چاپ
پایان دوران ساخت آثار کودک با یک مشت عروسک!

30نماایران: با فروش اندک فیلم سینمایی «خاله قورباغه» که توانسته به فروش 209 میلیونی برسد، این سوال پیش می آید که آیا دوران ساخت فیلم با حضور یک مشت عروسک به پایان رسیده است؟!

به گزارش سایت ۳۰نماایران، در دورانی که کمپانی های بزرگی مثل دیزنی با ساخت انیمیش های جذاب و قهرمان سازی در این مدیوم در جهان، مخاطبان بسیاری را جذب کرده است و یا حتی در سینمای ایران هم آثار پرفروشی چون «فیل شاه» در نزدیک شدن به این گونه آثار موفق عمل کرده اند اما همچنان برخی ار سینماگران هستند که با دریافت بودجه بالا از ارگان ها و نهادها به دنبال استفاده از یک مشت عروسک می خواهند ضمن دریافت بودجه همچنان سطح ساخت آثار کارتونی را رو به پایین تنزل دهند همانطور که اکران «خاله قورباغه» و فروش اندک این فیلم نشان می دهد که مردم در صورتی با عروسکی ارتباط برقرار می کنند که با آن تداعی خاطره کنند و دیگر در عصر حاضر سینما جای خلق عروسک های تازه نیست.

بانی فیلم در گزارشی نسبت به عدم اقبال مردم با فیلم «خاله قورباغه» گزارشی را منتشر کرده است که در ادامه آمده:

در دوران طلایی سینمای کودک این تضمین وجود داشت که فیلم‌ ها در هر صورت در سینماها اکران می‌ شوند و به فروش بالایی دست پیدا می‌ کنند. در آن زمان برنامه‌ هایی وجود داشت که فیلم‌ های کودک در طول سال به تناوب اکران می‌ شد و این امر تضمین شده بود. در حال‌ حاضر فیلم‌ های زیادی داریم که سالهاست آخر صف اکران مانده‌ اند و یا اگر اکران می ‌شوند، شرایط خوبی برای آنها در نظر گرفته نمی‌ شود. در این شرایط سینماداران هم به دلیل به صرفه نبودن اکران فیلم‌ های کودک، کمتر رغبتی برای نمایش این آثار دارند. متأسفانه سازمان سینمایی هم چندان برنامه ریزی و تدبیر مدونی برای تولید و اکران فیلم‌ های سینمایی ژانر کودک ندارد و این معضل بیش از هر نکته دیگری به افول اینگونه سینمایی دامن زده است.
بی‌ توجهی به عنصر مهم فانتزی در آثار سینمای کودک در آثار این ژانر می‌ تواند چاشنی شیرین‌ و جذابی را از آن دریغ کند. فانتزی شیوه بیانی است که در آن، اصول و قواعد معقول و واقعی جهان عِلّی را بهم می‌ ریزد تا جهانی دلخواه خود پدید آید و همین، محمل مناسبی است تا بتوان برای بیان سرگذشت‌ ها و ماجراهای هیجان‌ انگیز و شوق‌ آور، به رمز و راز و جادو روی آورد. اما متأسفانه این امر مهم نیز در تولیدات سینمای کودک ایران در دهه‌ های گذشته به کلی به فراموشی سپرده شده است.
دوران طلایی سینمای کودک و نوجوان در دهه‌ های ۶۰ و ۷۰ به تاریخ پیوسته و همه اهل سینما چه سینماگران و چه تماشاگران کودک و نوجوان دیروز، از آن سال ‌ها به نیکی و با خاطراتی خوش یاد می‌ کنند. بخشی از این یادآوری همراه با نیکنامی، قطعاً به نوستالژی بازی ما ایرانی‌ ها برمی‌ گردد، اما بخش عمده و مهم آن حتما به کیفیت خوب فیلم‌ های کودکان و نوجوان آن‌ موقع البته با توجه به وضعیت و امکانات و توقعات همان سال‌ های سینمای ایران، مربوط می‌ شود. فیلم‌ های آن زمان سینمای کودکان و نوجوانان ایران قصه گوتر، فانتزی‌ تر و رویایی ‌تر بودند.
سینمای کودک ما بسیار مظلوم واقع شده است. بدون شک ما در دهه ۶۰ کارهای بیشتری در زمینه کودک و نوجوان داشتیم و متأسفانه در دهه ۷۰ محدود و از دهه ۸۰ نابود شد و بازار سینمای کودک و نوجوان راکد شد.
در حال حاضر فیلم «خاله قورباغه» روی پرده است و با الهام از مجموعه تلویزیونی قدیمی و محبوبی به همین نام ساخته شده است. حالا این مجموعه تبدیل به فیلمی سینمایی شده و اکران خود را از ششم تیر ماه آغاز کرده است. این فیلم، هم فضایی آشنا برای بچه ‌های دهه ۱۳۶۰ دارد و هم برای بچه‌ های دهه ۱۳۹۰. البت هطی این مدت کوتاه گذشته از اکران،فیلم «خاله قورباغه» فروش خوبی در سینما نداشته، ولی باید صبر کرد تا جام جهانی به پایان برسد تا مشخص شود این فیلم می تواند جای خود را در آشفته بازار اکران پیدا کند یا خیر.
در گزارش حاضر به بررسی جایگاه این سینما در گفت وگو با تعدادی از فعالان آن نشستیم.
***
عادل بزدوده:
آوردن عروسکهای ناشناخته به سینما ریسک است

عادل بزدوده ملقب به پدر عروسک‌ ها معتقد است: «کلاه قرمزی و پسرخاله» چون اغلب مسائل مبتلا به بزرگسالان را در قالبی کودکانه مطرح می کنند،هنوز بین این رده سنی طرفدار دارند.
این طراح و سازنده عروسک درباره اینکه فیلم های عروسکی امروز برای این قشر جذاب هست یا خیر، به بانی فیلم گفت: فکر می کنم این سوال را به چند قسمت باید تقسیم کرد. اول اینکه ما چقدر بچه را می توانیم از تفریحات سرگرم کننده دور کنیم و چقدر می توانیم بیش از حد برنامه های سرگرم کننده فراهم کنیم که فقط اوقات فراغتش سپری شود. همه اینها لازم و ملزوم همدیگرند؛ مثل غذایی می ماند که خوشمزه است، اما معده یک مقدار از آنرا می پذیرد و بنابراین اگر زیادتر از آن حد خورده شود و به ظاهر خوشمزه هم هست، حال آدم را بد می کند. هر چیزی به نظرم باید به اندازه صرف شود. کار فرهنگی، تفریحی و آموزشی همه اینها اگر زمینه فرهنگی اش منطقی و درست باشد، هیچ اشکالی ندارد.باید آثاری داشته باشیم که بچه به فضای فان آن بخندد، با آن شوخی کند یا لذت ببرد یا انرژی مثبتش بیرون بیاید و داد بزند و در کل ذوق و شوقش را داشته باشد. در کنارش باید فیلم هایی هم داشته باشیم تفکر برانگیز و تعقل برانگیز. هر دوی اینها به نظرم روندی کاملاً عادی را در ارتباط با تماشاگر کودک سپری می کند. هر کدام از اینها اگر سر جای خودش باشد هیچ مشکلی ندارد و هیچ آسیبی به مخاطب وارد نمی کند.
خالق عروسک‌های «شهر موش‌ها» در پاسخ به اینکه آیا خاطره سازی فیلم های عروسکی در فروش فیلم ها تأثیر دارد و اگر فیلمی ساخته شود که تماشاگر از آن پیشینه ذهنی نداشته باشد، چقدر ریسک موفقیتش بالاست، توضیح داد: سری مجموعه های «کلاه قرمزی و پسرخاله» از قاب تلویزیون بارها تکرار شد و خاطره سازی در ذهن همه ایجاد کرد؛بنابراین وقتی نسخه های سینمایی آن هم اکران شدند، تعجبی ندارد که همه با اشتیاق به تماشایش رفتند. فکر می کنم دوستان بزرگوارم در سینما اگر عروسک هایی که ظاهرشان در هیچ جایی به نمایش در نیامده را یک دفعه به سینما می آورند، ریسک بزرگ و خطرناکی می کنند. به هر حال نباید فراموش کرد بچه های ما عادت به تصاویری دارند که بیش از حد تکرار شده باشد و این تکرار البته محاسن و معایبی دارد. به هر حال کاراکترهایی مثل «کلاه قرمزی و پسرخاله» شناخته شده اند. حالا اینکه «کلاه قرمزی و پسرخاله» از قاب تلویزیون به سینما می آیند و حرف های بزرگسالانه می زنند این یک بحث و کارکرد دیگر دارد که دوستان از این حربه توانسته اند خوب استفاده کنند و کاری بسازند که ممکن است هیچ بچه امروزی به سینما نیاید، اما بزرگسالان به خاطر اینکه مسائل راجع به آنان در این سری فیلم ها مطرح می شود، مشتاقانه تماشاگرش می شوند. هر چند این هم جزوی از ویژگی های این هنر است که عروسک ها این قابلیت را دارند تا مسائل و مشکلات بزرگسالان را مطرح کنند.
***
رضا فیاضی:
فیلم های عروسکی در سینمای ایران برای کودکان جذاب نیستند

رضا فیاضی معتقد است: انیمیشن هایی که در سینمای جهان اکران می شوند به خاطر شدت هیجان، حرکت و تکنیک های خاصشان، رکوردشکن و پرتماشاگر هستند، اما فیلم های عروسکی در سینمای ایران این توانمندی ها را ندارند.
بازیگر فیلم کودکانه «در به در ها» درباره اینکه آیا فیلم های عروسکی امروز برای این قشر جذاب هست یا خیر، به بانی فیلم گفت: مطمئناً جواب نمی دهد. بچه های امروز دیگر شاید حتی «زی زی گولو» که خاطرتان هست چقدر شیرین زبان بود را هم نگاه نکنند، چون برایشان جذاب نیست. خودم که کتابفروشی دارم، الان کتاب و CD این مجموعه را هم که چاپ شده، عرضه می کنم، اما می بینم برای کودک و نوجوان امروزجذابیتی ندارد و آنرا نمی خرند. شما ببینید انیمیشن هایی که در سینمای جهان اکران می شوند به خاطر اینکه آنقدر هیجان، حرکت و تکنیک های خاص دارند، اغلب در گیشه رکوردشکن هستند. اما فیلم های عروسکی در سینمای ایران این توانمندی ها را ندارند، در نتیجه جذاب نیستند.
بازیگر فیلم «نرگس مست» درباره اینکه خاطره سازی فیلم های عروسکی در فروش فیلم ها چقدر تأثیر دارد و اگر فیلمی ساخته شود پیشینه ذهنی نداشته باشد، چقدر ریسک موفقیتش بالاست، افزود: نگاه کنید در «مدرسه موشها» به کارگردانی مرضیه برومند که از تلویزیون پخش و با استقبال زیادی روبه رو شد، بخشی از تماشاگران از آن پیشینه ذهنی داشتند، اما در سینما اکران شد، فروش چندانبالایی نکرد. دوران عوض شده است و خوراک دیگری لازم دارد. آنهایی به تماشای این فیلم نشستند که با آن خاطره داشتند و لذت بردند، اما بچه های جدید یا نگاه نکردند یا برایشان خیلی بی تفاوت بوده است. در حال حاضر اتفاقاتی که می افتد بیشتر بزرگسالان با آن ارتباط برقرار می کنند، چون مسائل سیاسی، اجتماعی و… زیادی وجود دارد که بیشتر بزرگسالان با آنها ارتباط برقرار می کنند تا بچه ها. باید تکنیک جدید یا مسائلی که بچه ها با آن درگیر هستند را به کارهای نمایشی و سینمایی افزود. ضمن اینکه بهتر است فضای فانتزی بیشتری داشته باشند تا بچه ها جذبش شوند.
***
نادره ترکمانی:
عروسکهای بی شناسنامه کمتر در سینما جواب می گیرند

کارگردان «گورداله‌ و عمه‌ غوله» اعتقاد دارد: بچه ها می توانند در آثار سینمایی مربوط به خودشان خیلی از موضوعات اجتماعی را یاد بگیرند و این فیلمها یک نوع کلاس درس برای بچه هاست.
نادره ترکمانی درباره اینکه فیلم های عروسکی امروز برای این قشر جذاب هست یا خیر، به بانی فیلم گفت: دو بحث در این مسئله داریم. یکی بحث مخاطب شناسی و دیگری بحث مواجه شدن تکنیک خاص در سینمای ایران و جهان. کارهای عروسکی زمینه ای در ذهن کودکان و نوجوانان امروز و دیروز دارد. از آنجایی که اغلب بچه ها از کودکی وقتی به دنیا می آیند یک ابزار بازی به نام عروسک در اختیارشان قرار می گیرد، پس با این وسیلهچندان بیگانه نیستند.حال این ابزار امروزه گسترده تر، متنوع تر، رنگارنگ تر و چند جانبه شده ؛تا جایی که حتی ما بزرگسالان هم وقتی در اسباب فروشی ها نمونه هایی از آنها را می بینیم، خوشمان می آید. در واقع در ترکیب زندگی اقوام ایرانی عروسک بوده؛ یعنی عروسک بازی چه با چوب ، ذغال،گِل یا پارچه همیشه بوده است. عنصر عروسک همیشه ابزار و وسیله ای برای سرگرمی کودک تلقی شده است. شاید به همین دلیل این مقوله وارد جهان سینما می شود که تضمین ارتباط موفق با مخاطب خودش را ایجاد کرده. به لحاظ تکنیکی، عروسک و کارهای عروسکی فی ذاته می توانند با مخاطب خودشان ارتباط برقرار کند. چه با کودکان چه با نوجوانان و خردسالان و چه بزرگسالان این یک بحث است.
او ادامه داد: مسئله بعدی که می تواند مؤثرتر باشد، نوع قصه ای است که با این عروسک ها روایت می کنیم. نوع قصه ای که روایت می شود هر چقدر جذاب تر، صمیمانه تر و مرتبط تر با بچه ها باشد، بچه ها ارتباط بهتری با آن برقرار می کنند. شما وقتی «کلاه قرمزی» را می بینید، یک عروسک است با چشمانی فیکس که اکت ندارد، فقط دهانش حرکت می کند و اندام هایش خیلی حرکت ندارد، اما پس چطور مخاطب با آن ارتباط برقرار می کند و چطور دوستش دارد؟! در این بین عروسک های دیگری هم بودند مثل «سنجد» که توسط نگار استخر به حرکت در می آمد و خیلی از ما چقدر این عروسک را دوست داشتیم و با آن ارتباط برقرار می کردیم. الان شخصیت «جناب خان» در برنامه بزرگسال دیده می شود و به واسطه نوع ارتباطی که مخاطب با آن برقرار کرده، منطقی، دلچسب و خوب از آب درآمده. بنابراین تکنیک عروسکی می تواند ارتباط با مخاطب برقرار کند، منتها آنچه مسلم و مهم به نظر می آید، نوع قصه ای است که روایت می شود؛ اینکه این قصه آیا دغدغه یا مورد علاقه گروه مخاطب خودش هست یا خیر؟! اصولاً اگر بعضی از فیلم ها را نگاه کنید، قصه شان به نحوی با کودک و نوجوانان ارتباط برقرار نمی کند و در مقابل فیلم های عروسکی داریم که نوع قصه و فضاشان با کودک و نوجوانان ارتباط برقرار می کند.فکر می کنم از این رهگذر باید به این نتیجه رسید که جنبه های رئال و فانتزی در آثار عروسکی یا تلفیقی از آنها چه حد و مرزی باید داشته باشد.باید مهم باشد اینکه چه قصه ای روایت شود و این قصه مؤثر و جذاب برای کودک و نوجوانان باشد یک بحث جداگانه ای است.
کارگردان «خاله سوسکه» درباره اینکه خاطره سازی فیلم های عروسکی در فروش فیلم ها چقدر تأثیر دارد و اگر فیلمی ساخته شود که پیشینه ذهنی نداشته باشد، چقدر ریسک موفقیتش بالا خواهدبود،اظهار داشت: به نکته خوبی اشاره کرده اید. در کشور ما معمولاً مخاطبان وقتی که آشنایی قبلی با یک چهره دارند، ارتباط بهتری با با فیلمها وسریالهای که بعداً با حضور همان چهره ساخته می شود، برقرار می کنند. اصلاً این در مورد نه فقط عروسک، بلکه در مورد آثار دیگر هم هست. مثلاً بر فرض مثال فلان بازیگر را دوست دارید یا فلان بازیگر در خاطرات شما اثر خوبی ایجاد کرده است. این بازیگر در هر اثری بازی کند، شما دوستش خواهیدداشت. بنابراین وقتی فیلمی اکران می شود و آن بازیگر موردپسند شما در فیلم بازی کرده، آن فیلم را نگاه می کنید. یعنی با پیش زمینه قبلی خودمان گاهی وقتها آثار جدید روی پرده را انتخاب و نگاه می کنیم.این در مورد عروسک شدتش بیشتر است؛ یعنی مخاطب پیش زمینه، نوستالژی و یا پیش آگاهی نسبت به آن دارد، در نتیجه وقتی همان شخصیت در یک اثر دیگر یا روی پرده سینما می آید، خود به خود آن فیلم را با توجه به حس نوستالژی نسبت به شخصیتی که در ذهنش بوده با رغبت بیشتری تماشا می کند و این یک واقعیت است. در واقع به نظرم عروسکهای بی شناسنامه کمتر در سینما جواب می گیرند. البته ما در فیلم «گورداله» ریسک کردیم و یک سری شخصیت هایی داشتیم که هیچ پیش زمینه قبلی برای مخاطب نداشتند.
او خاطر نشان کرد:به نظرم در مورد فیلم های عروسکی این ماجرا بیشتر صادق است که خوب از قبل پیش زمینه ای روشنی برای مخاطبان داشته باشند و بعد روی پرده سینما از پیش زمینه استفاده شود و مخاطب با قصه جدیدتری به سالن سینما دعوت شود. حالا فکر کنید فیلمی ساخته می شود، بسیار خوب و کاملاً سینمایی و قصه خیلی خوبی هم دارد و در آن از بازیگرانی استفاده شده که از بومی های یک منطقه هستند و هیچکدام بازیگران چهره ای نیستند. وقتی این فیلم روی پرده می رود، بی شک خیلی با اقبال عمومی مواجه نمی شود، چون سینما روها بازیگران را نمی شناسند؛ اما اگر در همان فیلم با همان قصه و… ،تعدادی بازیگر شناخته شده شده حضور داشته باشند، مخاطبان مشتاقانه فیلم را نگاه و با آن ارتباط برقرار می کنند. پیش زمینه شناخت نسبت به شخصیت هایی که روی پرده سینما قرار می گیرند قطعاً در فروش و دیده شدن فیلمها مؤثر است. در مورد ژانر عروسکی بحث سلیقه کودک و نوجوان بیشتر مدنظر است و کار عروسکی که روی پرده سینما می رود و برای کودک و نوجوان قصه ای را روایت می کند،باید با این سلیقه هماهنگ باشد. البته به هر حال نمی توان منکر شد شخصیتها و عروسکهایی که در فیلم هستند، اگر پیش زمینه ای در ذهن کودک و نوجوان داشته باشند، قطعاً اثر بهتر دیده می شوند. به همین دلیل در حوزه سینمای کودک و نوجوان تلویزیون خیلی باید همکاری کند که اگر اثری قرار است روی پرده سینما برود، تلویزیون به معرفی آن شخصیت ها کمک کند. بچه ها می توانند در آثار سینمایی مربوط به خودشان خیلی از موضوعات اجتماعی را یاد بگیرند و یک نوع کلاس درس برای بچه ها است.

 

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :