چاپ
خوک؛ شوخیه مگه؟!

30نماایران - حمیدغفاریان:فیلمنامه «خوک» مواجه است با شخصیت هایی که تعریف درستی ندارند و شخصیت پردازی الکنی هم دارند مانند کارکتری که علی مصفا،لیلی رشیدی و سیامک انصاری بازی کرده اند و یا نوع رابطه ها هم مشخص نیست و حتی موقعیت هایی که می سازد.

«خوک» تازه ترین فیلم مانی حقیقی از ذهنی می آید که بسیار آشفته است، سوژه هایی کوچک که گسترده نمی شود و همه اینها کنار هم شمایلی از یک فیلم را می سازد که روی کاغذ فیلم نیست و با اعتماد به نفس کارگردانی به سمت اجرا رفته است اما آنجا هم اوضاع سخت تر شده و کنترلش هم با چالش های جدی روبرو شده است.

کارکتری که می خواهد کمدی باشد اما موقعیتش آنقدر تراژدی است که تلاش فیلمساز برای خنده گرفتن بیهوده می شود و آن میزان شوخی ها هم به لطف اجرای حسن معجونی با همان شمایل همیشگی اش می تواند به درصد کمی از خواسته های فیلمساز برسد.

در ابتدا با کارکتر کارگردانی به نام حسن با بازی حسن معجونی طرف هستیم که ممنوع الکار است و قتل های سریالی کارگردان های سینمای ایران از جمله ابراهیم حاتمی کیا،رخشان بنی اعتماد هم اتفاق می افتد و از طرفی بازیگر مورد علاقه اش هم نمی خواهد منتظر مجوز او شود و به فیلم دیگری برای بازی می رود.

فیلمنامه «خوک» مواجه است با شخصیت هایی که تعریف درستی ندارند و شخصیت پردازی الکنی هم دارند مانند کارکتری که علی مصفا،لیلی رشیدی و سیامک انصاری بازی کرده اند و یا نوع رابطه ها هم مشخص نیست و حتی موقعیت هایی که می سازد، اصلا چرا نشانه خوک را قاتل روی پیشانی کارگردانها می کشدحسن چرا ممنوع الکار شده است؟ قاتل کیست و انگیزه اش چه بوده؟ ملاکش برای انتخاب فیلمسازها چیست؟ چرا اینها در آن مهمانی به این شکل لباس می پوشند؟ چرا پلیس به این شکل است؟

فیلم اساسا در بسیاری از گره ها با حفره روبرو است که نشان می دهد برخلاف «پذیرایی ساده» و «کنعان» که فیلم های خوبی بودند، فیلمنامه کاملی را نداشته است چراکه حقیقی نشان داده که نویسنده خوبی نیست و بهتر است فیلمنامه هایش را مانند دو تجربه موفقش به صورت مشترک بنویسد و ذهن او بسیار سیال است اما برای نویسندگی دقیق نیست.

ذهن سیال او زمانی جواب می دهد که در طول فیلم این سیالی را ببینیم نه اینکه تنها محدود شود به سکانسی که حسن وارد بازداشتگاه می شود اما از آن سمت به اجرای راک می رسد که اجرای خوبی و دقیقی هم دارد اما اگر این لحن را در طول فیلم از نگاه فیلمسازی که دوست دارد کار کند اما سیستم به او اجازه نمی دهد می توانست موقعیت هایی را ترسیم کند که از یک ذهن سیال بر پرده می نشست و همین زمینی نبودن کارکتر در دنیای واقعی می توانست او را با داستان های جدید روبرو کند و همه اینها می توانست در یک بستر کمدی روایت شود.

برچسب کمدی سیاه برای این فیلم ظلمی است برای این ژانر، چرا که باید ضمن لحن کمدی در فیلم ما با مرگ،تجاوز و خشونت در قالب کمدی سیاه روبرو باشیم و همزمان به آنچه که داریم می بینیم هم بخندیم اما حقیقی ترجیح داده است فیلم را بیشتر فرم گرا نشان دهد و این همان آسیبی است که جشنواره هایی از نوع برلین برای حقیقی آورده داشته است و از خلاقیت داستانگویی او در بستر کلاسیک کاسته است.

پی نوشت: تیتر «شوخی مگه؟!» برداشتی از آهنگ حمید هیراد است که وی متهم به سرقت ادبی است!

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :