چاپ
عرق سرد؛ کاریکاتور سطح

30نماایران-رامین کیانفر: «عرق سرد» در اجرا بدون آزار است و یک فیلم بی ادعای پرمدعا است، بی ادعا در اجرا و پرمدعا در متن و این ساختار اصلا مناسب سینمایی نیست که مدعی جریان سازی و آماری که در دستش نیست.

«عرق سرد» دومین فیلم سهیل بیرقی بعد از «من» است که در همان تجربه اول نشان داد، فیلمساز خسته ای نیست و مدیوم را می شناسد و همچنین شخصیت ساختن و در ادامه آن کنش مندی که یک فیلم برای روایت خود نیاز دارد اما برخلاف فیلم اول در «عرق سرد» او هم فیلمسار خسته ای شده و هم به حداقل ها رضایت داده است.

فیلم ایده اصلی خودش از فوتبالیست خانمی با نام «نیلوفر اردلان» می گیرد که همسرش مهدی توتونچی؛ مجری برنامه شبهای فوتبالی با رفتن او به بازی های آسیایی مخالفت کرد و ممنوع الخروجش کرد، بیرقی همین ایده را عینا در فیلمش آورده است و هیچ فرازوفرودهای دراماتیکی به آن اضافه نمی کند و فیلم در داستان سراسر یک سویه است و در فرم هم به شدت با قاب ها و میزانسن های تلویزیونی به حداقل ها راضی می شود و در اکثر سکانس ها ما از زاویه ای کارکترهای را در قاب می گنجانیم و هیچ خورده پلانی را شاهد نیستیم و با همین فرم قطعا فیلم آسان تر خواهد شد.

این نگاه یک سوی فیلمساز هم زمانی به بار می نشست که در ابتدا از شخصیتش یک قهرمان بسازد و این قهرمان ساختن تنها در زدن چند گل، پیش از تیتراژ ساخته نمی شود و همین که پایه فیلم را سست بنا می کند در ادامه هر آنچه که با ایجاد کمپین ها و مصاحبه ها به تصویر کشیده می شود، باسمه ای است و فیلم روبرو می شود با ملغمه ای از کاریکاتورهایی که خلق می کند، کاریکاتور یک مربی و سرپرست،وکیل،مجری تلویزیون و….

فیلمساز اگر زمینه تحقیقش را گسترده تر می کرد، متوجه می شد که الان برنامه ورزشی ای را نمی تواند پیدا کند که مردم روی خط تلفنی آن بیایند و یا مجری ای که معلوم نیست از برنامه ویژه سحر ایام ماه مبارک رمضان می آید یا یک برنامه ورزشی و آنچه که نمایش می دهد، آنقدر یک سویه و پرت است که گویی فیلمساز جهانی را در ذهنش ساخته و آن را قفل کرده تا هیچ منطق روایتی و داستانی در آن وارد نشود.

«عرق سرد» در اجرا بدون آزار است و یک فیلم بی ادعای پرمدعا است، بی ادعا در اجرا و پرمدعا در متن و این ساختار اصلا مناسب سینمایی نیست که مدعی جریان سازی و آماری که در دستش نیست، در فیلم «ویند ریور» تیلور شریدان او به موضوعی دست می زند که آمار دقیقی از کشتار بی رحمانه دختران در یک منطقه نیست اما چنان روایتی را برمی گزیند که مخاطب خودش خیلی ناخواسته با دنیایی مواجه می شود که به سمت جریان و مقصود فیلمساز می رود و در آنجا هم با یک ظلمی طرف هستیم که قرار است برای مخاطب عیان شود اما اینجا ظلمی مطرح می شود که بسیار روایت آن تخت و بی جان است.

باران کوثری با اجرای ضعیفی این نقش، نشان می دهد که مدتهاست فعالیت های اجتماعی اش با پست های ایستاگرامی از او یک شخصیتی ساخته است که در اجرای نقش هایش هم تاثیر گذار شده است، او دچار سردرگمی بسیار در اجرا و لحن است و نمی داند او الان یک قهرمان است یا یک منتقد جدی وضعیت موجود کشورش که برای او چنین بحرانی را بوجود آورده است.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :