چاپ
دکتر کریمی درباره شباهت موضوعی نهنگ آبی با فیلم پنج سال پیشش: وقتی حواس ها پرت جاهای دیگری بود ما به وظیفه مان عمل کردیم

30نماایران: چندی پیش بازی نهنگ آبی ، چالشی بود که در فضای مجازی قدم به قدم کاربران را تحت تاثیر ادمین گروه به انجام کارهای خطرناک و مرگبار سوق می داد.تبعات این بازی یا چالش مرگبار به اندازه ای بود که در گوشه و کنار جهان خبر خودکشی نوجوانان و جوانان شنیده می شد و جامعه را با نوعی ترس و سوال در این خصوص چگونگی برخورد با این معضل رو به رو کرد. به موازات این مساله فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» در خصوص خودکشی سریالی در یک مدرسه دخترانه با بازی هنگامه قاضیانی و به کارگردانی محمدهادی کریمی ساخته شد.

به گزارش سایت ۳۰نماایران،فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» در زمان خود مسائلی را مطرح می کرد که کمتر در جامعه به آن پرداخته شده بود.چالش ها و چگونگی برخورد با این پدیده ها در فضای مجازی و به موازات تحولات جامعه، ما را برآن داشت تا دقایقی شنونده صحبت های محمدهادی کریمی کارگردان این فیلم باشیم.

در ادامه مصاحبه روزنامه بانی فیلم را با دکتر محمدهادی کریمی می خوانید:

این روزها بازی «نهنگ آبی» و خودکشی سریالی جوان هایی که در فضای مجازی تحت تاثیر ادمینی که اعضای گروهش را گام به گام تا خودکشی طی ۵۰ روز می برد،ناخودآگاه همه را به یاد فیلم «بشارت به یک شهروند هزاره سوم» شما که پنج سال پیش از این چنین اتفاقی را در یک پیش بینی دقیق به تصویر کشیده بود، انداخت و صحبت از آن در رسانه ها به میان آمد، حس و حال خودتان از اینکه چنین اتفاقی را چند سال قبل پیش بینی و هشدار داید، چیست؟

از اینکه داستان فیلم بشارت تا این حد به واسطه نهنگ آبی برجسته شد، حقیقتا خوشحال نیستم، حتی اگر این روزها از آن فیلم به شدت یاد شود و کسانی مثل شما از سر مهر و لطف بگویند فلانی پنج سال زودتر پیش بینی کردی و فیلمش را ساختی و هشدارت را دادی. خیلی ها این روزها از سر تحسین گروه سازنده بشارت به بهانه نهنگ آبی، بشارت را نشان می دهند،حقیقت از اینکه زودتر از همه هشدار دادم،خوشحالم نه اینکه ذوق زده باشم که ما آنیم که زودتر گفتیم، برنده ای در این مسابقه زودتر گفتن نیست، تنها دلخوشم که وفتی حواس ها پرت جاهای دیگری بود، ما به وظیفه مان عمل کردیم، گرچه دلمان نیامد انذارگونه حرف بزنیم و به همین دلیل، وجه مبشرانه فیلم را پررنگ کردیم، بشارت دادیم به جای اینکه فقط از جنبه سلبی وارد شویم، به نظرم بشارت در غیاب این نهنگ های آبی بی شماری که هر یک روزگاری خواهند آمد و رفت به زیستش – گرچه در اعماقی که جلوه گرانه و در ظاهر نیست – ادامه خواهد داد و ساختار فیلم در مجال های مختلفی از ادوار محل بحث و نظر خواهد بود (منها توجه به مضمونش که زودتر و در نگاه اول خود را به رخ بکشد).

بشارت همچنان فیلم نویی در سینمای ایران است که گرچه با ظاهر جنایی و پلیسی اش پرونده مرگ مرموز تعدادی دختر نوجوان را ورق می زند، اما در حوزه های روانشناختی و جامعه شناختی قدم می زند و همزمان یک فیلم  روانکاوانه صرف هم نیست، چگونه به آن رسیدید؟

چون اصلا جنایت ها امروزه با وجود فضای مجازی تعاریف دیگری پیدا می کنند و بزه با وجود امکانات مجازی رنگ دیگری دارد و مثلا انواع سو استفاده های جنسی،هتک حرمت،تعرض و تجاوز،دگرکشی،قتل و …. با وجود فضای مجازی تعاریف جدید خودد را پیدا کرده اند. چه به لحاظ علمی و چه قانونی ، قتل هم یکی از اینهاست، فردی می تواند شخص دیگری را نادیده به قنل برساند، تنها با القای مداوم یاس و پوچی و ناامیدی وتحریک و القای خودکشی ، اینجا آلت قتاله سلاح گرم و سرد نیست، کلیپ های ویدیوئی سرشار از حس پوچی و مرگ و ترغیب به نابودی است که باعث قتل شده است، قتلی که به ظاهر خودکشی تلقی می شود،اما اگر آن تلقینات مهلک و مسموم نبود، این خودکشی هم صورت نمی گرفت.خودکشی ای که در باطن قتل است و شما دیگر نیازی نیست به صورت حضوری عضو فلان محفل سری باشید که رییسش فرقه شما و جمع دیگری از باورمندانرا به قتل برساند – مانند آنچه در داستان «کالکی» گورویدال است – منجی با گل های لوتوس آلوده به یرسینیا به سراغ باورمندان اهل محفلش نمی رود و حسن صباحی نیست که حشایش اش را در قلعه های دست نایافتنی علم کند. دو وب کم و گاه حتی تجهیزاتی به مراتب کمتر لازم است تا هر از راه رسیده ای که ادمین مرگ شده برتز از فیلسسوف مشهور یونان  باستان اژه زیاس – که از فرط ستایش خودکشی سوق دهنده به مرگ (پیزاتانات) لقب گرفته بود- ظاهر شود.پس می بینید که در واقعیت مرز آن کلیشه های قاتل و مقتول از بین رفته و نمی توان گفت اگر در فلان لحظه فلان شخص با فلان آلت قتاله  دیگری را به قتل برساند،قانل است و لاغیر.پس وقتی در واقعیت آن مرزهای روشن و کلیشه ها از بین رفته ، چطور فیلمی که می خواهد جهانش وامدار این حقیقت باشد  برآن اساس بنا شود می تواند صرفا پلیسی یا جنایی باشد و یا حتی روانکاوانه به قول شما صرفی که فقط بع عقبه اختلالات روانی قاتل می پردازد.پس مضمون بشارت فرمش را هم اینگونه سفارش می دهد و به اصطلاح ظرف متناسب با مظروف خودش را سازد.

به خاطر همین است که در بشارت علت خودکشی دختران نوجوان از همان کلیشه های رایج مثل عشق،خشونت خانگی،روابط ناهنجار اجتماعی و… که تا پیش از این فیلم در سینما عنوان می شد، فاصله می گیرد و یک بحران فکری و بیشتر فلسفی را مطرح می کند . به نظر شما این موضوع تا چه حد در لایه های اول علت خودکشی نوجوانان خود را به رخ می کشد؟

البته در بشارت آسیب های اجتماعی مثل تنها بودن این دختران،درونگرایی مفرط و منزوی بودنشان،فرزند طلاق بودن،سرخوردگی در عشق های نوجوانی،تغییرات هورمونی و… همه گفته می شود،اما در حد اشاراتی که چون همه می دانند باید از آنها گذشت و به اصل مطلب رسید که شاید از دید شما یک بحران فلسفی است که خیلی به سن و سال اینها نمی خورد، اما درست گفتید در لایه ظاهر و ابتدایی خود را نشان نمی دهد،اما در اصل و باطن و هسته نهان قضیه همین مشکل به قول شما فلسفی است. ٱنچه در فیلم «بشارت …» علت این خودکشی ها عنوان می شود و به نمایش درمی آید، یاس و ناامیدی است. آن ها از خود ناامید به تصویر درمی آیند که گویی در اکثریت جایی برای آنها نیست و همین طور ایمانی به قدرت خداوند ندارند ، یا به عبارت بهتر از قدرت خدا و همین طور داوری عادلانه و منصفانه درباره اعمال آدمیان در این جهان نیز ناامیدند، پس رو به محافلی می آورند که یا از بیراهه هایی می خواهد به آنها قدرت جادویی بدهد و یا انباشت پوچی و یاس آنها را از ادامه زندگی محروم سازد. پس پیش نیاز ورود به این محافل و گرویدن به این گروه های سری احساس عجز و یاس از خود و نیز یاس از قدرت داوری درست نظام آفرینش است.چه کسی حق آنها را از اکثریت قوی پیرامون خواهد گرفت و سال های ملخ خورده را به آن ها باز خواهد گرداند؟!

و هنوز نقد تند و تیز فیلم به سیستم آموزش و پرورش یادمان است؛ نقدی که به جاست و به نظرم کاملا علمی برخورد شده است، اما هنوز در این سیستم   در بر همان پاشنه قبلی می چرخد، امیداورم این بخش از مضمون فیلم مورد غفلت قرار نگیرد که نوجوانان ما از امثال این بازی ها، بازی نخورند و حداقل در این حوزه قربانیان دیگری نداشته باشیم.

بله همانطور که اشاره کردید ، نظام آموزش و پرورش نمره محور و کنکور محوری که هیچ مهارتی به نوجوانان یاد نمی دهد، زیر لبه تند نقد در این فیلم واقع شده است،همچنین سیستمی که مدام فیلتر می کند و خود را به ندانستن این نکته می زند که مثلا نمی داند زودتر از فیلتر آنها فیلتر شکنش به بازار آمده اسن، قصور و تقصیر خانواده ها هم که در این احساس عجز و پوچی و ناامیدی نوجوان ها آن قدر بارز هست که در فیلم به آن شدت بلد نشده است، چرا که در مقصر بودن آنها هیچ تردیدی نیست و خیلی ها می خواهند تنها مقصر را خانواده جلوه دهند تا پای نهادهای دیگر به این مورد باز نشود.

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :