چاپ
بازیکن شماره یک آماده؛ آینده لعنتی

30نماایران-حمید غفاریان: «بازیکن شماره یک آماده» روایتگر جامعه ویرانه ای است که به دلیل کمبودهای رفاهی و عاطفی مردمش به بازی های مجازی روی آورده اند به طوری که در آن سو زندگی تازه و جذاب تری را تجربه می کنند و فیلم در تقابل بین این دو فضا در حال رفت و آمد است و ترکیب این دو توانسته در داستانگویی با حجم بالایی از شخصیت های در فیلم نشسته، روند پیش روی داستان را جدی تر کند و در این میان یک چیز است که می تواند مخاطب را در دل این حجم فانتزی میخکوب نگه دارد و آن هم هنر داستان گویی که اسپیلبرگ در آن استادی می کند.

«بازیکن شمار یک آماده» تازه ترین فیلم استیون اسپیلبرگ اقتباسی از رمانِ پرفروشی به همین نام نوشته‌ی «ارنست کلاین» است که توانسته ضمن حفظ داستانگویی که در کلیه آثار  او منجر به ماندگاری آن شده است در سینما و فرم تجربه تازه ای باشد و همچنان اسپیلبرگ برای مخاطبش و سینما غافلگیری های بسیاری دارد تا میزان دْز هیجان و ترغیب را در دل سینمادوستانش زنده نگه دارد. او که پیش از «بازیکن شماره یک آماده» فیلم خوب «پست» را ساخته بود که به یک مسئله واقعی در سیاست آمریکا و ارتباط آن با روزنامه واشنگتن پست بازمی گشت در جریان جشنواره ای و مطبوعاتی و از نگاه منتقدان به فیلم برجسته ای تبدیل نشد و به فاصله اکران آن فیلم تا ساخت فیلم جاه طلبانه «بازیکن شماره یک آماده» قطعا اتفاقی در اسپیلبرگ افتاده است که از توانایی بزرگش یعنی سرگرم سازی، استفاده ویژه تری کند.

«بازیکن شماره یک آماده» روایتگر جامعه ویرانه ای است که به دلیل کمبودهای رفاهی و عاطفی مردمش به بازی های مجازی روی آورده اند به طوری که در آن سو زندگی تازه و جذاب تری را تجربه می کنند و فیلم در تقابل بین این دو فضا در حال رفت و آمد است و ترکیب این دو توانسته در داستانگویی با حجم بالایی از شخصیت های در فیلم نشسته، روند پیش روی داستان را جدی تر کند و در این میان یک چیز است که می تواند مخاطب را در دل این حجم فانتزی میخکوب نگه دارد و آن هم هنر داستان گویی که اسپیلبرگ در آن استادی می کند و با حرکت های تودرتوی دوربین مخاطب را به دل ماجرا می برد و از شکل روایت و اندازه فانتزی های این ماجرا هم هراسی ندارد و این جسارت های اسپیلبرگ است که رمز موفقیت هر اثر او در کارنامه ای پر اتفاقات ماندگار برای هر سلیقه ای است که او در هر دوره ای ضرورت دیده است که آنها را بسازد.

«بازیکن شماره یک آماده» ضمن نقد فضای غم انگیز زندگی در سال ۲۰۴۵ نشان از فراری شدن نسل جوان به دنیای مجازی می دهد که تنها فعالیت شان در این دنیا به پیام رسان ها و اینستاگرام محدود نمی شود بلکه می خواهند به طور فیزیکی در این دنیا زندگی روزمره داشته باشند و حتی عاشق شوند، دنیایی به نام هالیدی که از قضا خالق این دنیا هم از دنیای تنهایی اش به آن رسیده است و زمانی که در دوران کودک به تنهایی مجبور به آتاری بازی کردن بود، به دنبال راهی برای بهانه قرار دادن گیم برای ارتباط با مردم بود که در نهایت با مرگ بنیان گذارش و طرح معما برای رسیدن به تسلط دنیای مجازی توسط برنده، می تواند تنها هدف زندگی برای شخصیتی چون وید واتس باشد که حتی در مسیر حل این معما و رسیدن به کلیدها، خاله اش هم را از دست می دهد و او که می خواهد به تنهایی این راه را برود در نهایت فضای مجازی به او این قدرت را می دهد که از دیگر افراد هم کمک بگیرد تا به هدف اصلی برسند.

اسپیلبرگ ضمن روایت جدی داستان در روند دنیای هالیدی به ارجاعات سینمایی و نوستالژی های خودش هم توجه داشته است، از ارجاع جذاب و چشم نواز به «درخشش» استنلی کوبریک تا مقصد نهایی و حل معمایی که با بازی آتاری به سرانجام می رسد. طی این سالها بازی های کامپیوتری و کنسول ها بودند که از روی فیلم ها می توانستند بازی های مهمی را طراحی کنند اما امروز سینما با ترکیب گیم توانسته سرگرمی ساز خوبی باشد به طوری که دیدن «بازیکن شماره یک آماده» بیشتر در سالن سینما، می تواند مخاطب را به دنیایی پرتاب کند که در آن لحظه به لحظه با هیجان و احساس مواجه هست و این برای زندگی خسته کننده امروز می تواند تجویزی باشد که فیلمساز ۷۶ ساله را با عقبه ای مثال زدنی ترغیب به ساخت آن کرده است که حتی در پایان پیشنهاد می دهد که دو روز از هفته را باید به زندگی در دنیای واقعی اختصاص داد اما این پیغام آنقدر رو منتقل داده می شود که انگار خود اسپیلبرگ هم مبهوت آن دنیا شده است که پیامش را هم به این شکل منتقل می کند.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :