چاپ
دنیای جذاب بازی های تاج و تختی

30نماایران:حمید غفاریان -«بازی تاج و تخت» فضایی گسترده از جهانی می سازد که به دهکده های کوچک و بزرگی ساخته شده است و هر کدام از این دهکده ها به فراخور موقعیت اقلیمی دارای شناسنامه خود هستند به طوریکه در پس روایت آن ما با حرف امروز جهان هم مواجه هستیم، در روزگاری که همه کشورها مجبور به اتحاد برای مقابله با دستاوردی می شوند که خودشان ساخته اند و این روزگار فعلی باید مراقب خیلی چیزها باشند.

در حالی صنعت سریال سازی رو به پیشرفت است که رقابت ها بین شبکه ها بسیار گسترده شده است اما آنچه که سریال را فراگیر در سطح جهان می کند، در ابتدا به داستان آن بازمی گردد و ظرفیت هایی که یک داستان می تواند شخصیت سازی کند و این شخصبت ها با چه میزان شخصیت پردازی می توانند در میان مردم محبوب شوند و چقدر هر کدام ظرفیت هایی برای ادامه سریال در فصل های طولانی را داشته باشد و در ادامه همین مسیر تنها تکیه گاه یک کمپانی به مرجعی از داستان است که امتحان خودش را هم پس داده باشد همان شیوه ای که از دل آن سریال «بازی ناج و تخت» بیرون آمد، مجموعه ای بزرگ با ظرفیت های بسیار در خلق موقعیت های جذاب که می تواند در هر قسمت مخاطبش را درگیر کند تا انتها پیگیر آن و آدمهای آن شود.

«بازی تاج و تخت» با یک هشدار جدی آغاز می شود و آن هم این است که آدمهایی که به راحتی با حکمتان می کشید، در آینده معظل جدی برای خود شما خواهند بود، هشداری که در ابتدا مطرح می شود اما جدی گرفته نمی شود و سریال به موازات روایت های ریز و درشت از رسیدن و حذفشان در به دست آوردن تاج و تخت به مساله مردگانی که می خواهند متحد شوند اشاره دارد و قرار است این گره اولیه داستان در فصل آخر به کمک ادامه سریال بیاید و زمانی که همه حذف و اضافه ها انجام شده و دهکده جهانی که سریال ساخته است به دست آدمهایی رسیده است که در طول آن مخاطب علافه به قدرت رسیدن آن ها داشته است، حالا باید در جایی متحد شوند و حتی این اتحاد با رازهایی که می تواند در فصل آخر نمود روایتی جذابی را داشته باشد.

   

ساخت یک جهان از نگاه نویسندگان یک مجموعه، در ابتدا یک ریسک بزرگ است و این جهان خیالی در ادامه برای خلق درام های مختلف در دست نویسنده رها می شود و هر آنچه که از ذهن او بیرون می آید به واسطه این جهان ساخته شده بسیار طبیعی به نظر می رسد در عین حال که اغراق سریال در جاهای بسیاری در ابتدا بیش از حد به نظر می رسد اما جلوتر که می روی و زمانی که مخاطب درگیر داستان می شود همان اغراق ها جدی می شود و حتی نویسنده تو را وادار می کند که به این اغراق ها حتی دلبسته شوید.

«بازی تاج و تخت» فضایی گسترده از جهانی می سازد که به دهکده های کوچک و بزرگی ساخته شده است و هر کدام از این دهکده ها به فراخور موقعیت اقلیمی دارای شناسنامه خود هستند به طوریکه در پس روایت آن ما با حرف امروز جهان هم مواجه هستیم، در روزگاری که همه کشورها مجبور به اتحاد برای مقابله با دستاوردی می شوند که خودشان ساخته اند و این روزگار فعلی باید مراقب خیلی چیزها باشد و همین بیان های متفاوت تاج و تخت که سعی کرده در روایت کمتر شباهتی برای نمونه واقعی برجای بگذارد به عنوان یک نسخه مطرح می شود که باید جدی گرفته شود.

جان اسنو به عنوان یک شخصیتی که حاصل ازدواج یک شبه بوده و حالا به عنوان یک قهرمان، قرار است ناجی هان ساخته شده باشد بیشتر بر پایه الگویی است برای نزدیک شدن به حس مردم، چراکه تاج و تخت بیش از آنکه در روایت خودش جلو رود،نشان داده که مخاطبش را به خوبش شناسایی کرده است و کاملا سریال در جهت صنعتی جلو می رود که مخاطب محور است و این چارچوب در راضی نگه داشتن بسیاری از مخاطبان تاثیر داشته است و البت ناگفته نماند که سریال در جهت تصویر سازی برخی از آدمها بسیار هجو آمیز و در مسیر اشتباهی جلو می رود همانطور که یک گروه مذهبی در یک فصل سریال به تصویر کشیده می شوند تا قدرت سرسری به عنوان ملکه بروز کند و یا برخی خانواده هایی که ساخته می شوند و خیلی زود حذف می شوند در عین  حال که سریال در به تصویر کشیدن لنیسترها و استروک ها بسیار خوب جلو می رود، اساسا سریال در نقشه راه هایی که برای روایت در پیش گرفته است در بسیاری از مراحل، پیش روی خوبی را دارد و در این میان حفظ ریتم و بدون لکنت در اجرا باعث شده تا سریال در بسیاری از قسمت ها بدون ضعف اجرایی جلو رود، هر چند که انتظار می رفت در کارگردانی صحنه های جنگ با آرایش های متفاوتی روبرو باشیم و در میان جنگ های بسیاری که در تاج و تخت داریم، جنگ جان اسنو در استروک از آرایش های متفاوتی بود که دشمن برای وی ساخته بود و یا جنگ شبانه که بر لنیستر ها وارد می شود.

جدای از فرم تصویر برداری که به الگوی سینمایی نزدیک است و در شکوه یک صحنه کم کاری از سوی تیم تصویربرداری دیده نمی شود و جنس نورپردازی که تفاوت افلیم ها در آن رعایت شده است و یا موسیقی ماندگار رامین جوادی و بازی بازیگران که هر کدام با یک مهندسی شخصیت پردازی انتخاب شده اند و در این میان بازی کیت هرینگتون در نقش جان اسنو و پیتر دینکلیج در نقش تیریون لنیستر و نیکولای کاستر در نقش جیمی، آنقدر اندازه و درست بازی کرده اند که از تمام ظرفیت های یک بازیگر برای محبوب شدن در نقش خود نهایت بهره را برده اند و البته بازی جاه طلبانه لینا هیدی در نقش سرسری و امیلیا کلارک در نقش دنریس از مهمترین تجربه های بازیگری آن ها محسوب می شود.

«بازی تاج و تخت» از سریال های مهم جهان است که در رتبه نخست برتری در فیلمنامه،تهیه،کارگردانی و پخش می ایستد، چهار عاملی که می تواند برای فراگیر شدن یک اثر مهم باشد و بستری برای الگو شدن بسیاری از کشورها از جمله ایران که در صنعت سریال سازی بسیار عقب افتاده شده است، کمااینکه شاهنامه به عنوان یک مرجع عالی قدر می تواند تکیه گاهی شود برای ساخت یک سریال با جهانی از جنس تاج و تخت باشد.

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :