چاپ
واکنش نویسنده کتاب «آقای بازیگر»/ باز آقای حامد بهداد، به تلافی غیبتش بر پرده سینماها، رفت سراغ حاشیه و جنجال!

30نماایران: بعد از اظهار نظر جنجالی حامد بهداد درباره لقب آقای بازیگر برای عزت الله انتظامی با وجود محمد علی فردین و بهروز وثوقی موجی از انتقادات نسبت به این اظهار نظر فضای رسانه ای را فرا گرفته است.

به گزارش سایت ۳۰نماایران،هوشنگ گلمکانی که کتاب “آقای بازیگر” را درباره عزت‌الله انتظامی نوشته، در این باره پستی منتشر کرده است:

هر گونه توهین به هر شخصی به عنوان کامنت در زیر این پست، حذف خواهد شد

باز آقای حامد بهداد، به تلافی غیبتش بر پرده سینماها، رفت سراغ حاشیه و جنجال. چند سال پیش، نقد کوتاهم بر او واکنش تندش را در پی داشت که پاسخ من سکوت محض بود (و پس از مدتی به عذرخواهی تلویحی او در برنامه‌ای تلویزیونی کشید). حالا هم که درباره عنوان «آقای بازیگر» برای عزت‌الله انتظامی اظهار نظری «بهدادی» کرده، فقط می‌خواهم توضیحی بدهم، نه جواب. این جور حرف‌ها که جواب ندارد.
نکته اول این است که ما ملت شریف و حاشیه‌دوست، به قدری در لحظه (و حداکثر در مقطع) زندگی می‌کنیم که پس از مدتی کوتاه، همه چیز فراموش می‌شود. در همه جاهایی که اظهار نظر حامد بهداد را منتشر کرده‌اند، از سوی رسانه‌های منتشرکننده‌اش و لابه‌لای کامنت‌های زیرش، حتی یک مورد را ندیدم که کسی بگوید این عنوان «آقای بازیگر» از کجا آمده؛ همه‌اش یا تأیید آن نظر و تحسین و ستایش بهروز وثوقی و زنده‌یاد فردین است یا انتقاد از این نظر بهداد، به شیوه خود او. برای تازه کردن حافظه‌ها یا توضیح به کسانی که هیچ چیز از سابقه موضوع نشنیده‌اند و نمی‌دانند باید بگویم که «آقای بازیگر» عنوان کتاب نگارنده درباره عزت‌الله انتظامی است که چاپ اول آن بیست‌ویک سال پیش منتشر شد و از آن پس، همین عنوان خیلی زود تبدیل شد به لقب آقای انتظامی، که از نظر افکار عمومی و پیگیران سینمای ایران، ترکیب این دو کلمه به طور تلویحی حاوی منش و شخصیت او و ویژگی‌های بازیگری‌اش هم هست. کسی، نهاد یا مقامی رسمی یا غیررسمی (مثل عنوان دکترای افتخاری از سوی فلان وزارتخانه و دانشگاه و بنیاد و غیره) این لقب را به آقای انتظامی نداد. عنوان آن کتاب را پس از انتشارش، افکار عمومی به عنوان لقب او انتخاب کرد. حتی خودم هنگام انتخاب این عنوان برای کتابم، در این فکر نبودم که آن را تبدیل به لقب استاد کنم یا پیش‌بینی نمی‌کردم لقب او شود. در این «نامردی» (به تعبیر استاد بهداد) شخص خاصی مقصر نیست. این تصمیم و توافق بحث‌ناشده افکار عمومی (لااقل در محدوده رسانه‌ها و فضای فرهنگی کشور) است.
بعد هم شأن و جایگاه بهروز وثوقی بازیگر بزرگ و تحسین‌شده سینمای ایران و زنده‌یاد فردین که به‌راستی «سلطان قلب‌ها» بود و ماند (و شخصاً پس از درگذشت او مطلبی درباره همین جایگاهش نوشتم) ربطی به لقب یا جایگاه بازیگر بزرگ دیگری ندارد. خوش‌بختانه در سینمای ایران، بازیگر خوب و محبوب و توانا کم نداشته‌ایم. کسی هم جای دیگری را تنگ نمی‌کند…

اگر هم بحث لقب‌یابی برای بازیگران توانا یا محبوب (یا توانا و همزمان محبوب) است، زبان فارسی آن قدر گستره و قابلیت دارد که لقب‌های مناسب دیگران نیز بسازیم. لقب، جایزه‌ای انحصاری نیست که وقتی به کسی دادیم، دیگران را از آن محروم کرده باشیم. هرچه هم لقب‌های زیبا بسازیم و منتشر کنیم، این افکار عمومی است که با پذیرش و تداول و کاربردش به آن رسمیت می‌بخشد و آن را جا می‌اندازد. این ربطی به مردی و مردانگی و نامردی ندارد.
آقای بهداد بازیگر بااستعدادی است که در مواردی بازی‌های خوبی هم در کارنامه‌اش دارد. اما شأن و شخصیت و جایگاه هنرمندان را فقط آثارشان شکل نمی‌دهند. حضور اجتماعی آن‌ها، لحن و ادبیات‌شان در اظهار نظرها، و سلوک و رفتارشان – آن‌جا که در معرض دید و قضاوت افکار عمومی قرار می‌گیرد – نیز بخشی از ملاط و مصالح این جایگاه است. امیدوارم سینماگران ما به این جنبه از کارنامه‌شان هم توجه داشته باشند.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :