همچنان در شخصیت پرداری و روایت بین زمین و هوا در حال دست و پا زدن است و تاکنون مشخص نشده است که موصع سریال چیست؟ و در صورتی که مخاطبی داشته باشیم که همین ده قسمت را ملاک خودش برای ارزیابی قرار دهد با سریالی مواجه است که از سمت خود سازمان ساخته شده است! چرا که فیلمساز هنوز نمی داند با عنصر درام چطور به ساختار سازمان ضربه بزند تا مردمی که با آن آشنایی ندارند متوجه عمق جنایت ها و کارشکنی ها شوند.

«نفس» روایت دختری به نام ناهید است که علی رغم داشتن زندگی آرام در یک رفتار برعکس با پیشنهادهای خطرناکی از سمت یک نفر مواجه می شود و به همه آنها هم تن می دهد!! درحالی که این جرغه باید با یک پیش زمینه درست در شخصیت پردازی ناهید و موقعیت نابه سامانی که برایش ایجاد شده است به این پیشنهادها جواب مثبت دهد و در حالی که دل بسته یک جوان ایده آل است اما به یک جوجه چریک دل می بندد که کل دانشش برای ایدئولوژی اش در اندازه چهارتا شعار بی اساس خلاصه می شود.

بزرگترین مشکل «نفس» ابتدا از فیلمنامه می آید که شخصیت پردازی درستی ندارد و به همین دلیل است که آدمها باورپذیز نمی شوند و هر واکنش و تصمیم شان برای مخاطب غریب به نظر می آید، روایت بسیار تخت است و این سطح کوچک باعث می شود تا حرف سریال با لکنت و به صورت شلخته مطرح شود، فیلمساز به جای تمرکز روی روایت درست و جذاب برای مخاطب بیشتر به حضور کیوسک تلفن و ماشین های قدیمی و رفت و آمدها در نمای بسته بسنده می کند.

انداختن گره ها در فیلمنامه به شکلی است که به ضد خودش تبدیل می شود، در همین قسمت قبلی مرد به ناهید اطمینان می دهد که با دیدن خانواده ای بیشتر پی به حقانیت سازمان ببرد اما آنها در یک میزانسن تکراری در ماشین با آهنگ فریدون فروغی راهی شمال می شوند و در آن خانه پرتقال می خورند و برمی گردند! این سکانس چه بار احساسی را قرار است ابتدا روی ناهید بگذار و به طبع آن روی بیننده!

«نفس» دوست دارد حرف بزرگی بزند اما در بیان آنها بسیار متکی به کلیشه های تکراری است که همه حرف هایشان مانند تیتر روزنامه و بازی با برخی واژگانی است که برای مخاطب تلویزیون نامفهوم است و «نفس» برای بیان حرف هایش نیازمند یک فرم تاثیر گذار است که تاکنون نداشته است.

سام کیانفر

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :