چاپ
بازی با مرگ

30نماایران - حمیدغفاریان:«شب بازی» در میان آثار کمدی این سالهای هالیوود جزو فیلم های خوبی است که ساختارش بسیار همسو با فضا و لحنش است و این میزان یک دستی بر حسب اتفاق نبوده است بلکه یک اجرای درست و هماهنگ آنرا به این شکل در می آورد.

«شب بازی» به کارگردانی جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدستین که آخرین فیلمشان یک کمدی نازلی به نام «تعطیلات» بوده است اما این دو در تازه ترین فیلمشان به خوبی موقعیت داستانی را با فرم تلفیق کرده اند و اثری سروشکل دار را ساخته اند که وجه سرگرمی اش بسیار الگوی مناسبی برای فیلمسازان داخلی است که چطور می توان یک کمدی اکشن جذاب و پر حرارت را ساخت که وجه فانتزی هم در آن بسیار بی آزار در آن وجود دارد.

فیلم روایت مکس با بازی جیسون بیتمن و آنی با بازی ریچل مک آدامز است که در یک مسابقه با هم آشنا می شوند و به سرعت ازدواج می کنند و ادامه زندگی شان را هم به همراه دوستانشان در مهمانی های شبانه به بازی های دست جمعی می پردارند که هوش و سرعت حرف اول را در برنده شدن می زند اما در ادامه آنی به همراه دکتر روانشناس پی به گذشته مکس می برند که با حسرت نسبت به برادرش همراه بوده است و این ضمیر ناخودآگاه او باعث شده حتی در تصمیم گیری های مهم زندگی اش هم راه پیدا کند که با آمدن برادرش و پیشنهاد یک بازی معمایی، فیلم و شخصیت ها به صورت ناخودآگاه وارد یک چالش و درامی می شوند که پر از اتفاقات اکشن و کمدی خواهد بود که به لطف حفظ ضرباهنگ از شروع بازی، فیلم جلو می رود.

بیشتر رسم است که از روی فیلم های سینمایی و سناریوهای آنها، بازی های کامپیوتری طراحی شود اما در «شب بازی» ما با سینمایی مواجه هستیم از نو گیم های مدرن که گویی دسته شخصیت ها در دستان مخاطب است و آنها را به بازی درمی آورد تا به نجات شخصیت برادر ختم شود،حتی نوع موقعیت ها هم در راستای همین شکل می گیرد مثل پرتاب شدن یکی از سارقین به موتور هواپیما یا از بین بردن چرخ های هواپیما توسط مکس و همسرش که همه اینها تحت تاثیر فضای فانتزی گیم ترسیم شده است.

شخصیت مکس و آنی جدای از دیگر آدمها در ساخت موقعیت های کمدی با دیالوگ های فانتزی به فیلم رنگ دیگری دادند که در ابتدا این توقع وجود نداشت که از آنها ببینیم اما در ادامه با وارد شدن به فضای بازی اینها باور پذیرتر می شوند مانند سکانس پیدا کردن گلوله در دستان مکس که بعدا هر دو متوجه می شوند که خبری از گلوله نیست و گلوله از استخوان عبور کرده است و یا سکانس بامزه پاک کردن خون از روی سگ که اجرای درستی هم دارد.

فیلم در شخصیت پردازی دو زوج دیگر وارد همسان سازی با مکس و آنی نمی شود و آنها بی خود و بی جهت انگار در فیلم هستند، چراکه هر زوج می توانستند در جهت حل این معما مسیرهای کمدی تری را برگزینند اما فیلم روی پاشنه زوج اصلی می چرخد.

«شب بازی» در میان آثار کمدی این سالهای هالیوود جزو فیلم های خوبی است که ساختارش بسیار همسو با فضا و لحنش است و این میزان یک دستی بر حسب اتفاق نبوده است بلکه یک اجرای درست و هماهنگ آنرا به این شکل در می آورد.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :