چاپ
نقد چيست؟منتقد كيست؟ كيوان كثيريان و نيما حسني نسب با الهام از كتاب فراستي به مناظره مي نشينند

30نماايران،برنامه شهر فرنگ با اجراي حميدرضا مدقق اين هفته در شبكه خبر ميزبان كيوان كثيريان و نيما حسني نسب است.

به گزارش سايت ۳۰نماايران،«نقد چيست؟منتقد كيست؟» عنوان كتاب مسعود فراستي است كه اين عنوان دستمايه مناظره يك برنامه زنده سينمايي در شبكه خبر شده است.

براساس اين گزارش،كيوان كثيريان از فعالان صنفي كه در دوره گذشته رييس انجمن منتقدان خانه سينما هم بود و در اين دوره جديد از كارمندان دولتي در گروه «هنروتجربه» محسوب مي شود و با حفظ سمت مدير روابط عمومي جشنواره بين الملل فيلم فجر است در مقابل نيما حسني نسب قرار مي گيرد كه روزگاري دبير سايت بخش خصوصي سينماي ما بود.

نقد جدي نيما حسني نسب درباره سياست هاي انجمن منتقدان در دوره كيوان كثيريان در انتخاب وي براي اين برنامه قطعا بي تاثير نيست، در ادامه بخشي از نقد حسني نسب كه از منتقدان با سابقه مجله فيلم و ۲۴ محسوب مي شود آمده است:

 وقتی از «انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی» حرف می‌زنیم، داریم از چه حرف می‌زنیم؟ از یک نهاد صنفی واقعی، مستقل و معتبر با اعضای جدی، فعال و معتبر یا یک تشکل نصفه‌نیمه زیرمجموعه خانه سینما و متشکل از انواع و اقسام نیروهای مطبوعاتی که براساس یک اساسنامه غلط و ناکارآمد و غیر کارشناسی بنا شده و بر همین اساس هم عضو می‌گیرد و مجمع عمومی می‌گذارد و کج‌دار و مریز به کارش ادامه می‌دهد؟
آیا صحبت از تعریف درست و اصولیِ یک تشکل صنفی با ساختار و الگوهای سندیکایی است یا یک جمعِ دورهمی که محلی برای رانت‌خواهی (و خواری!) عده معدودی‌ است که در شرایطی نه چندان مطمئن و قابل استناد بر مسند مدیریت و ریاست و دبیری و الخ آن تکیه زده‌اند تا عِرض خود ببرند و زحمت دیگران بدارند؟! جایگاه و موقعیت اعضای این صنف با سایر فعالانی که به هر دلیل عضو صنف نیستند چه تفاوتی دارد؟ اصلا چرا اغلب چهره‌های معتبر، باسابقه و کارآمد این رشته تمایلی به عضویت و فعالیت در انجمن خودشان ندارند و اگر هم عضو هستند، جنبه تشریفاتی و تعارفی و افتخاری دارد؟

خلاصه کنم، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی در شرایط فعلی دکان چند نبشی برای تک و توکی از اعضایش شده که در سال‌های اخیر با ایثارگری و جانفشانی و رگ گردنی‌ شدن برای چند مهره اصلی مدیریت خانه سینما در جنجال‌های اخیر برادری‌شان را اثبات کرده‌اند و حالا که موقع تقسیم ارث و میراث رسیده، جلوی صف منتظر ایستاده‌اند! این روزها انگار قرار است مزایای این تشکل نصیب معدودی شود و در عوض پرداخت حق عضویت و شرکت در رای‌گیری‌ها و پُرکردن سالن‌های نشست‌ و همایش‌های بیهوده بر عهده دیگران باشد! به عبارت دیگر انگار دوستان می‌گویند سفر ینگه دنیا و جشنواره کن و ونیز و برلین مال من، کارت جشنواره فجر و وارش و روستا و مقاومت مال تو!
ظاهرا زمزمه این روزهای‌شان این است که کنترات بولتن‌های ریز و درشت جورواجور و برگزاری نشست‌ها و جلسات و برنامه‌های سطح کشور مال من، دریافتِ امتیاز مجله و سایت و آموزشگاه سینمایی مال من، سردبیری نشریات سینمایی رایگان ارشاد مال من (و بخش انگلیسی آن نشریه مال منزل)، دبیری و برپایی جشن و مراسم و نشست و سمینارها مال من اما حضور در این برنامه‌های فرهنگی آموزشی انجمن مال تو!
خلاصه هر چه رانت و امتیاز و مزیت و بودجه و امکانات هست مال من، در عوض افتخار عضویت در انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران مال تو! این روزها اغلب آن‌ها که واقعا باید عضو و گرداننده تشکلی با این اسم و عنوان باشند، این روزها اهل طاعونی قبیله‌های مشرقی‌اند و در روزگاری که دوستان مسافران شیشه‌ای شهر فرنگ شده‌اند و در سودای جنگلِ آهن و آسمان‌خراش بسر می‌برند، خیلی از رگ و ریشه‌دارهای این ماجرا به فکر یک اتاق برای خواب هستند اما انگار لازم است به این دوستان یادآوری کنیم که این شعر، مصرع دیگری هم دارد: «تو آخه مسافری، خونِ رگ این‌جا منم»… و این داستان ادامه دارد.

 

گفتني است «شهرفرنگ» با اجراي حميدرضا مدقق روز پنجشنبه ساعت ۲۱:۱۵ از شبكه خبر پخش خواهد شد.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :