چاپ
به مناسبت تولد آقای فیلمساز / لحظه های لعنتی منتهی به ۶۰ سالگی!

30نماایران - حمیدغفاریان:حالا که در سن 55 سالگی در تدارک فیلم جدیدش است، یاد مصاحبه ای از او می افتیم که 60 سالگی شروع بازنشستگی اش است و در صورتی که نتواند به صورت 35 فیلمبرداری کند، سن بازنشستگی اش هم پایین تر می آید، این صحبت ها نگرانی این روزهای طرفداران فیلمسازی است که در کارنامه محدود فیلمسازی اش یک شیدایی می بینیم که سینما در آن رنگ دیگری دارد .

کوئنتین تارانتینو؛ نمونه ای است تمام قد از سینمایی که رنگ و بوی خشونت دوست داشتنی را در خود پرورش داده است و شاخصی است بی بدیل یک عاشق سینما که سال ها بعد به قدرت رسیده است و عیان کردن ذهن ناآرامش به وی آرامشی می دهد که عشاق سینما را همراه خود می کند و این هم صدایی مدتهاست بین تارانتینو و هوادارانش یک پیمان محکمی را بسته است که رشد سنی شاید تنها مانع و یا عامل کندشونده این ارتباط باشد، امروز هفتم فروردین مصادف با ۲۷ مارس تولد شگفتانه فیلمسازی خوش قریحه ما کوئنتین تارانتینو است.

تارانتینو اولین فیلم بلندش «سگ های انباری» را در سال ۱۹۹۲ ساخت، فیلمی که روایت شش سارق است که هرکدام به دنبال این هستند که کدام یک آنها را در جریان سرقت لو داده است و در این راه ذره ای رحم هم دیده نمی شود و حجم خشونت های انسانی به اندازه ای است که باید قبول کنیم ما در انباری ایی حبس شدیم و سگ هایی که به جان هم افتادند!

«داستان عامه پسند» دومین فیلم تاراتینو در سال ۱۹۹۴ ساخته شد و پر بحث ترین فیلم تاراتینو که الگوهای روایتی اش آنقدر تروتازه بود که خشونت هایش دیده نشد و با ساخت این فیلم نشان داد که سینماگری دارد ظهور می کند که مغزش مملو از کشمکش هایی است که فقط سینما در آن جوشش دارد، فیلم، نخل طلای جشنواره کن در سال ۱۹۹۴ را ازآنِ تارانتینو نمود و نامزد دریافت هفت جایزه اسکار، شامل جایزه اسکار بهترین فیلم شد که تارانتینو و راجر آواری، فیلم‌نامه‌نویسان فیلم؛ توانستند جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی را ازآنِ خود کنند. نامزدی بهترین کارگردانی برای کوئنتین تارانتینو و نامزدی بهترین بازیگر نقش اول مرد برای جان تراولتا، از دیگر دستاوردهای این فیلم در شصت‌وهفتمین مراسم جایزهٔ اسکار بودند. این فیلم در تقسیم جوایز اسکار به نوعی تحت تأثیر فارست گامپ قرار گرفت اما در جشنواره کن خوشتر درخشید و نخل طلا را نصیب تارانتینوی جوان و نه چندان مشهور کرد، در حالیکه رقیبی چون «قرمز» کیشلوفسکی داشت.

تاراتینو با «قصه های عامه پسند» به قدری نزد عامه سینمادوستان جهان جا باز کرد که فرصتی برایش رقم خورد تا جایگاه انحصاری خودش را تثبیت کند و روی موج سینمایی که به آن علاقه مند است پا بگذارد، این فیلم به قدری تا امروز در بسیاری از نظرسنجی ها رتبه دارد که چند سال پیش جشنواره کن نسخه بلوری آن را در سینمای ساحلی خود دوباره اکران کند اما این جشنواره معتبر و حتی اسکار هم نتوانست مسیر فیلمسازی او را تغییر دهد و تارانتینو خودش را برای جشنواره ها و سیاست های همیشگی این جشنواره ها محدود نکرد و وجه سرگرمی را همچنان در فیلمهایش حفظ کرد و جایزه هایی که به نوع روایت این فیلم دادند از او فیلمسازی نساخت که به دنبال تجربه های تازه فرمی باشد تا بتواند به جایزه های بیشتری برسد و نشان داد که مضمون فیلمش تنها با این فرم باید منتقل می شد.

«جکی براون» فیلمی که در سال ۱۹۹۷ ساخته شد، پیش زمینه ای بود برای قهرمان شدن زن در فیلم های تاراتینو که قبل از آن مردان بیشتر در فیلم هایش حضور داشتند اما نتیجه کار فیلمی با سروشکل ساده را به دنبال داشت و شاید جذاب ترین سیاه مشق برای رسیدن به فیلم بعد «بیل را بکش» که مملو از خشونت،انتقام و عاطفه است که نقش اول آن را یک قهرمان زن با بازی درخشان اوما تورمن برعهده داشت و مسیر انتقام آن قدر برای تاراتینو جذاب بود که فیلمی با زمان چهار ساعت نتیجه کار شد که در نهایت به دلیل طولانی شدن، این فیلم دو قسمت تدوین و اکران شد، سکانس ابتدایی فیلم در عروسی جزو سکانس های ماندگار در تاریخ سینما است و جزو شروع های مهم و موثر محسوب می شود و یا سکانس پایانی فیلم و مواجه شدن زن با بیل است که در حال بزرگ کردن بچه است و یا سکانس انتقام گیری پایانی از بیل که فیلمساز حتی با عنوان فیلمش این تکلیف را به قهرمانش داده بود.

تاراتینو در بسیاری از مصاحبه هایش از علاقه به سینمای ژاپن گفته است و «بیل را بکش» هم نمونه ای آمریکایی از نگاه یک فیلمساز معتبر به مناسبات مافیایی ژاپن است و ادای دینی از سوی تارانتینو به جغرافیای مورد علاقه اش که همواره در پس فیلمهایش موج می زند.

«حرامزاده های لعنتی» فیلمی که در سال ۲۰۰۹ ساخته شد و در آن ذهن خیالی تارانتینو به جنگ جهانی دوم رفته بود و از دل این واقعه به داستانی مطلوب خودش با ایده های جذاب سینمایی رسیده بود و در این فیلم هم مانند سنگ های انباری به یک گروه خشن رسیده بود که یک هدف مشخص دارند، بازی خوب برد پیت در نقش آلدو جزو شخصیت های ماندگار فیلم های تارانتینو است که به گفته او ده سال برای ترسیم این شخصیت وقت گذاشته است، تمام اتفاقات پایانی که در سینما اتفاق می افتد جزو موقعیت های بیادماندنی این فیلم محسوب می شود.

یکی دیگر از علاقه های بسیار تارانتینو به وسترن اسپاگتی برمی گردد که سردمدار آن سرجو لئونه بوده است و تارانتینو هم از شیفتگان این فیلمساز و به خصوص «خوب،بد،زشت»، مگر می شود تاراتینو به ژانر و موقعیتی علاقه داشته باشد و به سمتش نرود؟! در نبود یک وسترن خوب طی این سالهای سینمای آمریکا، تارانتینو با این فیلم نشان داد که همچنان می توان در این ژانر ضمن حفظ قواعد خشونت آمیز خودش به اثری رسید که در آن می توان با بیان تند حرف های سیاسی، اثری کاملا در حال و هوای وسترن اسپاگتی در سال ۲۰۱۲ به مخاطبان هدیه داد.

«هشت نفرت اتگیز» آخرین فیلم ساخته و اکران شده تارانتینو در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و در سال ۲۰۱۵ به نمایش درآمد، فیلمی که در همان حال و هوای وسترن از جنس ضد قهرمان می چرخد و شاید دقیق ترین فیلمنامه تاراتینو که نوشتنش سخت تر از اجرایش بوده است،فیلمی سراسر نکته و شخصیت های پرحرف در موقعیتی ناهمگون که ساکن است، فیلم پر است از شخصیت ها که در هم گره می خورند و میلولند اما ریتمشان حفظ می شود و بعد از مدتها متوجه می شوی که در یک موقعیت ایستا قرار گرفتی و شاهد اتفاقاتی هستی که تنها از دست تاراتینو برمی آید.

حالا که در سن ۵۵ سالگی در تدارک فیلم جدیدش است، یاد مصاحبه ای از او می افتیم که ۶۰ سالگی شروع بازنشستگی اش است و در صورتی که نتواند به صورت ۳۵ فیلمبرداری کند، سن بازنشستگی اش هم پایین تر می آید، این صحبت ها نگرانی این روزهای طرفداران فیلمسازی است که در کارنامه محدود فیلمسازی اش یک شیدایی می بینیم که سینما در آن رنگ دیگری دارد .

طی نظرسنجی‌ای در سال ۲۰۱۳ که از مراکز آکادمیک گرفته شد، نظر افراد را در خصوص اینکه طی ۵ سال گذشته، نام کدام یک از افراد زیر در پایان‌نامه‌ها و مقالات بیشتر از بقیه ذکر شده است؟ نتیجه نظرسنجی برتری نام تارانتینو را در مقابل افرادی چون کریستوفر نولان، آلفرد هیچکاک، مارتین اسکورسیزی و استیون اسپیلبرگ نشان می‌داد.

 

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :