چاپ
«دانکرک» آقای کریستوفر نولان؛ نجات از این ساحل لعنتی

30نماایران - حمید غفاریان:برخلاف فیلم هایی که طی چند سال اخیر در هالیوود درباره جنگ ساخته شده است، بیشتر موقعیت جنگ بهانه ای شده است تا فیلم هایی مثل «ستیغ اره ای» مل گیبسون ساخته شود اما نولان خود موقعیت را بستر اصلی هم داستان و خط اصلی روایت کرده است و شخصیت در آن مفهومی ندارد بلکه زبانش آن قدر گستره دارد که موقعیت را جدی می کند.

«دانکرک» جدیدترین فیلم مهمترین کارگردان چند سال اخیر سینمای جهان یعنی «کریستوفر نولان» است که حاصل تمام تجربیات و دانش های اوست، فیلمسازی که در تلاقی بین قریحه و زبان بسیار مولف و الگوست، اساسا در هر ژانر و فضایی که فیلم ساخته است نشان داده که ابتدا سینما را درک کرده است و بعد نیروی بالقوه ای که منجر به علاقه مخاطبان به این هنر شده است.

در جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۰ میلادی، گروهی از سربازان متفقین از کشور های بلژیک، برتانیا و فرانسه در محاصره ارتش آلمان قرار می گیرند و حدود یک هفته در بندر دانکرک کشور فرانسه گیر می افتند. اما سرانجام با کمک نیروهای پشتیبانی از این مخمصه نجات پیدا می کنند و …

Image result for dunkirk

«دانکرک» یک فیلم بزرگ است که وابستگی اش از عنوانش به نوع روایتی که دارد ظرافت پیچیده ای را داده است به طوری که فیلم بر پایه موقعیت محصور و زندانی شده ای است که خلق می کند و برای مخاطبش هم این درگیری را ایجاد می کند تا از این اسارت اجباری که تن داده است بیرون بیاید و این الگو در تمامی سکانس ها حفظ شده است، از کشتی ای که در موقعیت پایین آمدن آب به آن پناه برده می شود و مورد اصابت گلوله قرار می گیرد تا خلبانی که در داخل کابین کوچک محصور شده است، دوربین در این موقعیت ها از حصار ایجاد شده بیرون نمی آید مگر اینکه راه نجات فرا برسد و در کلیت مخاطب هم مانند نیروهای متفقین در این ساحل لعنتی دانکرک اسیر شده است و منتظر معجزه ای بزرگ است تا از آن رهایی پیدا کند، هرچند که چه عاقبتی در کشور از سوی مردم برای آنها تدارک دیده شده باشد.

فیلم تازه نولان مملو از موقعیت سازی های تازه با گرافیک های مدرن در سینمای جنگ است، هرچند که لحن فیلم چندین برابر بزرگ تر از سینمای جنگ است و این به نوع لحن روایتی نولان در سینما برمی گردد، داستان فیلم فراتر از یک موقعیت سرگرمی است و حرف فیلم با ساختار آن در یک سو هستند به طوریکه این داستان را در شکل های بسیاری می توانست ساخت اما نولان بی رقیب ترین شکل پرداکشن را برمی گزیند و برخلاف فیلم مهم «نجات سرباز رایان» که دیالوگ بسیار دارد اما این فیلم نسبت به آثار جنگی و فیلم های خود نولان بسیار کم حرف است و تماما زبان آن با خلق موقعیت ها در ساحل دانکرک به مخاطب انتقال داده می شد به طوری که می توان اشاره کرد که دیدن شکوه این فیلم تنها با سالن سینما است که جذاب تر می کند و البته پیشنهادی برای بزرگ کردن پرده سینما.

Image result for dunkirk

قرار دادن مخاطب در جایی از تاریخ بدون هیچ توضیحی در شروع فیلم، به نظر پر ریسک ترین آغاز برای یک اثر باشد اما نولان بلافاصله در متحد کردن سرباز انگلیسی در دفن کردن سربازی که کشته شده است و یا انتقال یک سرباز مجروح به کشتی موقعیت حاکم بر دانکرک را توصیف می کند و مردانه ترین فیلمش را هم با درآمیختن سه موقعیت روایتی همزمان به ظریف ترین شکل با موسیقی کامل و بی نقص هانس زیمر مانند یک سمفونی هماهنگ پیش می برد.

جادوی تدوین در «دانکرک» به وضوح قابل ردیابی است مانند کات هایی که در صجنه موازی غرق شدن در آب خلبان و سربازها در کشتی داریم و یا سقوط هواپیما در سکانس آخر در جایی که خلبان  دانکرک تسلیم می شود تبدیل به قهرمان می شود و نه سربازهایی که زنده به خانه برمی گرند همانطور که وینستون چرچیل در مراسم جشن ملی به مناسب نبرد دانکرک گفت: ما نباید بازگشت سربازان را یک پیروزی کامل در نظر بگیریم. پیروز جنگ کسانی نیستند که از محل نبرد زنده باز می­گردند.

برخلاف فیلم هایی که طی چند سال اخیر در هالیوود درباره جنگ ساخته شده است، بیشتر موقعیت جنگ بهانه ای شده است تا فیلم هایی مثل «ستیغ اره ای» مل گیبسون ساخته شود اما نولان خود موقعیت را بستر اصلی هم داستان و خط اصلی روایت کرده است و شخصیت در آن مفهومی ندارد بلکه زبانش آن قدر گستره دارد که موقعیت را جدی می کند با تمام اتفاقاتی که در آن در حال رخ دادن است و سندی را رو می کند که از هر روایتی به هر شکل و فرمی ساختار اصلی تری را دارد و این همان چیره دستی فیلمسازی است که بزرگتر از زمانه امروزش دارد می بیند و کار می کند.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :