چاپ
سینمایی از جنس ماندگاری و احترام

30نماایران: برای هر فردی عنوان «سینما» یادواره پلانی یا شخصیت محبوبی در ذهن مخاطب نقش می بندد اما این عنوان بیش از هرچیزی وابسته به سینماگرانی است که دلسوزانه و از روی عشق در این هنر در حال تلاش هستند تا پدیده ای را خلق کند که نام سینما را یدک می کشد.

یک روز از تقویم، مزین به نام روز سینماست، هرچند جشن گرفتنمان در حدواندازه های این نام نیست اما می تواند یادواره تاریخی باشد از سینمایی که توانسته علی رغم فرازونشیب های بسیاری روی پای خود باایستد و حتی در سکوهای بزرگ جهانی هم به لطف پایداری اش و فضایی که ایجاد شده به بزرگی خود ادامه دهد و در این مسیر متحمل ملامت های بسیاری هم شود.

برای هر فردی عنوان «سینما» یادواره سکانس و پلانی یا شخصیت محبوبی در ذهن مخاطب نقش می بندد اما این عنوان بیش از هرچیزی وابسته به سینماگرانی است که دلسوزانه و از روی عشق در این هنر در حال تلاش هستند تا پدیده ای را خلق کند که نام سینما را یدک می کشد و به این امید که مخاطب برای دیدن آن حاضر می شود تا در فضایی  به نام سالن سینما به دیدن آن بیاید و لذت دیدن اثر روی پرده، تجربه ای است از جنس جادویی که سینما به آن وابسته است.

نقش دولت در زنده نگه داشتن چراغ سینما بسیار مهم است اما میزان توجه به آن نیازمند یک انقلاب جهادی است که مدتهاست اهالی آن منتظر آن هستند تا این فضا برای مردم علاقه مند دست یافتنی تر شود و لذت دیدن فیلم در سالن سینما برای همه اقشار فراهم شود، دولت های بسیاری با سلیقه و نگرش های مختلفی در ساختمان وزارت ارشاد رفت و آمد کردند اما تاریخ منتظر یک شکوه برای تعالی سینمای ایران و اهالی نجیب آن است.

سینما مدتهاست از سبد خانواده ای عده ای از مردم خارج شده است و جایش را به سرگرمی هایی داده است که فلسفه وجودی آن خطرناک و گذرا است اما سینما نشانه ای است که جای ماندگاری بسیاری دارد و مردم آگاه باید قدر این داشته را بدانند تا چرخه این حرفه به شکل مطلوبی در جریان باشد و این اشتیاق در مدیران با تجربه ای که اکنون حیدریان به عنوان رییس سازمان سینمایی یکی از آنها است به دنبال صنعتی شدن سینما رود و در پس این صنعت سینما، شاهد انقلابی در هنر هفتم خواهیم بود و بخش خصوصی علاقه مند به سرمایه گذاری در این حوزه می شود.

آنچه که سینما را دچار رکود می کند، نگاه سلیقه ای است که در برخی رئوس سینمایی و غیرسینمایی دیده می شود و این ساختار نیازمند توجه جدی از سوی نهادهای خصوصی و دولتی به پدیده سینما، فارغ از نگاه های رفاقتی و مصلحتی خواهد بود.

آفت دیگری که سینمای ایران را در این سالها دچار مخاطره کرده است از سویی می آید که جناح بندی خودی و غیرخودی برجسته می شود و در این میان خود سینماست که در حاشیه قرار می گیرد و منافع شخصی و محفلی در اولویت قرار می گیرد.

این روزها سینمای ایران با وجود رقبای بسیار در سرگرمی سازی به توجه نیاز دارد که این نگاه هم باید برای آن کارکرد مفید داشته باشد و در مرحله بعدی‌ »احترام» به ساحت سینما که این روزها کمرنگ تر شده است….

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :