چاپ
«۱۵:۱۷ به سمت پاریس»؛ بیانیه ژورنالیستی کلینت ایستوود

30نماایران-حمید غفاریان:«15:17 به سمت پاریس» تحت هیجانات ترامپی ساخته شده است که ایستوود هم گرفتار آن شده است،سینماگری که به تنهایی تعریف یک سینما است اما حس برجسته نشان دادن کشورش او را از بسیاری مسائل ساده و پیش پا افتاده درام دور انداخته است و در نهایت با فیلمی طرف است که یک بیانیه پروپاگاندایی ژورنالیستی است.

شوق ساخت فیلمی براساس یک واقعه رخ داده مسئله ای است که در دنیای سینما بسیار به خود دیده است و سینماگرانی در عرصه موفق خواهند بود که اون اتفاق را به دراماتیزه ترین شکل ممکن و با زبان تصویر سازی سینما روی پرده بیاورند.

در سینمای آمریکا کلینت ایستوود همواره تلاش کرده در آثار اخیرش به سمت قهرمان هایی برود که در نبردهای کشورش سربلند بیرون می آیند و زمانی «تک تیرانداز آمریکایی» را می سازد که بسیار در اجرا و درام پردازی موفق می شود که بیشتر وجه انسان دوستانه خارج از هر ملیتی برجسته می شود اما در فیلم جدیدش «۱۵:۱۷ به سمت پاریس» که براساس داستان واقعی حمله یک تروریست به قطار تالیس در سال ۲۰۱۵ ساخته است از فیلمنامه ای برخوردار است که ژانر زندگینامه ای را به شکل ژورنالیستی روایت کرده است و صرفا به آگاهی بخشی بدون عنصر جذابیت کفایت می کند که برخلاف یک فیلم زندگینامه ای و قهرمان سازی است.

فیلم با روایت سه پسربچه شروع می شود که با هم دوست هستند و از طرفی دو نفر آنها در خانواده ای بزرگ می شوند که پدر و مادرشان از هم جدا زندگی می کنند و اسپنسر استون با بزرگ شدن تصمیم می گیرد تا از شاگردی یک کافه به ارتش برود تا با دشمن مقابله کند! کدام دشمن؟ فیلم نمی گوید! اما نظام جذب ارتش او را از این مسیر منحرف می کند و نمی گذارد تا به آنچه در ذهن دست یابد و او که از این وضع ناراحت است تصمیم می گیرد که دوباره با دوستان قدیمی اش دیدار کند و با هم به سفرهای مختلفی بروند و همه این روایت ها بدون خلق گره افکنی و گره گشایی در یک مسیر ساده جلو می روند که فیلم را بیشتر به آثار تله فیلمی شبیه می کند که اگر نام ایستوود پشت آن نبود خیلی زودتر مخاطب را پس می زد تا اینکه بدون دلیلی این سه را در قطاری می بینیم که در آن یک تروریست سروکلش پیدا میشه! این در حالی است که شمایلی از تروریست در فیلم روایت نشده است و این می توانست حداقل در اخبار روزمره در فیلم به آن اشاره ای می شد و بعد با عنصر اتفاق روایت شود اما ناگهان ما با یک فرد ریش دار که شبیه تروریست های داعشی است مواجه می شویم که سه شخصیت آمریکایی در پاریس قهرمان می شوند و در یک درگیری بر وی غلیه می کنند و اینجاست که با توانایی اسپنسر ما آشنا می شویم، چرا که تا اینجای فیلم چیزی از این استعداد و انسان دوستی در او نمی بینیمو شخصیت او تازخ در اواخر فیلم کشف می شود.

یکی دیگر از ریسک هایی که ایستوود انجام داده است و تاحدودی توانسته به مدد دانش بازیگری خودش چنین ریسکی را قبول کند استفاده از همان سه شخصیت اصلی در فیلم به عنوان بازیگر اصلی است.

«۱۵:۱۷ به سمت پاریس» تحت هیجانات ترامپی ساخته شده است که ایستوود هم گرفتار آن شده است،سینماگری که به تنهایی تعریف یک سینما است اما حس برجسته نشان دادن کشورش او را از بسیاری مسائل ساده و پیش پا افتاده درام دور انداخته است و در نهایت با فیلمی طرف است که یک بیانیه پروپاگاندایی ژورنالیستی است.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :