چاپ
ما ماندیم و مختار و توقیف «رستاخیز»!

30نماایران: حمید غفاریان - سینمای ایران در روایت عاشورا و موضوعات مرتبط بسیار دست های خالی دارد و علت آن به بسیاری از عوامل بستگی دارد، از جمله روایت این موضوع حساس و پرچالش نیازمند هنرمندی با مختصات خودش را دارد و از طرف دیگر بودجه بالایی که ساخت اثر درشکل استاندارد و بروزش می خواهد که بتوان ساخت اینگونه آثار را در یک استاندارد جهانی در نظر گرفت.

در حالی نزدیک به ۳۹ سال از انقلاب اسلامی ایران می گذرد که از همان ابتدا با سخنرانی تاریخی امام خمینی (ره) در بهشت زهرا جایگاه سینما برای همگان معنای تازه ای در میان کسانی یافت که نشسته بودند تا آن را تخریب کنند اما به لطف آن سخنرانی و توجه دولت ها در مدیریت سینما نشان دادند که این هنر به عنوان اثر بخش ترین ابزار شناخته می شود اما آنچه که در این سالها فراموش شده است، نگاه جهادی و انقلابی به هنر است که دنیا همواره روی موج آن سوار می شود و حتی از داشته های این سرزمین استفاده می کند و حتی آن را با همین ابزار در دست برای خود می کند که در این میان ما هم نظاره گر این فعالیت های گسترده آن هستیم.

اینکه بگوییم سینمای ایران در طول مدیریت های اشتباه دچار انحراف مسیر شده است، بیراه نگفته ایم و کارنامه نه چندان پربارمان در حوزه های جدی و اصلی نشان داده که در این فضا بضاعت بسیار ناچیزی را سرلوحه فعالیتمان قرار دادیم و در این مسیر به تصمیم های مقطعی بسنده کردیم تا مبادا اتخاذ سیاست های جهادی مان سبب شود نتیجه آن در طولانی مدت منجر به خوشامد مدیران بعدی شود و این فضای بسته باعث شده که عمر اتخاذ سیاست های طولانی مدت مان کوتاه شود.

در حالی که همگان مدعی بر این هستیم که ابزار تصویر و درام در بیان فرهنگ عاشورایی تاثیر بسیاری را به دنبال خواهد داشت اما پس چرا در این حوزه غفلت می کنیم و با ترس و لرز گام برمی داریم و این شاخک های حساس عده ای که در نوع سیاست گذاری فرهنگ تاثیر دارند را توجیه نمی کنیم که هر حوزه کارشناس خود را دارد و هنرمند باید در شرایطی برابر مورد قضاوت قرار گیرد و مردم به عنوان مخاطب اصلی می توانند به کار او اعتبار دهند.

سینمای ایران در روایت عاشورا و موضوعات مرتبط بسیار دست های خالی دارد و علت آن به بسیاری از عوامل بستگی دارد، از جمله روایت این موضوع حساس و پرچالش نیازمند هنرمندی با مختصات خودش را دارد و از طرف دیگر بودجه بالایی که ساخت اثر درشکل استاندارد و بروزش می خواهد که بتوان ساخت اینگونه آثار را در یک استاندارد جهانی در نظر گرفت و قبل از ذوق زدگی برای استفاده از نیروهای هالیوودی باید به متن خوب متکی بود همانطور که فیلم «محمد» مجید مجیدی به دلیل متن ضعیفی که داشت نتوانست تاثیری در بین و الملل داشته باشد علی رغم اینکه در اجرا به نسبت آثاری در این ساختار بهتر بود اما قطعا تولید چنین آثاری از نبودش بسیار موثرتر خواهد بود.

Image result for ‫روز واقعه‬‎

«روز واقعه» از آثار مهم مرتبط با عاشورا است که شهرام اسدی با فیلمنامه «بهرام بیضایی» ساخته است و می توان این فیلم را اصلی ترین نمونه سینمای ایران در این حوزه دانست که البته ظرفیت و پتانسیل بیضایی دیگر برای نوشتن این جور فیلمنامه ها تقویت نشد و با نگارش این فیلمنامه نشان داد که نسبت هنر و عاشورا را با بضاعت آن سالهای سینمای ایران به خوبی شناسایی کرده بود.

Image result for ‫رستاخیز‬‎

«رستاخیز» علی رغم اینکه بودجه خوبی را برای ساخت دریافت کرده بود اما درویش نشان داد که در این حوزه مولف خوبی محسوب نمی شود و نتیجه کار موجب تحیر بسیاری در شکل درآمیختن واقعیت و درام شد به طوریکه درویش در «رستاخیز» حتی در انتخاب بازیگری و نوع بازی گرفتن هم شکست خورد اما این ایردات روایتی و ساختاری نباید مانع از نمایش آن می شد به طوریکه حتی فیلمسازی برای ورود به این حوزه رغبت نشان ندهد و توقیف این فیلم علاوه بر ضرر مالی که بر پیکره بیت و المال می خورد باعث می شود تا فیلمساز مورد قضاوت مردم قرار نگیرد، چه بسا اگر مورد قضاوت قرار گیرد ما در این حوزه دچار تجاربی می شویم که هرچند فرصت آزمون و خطا وجود ندارد و نباید تمامیت سینمای ایران در روایت عاشورا به این اثر محدود شود، چرا که باید این واقعه توسط فیلمسازی ساخته شود که ساختار فرمی در آن نقش مهمی را ایفا کند و این شکل برخورد با یک اثر تاثیرات مخرب خود را در طولانی مدت بر پیکره سینمای ایران با موضوع محرم و عاشورا به دنبال خواهد داشت.

Image result for ‫مختارنامه‬‎

در میان آثار اندک تولید شده با موضوع عاشورا و محرم، «مختارنامه» داود میرباقری اثری قابل اعتناتری در روایت و ساختار است که نسبت به زمانه خودش هم در جایگاه خوبی قرار می گیرد و از آنجاییکه میرباقری نسبت به این حوزه شناخت و تسلط کافی را دارد، توانست آن اثر بخشی پیش بینی شده را بگذارد و باکس مناسبتی تلویزیون را در این حوزه غنی کند، هرچند که همچنان می توان جلوی هزینه های ساخت برنامه های درجه چندمی را گرفت و به سمت سخت آثاری رفت که هم رنگ و بوی ایرانی را دارد و هم به موضوعات استراتژیک دینی وفادار ماند و تلویزیون در یک تصمیم درست و جهادی با برنامه ریزی طولانی مدت که ساخت اثری مانند «مختارنامه» فقط ده سال زمان برد به اثری رسید که ماندگاری بزرگ ترین وجه آن است و تلویزیون می تواند در این مسیر با حمایت از فیلمسازان در روایت تاریخی نقش بهتری را ایفا کند همانطور که اکنون دنیای سریال رو به پیشرفت بالایی است و نمونه اش «بازی تاج و تخت» که در آمریکا ساخته شد و میزان فراگیری اش در جهان نمود این ادعا است که البته در شکل و فرم مبارزه ها نشان داد که با «مختارنامه» تفاوت زیادی را ندارد.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :