چاپ
هشت یار اوشن؛ وفاداری در اندازه نام دنی اوشن

30نماایران - حمید غفاریان:«هشت یار اوشن» قرار است نمونه ای زنانه از مجموعه های قبلی باشد که با مرگ دنی اوشن، خواهر او به این جایگاه می رسد که بعد از آزادی از زندان با یک سری دزدی های حقیرانه و متضاد با دنی می خواهد یک دزدی بزرگ را ترتیب دهد، دزدی یک گردنبند الماس به ارزش 150 میلیون دلار که قرار است در یک مراسم سالیانه یک موزه به گردن یک بازیگر آویخته شود اما این ایده اگرچه در پس آن یک کسب عدالت نسبی شخصی و نه جمعی مانند «یازده یار اوشن» باشد اما اندازه آن خیلی محدود است.

دنباله سازی در سینما همواره از نیاز مخاطب می آید و میزان اقبال او به اثر است که باعث می شود، چرخه تولید آن به چرخش بیافتد اما در ادامه کمتر پیش می آید که میزان مقبولیت آن تکرار شود، مجموعه یاران اوشن مانند بتمن که اعتبارش با کریستوفر نولان بدست آمد و با رفتن او نسخه ضعیفی از بتمن ساخته شد، این اتفاق برای یاران اوشن هم افتاد که کارگردانی سه قسمت آن توسط استیون سودربرگ انجام شد و توانست شمایل تازه ای از فیلم های تیمی که هدفشان دزدی های بزرگ است را نمایش دهد و در ابتدا با هویت دادن به هریک از یاران اوشن توانست میزان اثرگذاری آن را افزون کند.

الگوریتم ساختاری رسیدن به هدف در یک کار گروهی جدای از آنکه آن هدف چیست، نکته ای است که مرحله به مرحله در سه قسمت ابتدایی استیون سودربرگ به آن وفادار بوده است که در پس هرکدام از آنها یک هدف و مقصودی از سوی دنی اوشن در نظر گرفته می شود که معنای عدالت می دهد، هرچند که در این مسیر خونی هم قرار نیست ریخته شود، یاران اوشن شاید جزو معدود فیلم هایی باشد که در آن دزدی بدون روایت های مرسوم از زورگیری و تجاوز در بطن آن شکل بگیرد باشد و به همین دلیل محبوب بسیاری از کسانی است که حتی به دنبال مهندسی هستند، چراکه مسیرهایی که در فیلمنامه برای قلاب در نظر گرفته می شود و رفع آن، همه از یک مهندسی الگویی فیلمنامه می آید و جذابیت دیالوگ نویسی با ضرباهنگ قوی در کارگردانی برای حفظ ریتم در مسیر پیش روی داستان که در آن شخصیت با شمایل تعریف شده نقش اول را بازی می کند.

اما چه می شود که در قسمت چهارم این سه گانه جذاب یاران اوشن ما به فیلمی سراسر هجو در اجرا و فیلمنامه به «هشت یار اوشن» به کارگردانی گری راس می رسیم، فیلمی سراسر غلط و احمقانه و کپی ناشیانه از مجموعه جذاب استیون سودربرگ که در سه گانه اش به آن پرداخت بود.

«هشت یار اوشن» قرار است نمونه ای زنانه از مجموعه های قبلی باشد که با مرگ دنی اوشن، خواهر او به این جایگاه می رسد که بعد از آزادی از زندان با یک سری دزدی های حقیرانه و متضاد با دنی می خواهد یک دزدی بزرگ را ترتیب دهد، دزدی یک گردنبند الماس به ارزش ۱۵۰ میلیون دلار که قرار است در یک مراسم سالیانه یک موزه به گردن یک بازیگر آویخته شود اما این ایده اگرچه در پس آن یک کسب عدالت نسبی شخصی و نه جمعی مانند «یازده یار اوشن» باشد اما اندازه آن خیلی محدود است و شکل الگوریتم ساختاری این دزدی به قدری دست بر گریبان اتفاق و نه منطق است که از آن یک فیلم در مدیوم کمدی ساخته است و ترکیب تصاویر هم در تایید همین ژانر است.

شناسنامه و هویت هرکدام از هشت یار اوشن خیلی فرار و خارج از چارچوب یک هدف بزرگ است و به نوعی این هشت یار یک تیپ برای ادامه مسیر هستند و بزرگ نمی شوند اما اعتبار دادن زیاد از سوی فیلمساز به خواهر دنی هم بی فایده است، چرا که از او تنها یک زنی باقی می ماند که دست آخر برای فریب مرد تنها به هوس های جنسی در مسیر هدفش اکتفا می کند و این حقیرانه ترین الگو برای رسیدن به یک مقصود در یاران اوشن است.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :