چاپ
روانی؛ خانه ارواح ساکن هتل بیتس

30نماایران - حمید غفاریان:«روانی» آلفرد هیچکاک نمونه ای کامل و مرجعی تمام عیار برای یک قصه گویی ساده دلهره وار با فرمی یک دست است که همچنان سکانس به سکانس آن لازمه یادآوری و تحلیل های تازه در چیدمان یک سینمای مولف است.

فیلم روایت دختری به نام مارین با بازی جنت لی است که با انگیزه های شخص بعد از دزدی پول، راهی مقصدی نامعلوم می شود تا دست صاحبان پول از وی کوتاه شود اما مسیری که او طی می کند به سمت راهی نیست تا با برطرف کردن مشکلات مالی به مرد مورد علاقه اش برسد و پول در اینجا شروع و روند پیش روی داستان است که در ادامه با آمدن شخصیت نورمن، پول به حاشیه می رود و مسئله اصلی فیلم برجسته می شود.

«روانی» جدای از لحن یک دستش که اوج و فرودهای بسیاری دارد اما به لحاظ ساختار فیلمنامه اش مانند دیگر فیلم های هیچکاک دو قسمت است، بخش اول به معرفی و پیش روی داستان با معرفی شخصیت اولش جلو می رود و بعد از گره افکنی اصلی، فیلم وارد روند تعلیقی می شود که همواره هیچکاک در آن شهره بوده است.

با رفتن ماری در جاده، فرم اجرایی فیلم هم وارد یک دنیای دلهره وار می شود، جاده خلوت است و آدمهای شهر کمتر دیده می شود، پلیس یک نفر است که هم راننده خودرو است و هم نقش مامور یک کلانتری را ایفا می کند همانطور که در نمایشگاه خودرو هم ما با یک نفر فروشنده برخورد می کنیم و هیچکاک از ورود آدمهای اضافی به فیلم پرهیز کرده است و جایش را به همان سوسپانس می دهد که نیازمند اصلی کشش یک داستان با آدم های خلوت است، چرا که از طرفی خود مارین هم به دنبال پیدا کردن یک مکان خلوت به دور از چشم های اضافی است و به همین دلیل است که در میان بسیاری از هتل ها به جایی می رسد که تقریبا سالانه کمتر مسافری به آن ورود می کند.

با رفتن مارین به آن هتل کوچک بتیس که توسط نورمن با بازی آنتونی پرکینز اداره می شود، فیلمساز با نشان دادن آن نگاه ها و یا دیدن اتاق بغلی از یک سوراخ توسط نورمن در ابتدا انگیزه های جنسی را برای تجاوز مطرح می کند اما از کنار آن خیلی سریع عبور می کند و بیش از این ذهن تماشاگر را درگیر نمی کند و با شناختی که مخاطب از آثار هیچکاک دارد، می داند که داستان با مخاطب در میان گذاشته می شود و در نهایت یک تعلیق باقی می ماند تا در آخر رو شود، در نظر بگیرید که صحنه جاودانه قتل در حمام به لحاظ اجرا بعد از یک تطهیر زبانی و حالا یک تطهیر بدنی اگر در فیلم نبود و ما با نگرانی خانواده متوجه نبود مارایان می شدیم، از طرفی شاید این عنصر تعلیق در عین مشخص نبودن سرگذشت ماریون به یکی از عناصر پیش رونده تبدیل می شد اما آن وقت این فیلم متعلق به هیچکاک نبود بلکه او در اشتراک داستان با مخاطب بدون ترس ریزش مخاطب همواره توجه نشان داده است وحتی شکل ناپدید شدن اجساد را هم نشان می دهد و یک راز باقی می ماند که عیان کردن آن مخاطب را متحیر می کند.

میزانسن ها و قاب های «روانی» ظرافتی دارد که مولف همان سینمای کلاسیک است برای نمونه دوربین بعد از ورود به اتاق پشتی برای صرف یک شام مختصر، هرچه دیالوگ های مطرح شده موجب یک شکاف بین مارین و نورمن می شود، ما هم کمتر این دو را در یک قاب می بینیم و شاه میزانسن هیچکاک که پیش درآمدی برای صحنه قتل است به خروج مارین از آن اتاق برمی گردد که با رفتن او و خارج شدنش از کادر ما یک لحظه قاب را بدون شخصیت داریم تا نورمن از جایش بلند شود و نظاره گر خروج مارینی باشد که می رود با یک استراحت کامل بعد از یک تطهیر جذاب برای خودش آماده شود تا صبح برگردد و پول را هم به صاحبش برساند.

بعد از دگرگونی ظاهری شخصیت نورمن برای مخاطب ما با نورمنی مواجه هستیم که مملو از تناقض رفتاری و حجم سنگینی از رازهای شخصیتی که در پس چشمانش نهادینه شده است و با یک مونولوگ کامل دکتر روانشناس پی به بازگشایی یک کشفی می رویم که نورمن در آن گرفتار است و بعد به این فکر می کنیم که او ساعت ها و ثانیه های زندگی اش را در چه احوالی گذرانده است و روزگار دست آخر برای او چه چیزی به ارث گذاشته است.

«روانی» عالی ترین رتبه فیلم هیچکاک بعد از «سرگیجه» است و روان ترین فرم روایتی که به آن مشهور است.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :