چاپ
سینمای ایران و سازمان سینمایی؛ عبور از بلاتکلیفی

30نماایران - حمیدغفاریان:سینمای ایران در این دوران حساس کنونی نیازمند فردی است که با شناخت و جسارت بتواند تصمیم بگیرد و در این میان که تصمیم های شتابزده مدیران قبلی منجر به هزینه های بسیار برای سینمای کشور شده است، یک مدیر آشنا به امور قبلی و فعلی می تواند این مسیر را به دوران خوبش نزدیک کند.

این روزها که صحبت بر سر پایان ماموریت محمدمهدی حیدریان در سازمان سینمایی مطرح است، برخی گزینه ها مطرح می شود که می تواند در آینده سینمای ایران نقش مهمی داشته باشد و سرنوشت آنرا با توجه به سوابق گذشته هریک از مدیران دچار آسیب های بسیاری کند اما بد نیست که به کارنامه محدود حیدریان هم توجه داشته باشیم، وی در شرایطی سکان سینمای ایران را در دست گرفت که از سر سیاست ها و اشتباهات حجت اله ایوبی، سازمان سینمایی محلی برای اجرای تصمیم های کوتاه و خودسر شده بود که شروع هریک از تصمیم ها با خود مقدار زیادی رانت و فساد با خودش همراه کرد و این سیاست ها در شرایطی با دولت تدبیروامید گره خورد که حیدریان هم علی رغم مخالفت با آنها جسارت حذف برنامه ها را نداشت به طوری که جولان گاه های جدیدی برای سینمای ایران ایجاده شده بود و سازمان های زیرمجموعه اصلی سازمان سینمایی به حاشیه رفت.

تضعیف مرکز گسترش و سینمای مستند و تجربی،انجمن سینمای جوان،موسسه رسانه های تصویری و بنیاد سینمایی فارابی با تغییر ماموریت ها و رویکردها، کلیدش در دوران غم انگیز حجت اله ایوبی رقم خورد و حیدریان هم تا حدود بسیاری همان فرمان را جلو رفت و امروز با مجموعه ای از سازمان سینمایی مواجه هستیم که هر کدام از اهرم های تاثیرگذارش در سینمای ایران روبه زوال رفته اند و آنچه که باید در مسیر پیش رو رییس جدید سازمان سینمایی قرار بگیرد، جسارت این تغییر مسیر و بازگشت به یک ریل ثابت برای بقای اهالی سینما که این روزها دچار مشکلات جدی شده اند و آسیب های بسیاری را هم اهالی سینما و بزودی کلیت فیلم هایمان را فرا خواهد گرفت.

راه اندازی گروه «هنروتجربه» در دوره ایوبی منجر به جدی گرفتن بخشی از سینما شد که باعث سرخوردگی مخاطب شد به طوری که این گروه، محلی شد برای درآمد عده ای و از آن طرف برای فیلمسازان تنبل ضد مردم هم مقصودی شد که جز پز محافل روشنفکری و رفت و آمدهای بسیار با بودجه دولتی، عایده ای برای سینمای ایران نداشت و یا بنیان گذاری مدرسه ملی سینما که هزینه بالایی را به دنبال داشته است و خروجی آن در اندازه انجمن سینمای جوان هم نبوده است و ماهیت آن که در وظیفه وزارت علوم است در وزارت ارشاد اجرا می شود.

وضعیت تولیدی سینمای ایران هم در این دوران بسیار پایین بوده است به طوری که با حذف حمایت های فارابی، بسیاری از سینماگران به سمت صاحبان سرمایه مشکوک رفتند و سینما محلی شد برای نظافت کاری برخی از چهره هایی که مقصودشان تنها فیلم ساختن نبود و در این اوضاع برخی از مهمترین فیلمسازان که علاقه مند نبودند تا در این سرمایه های مشکوک ورود کنند، بیکاری و خانه نشینی را انتخاب کردند.

صنوف سینمایی که در دوره حیدریان تنها با رییس آن یعنی منوچهر شاهسواری و حضورش در بسیاری از شوراها و کارگروها که نتیجه آن حجم بالای حضور شاهسواری در این شوراها بود که باعث شد وی تمرکز کافی را روی مسائل کلان صنفی را نداشته باشد و همچنین عدم شفافیت ماهیت صنف سینمایی از مهم ترین دغدغه هایی است که انتظار می رود، رییس جدید سازمان سینمایی نسبت به آن برنامه داشته باشد و یک بار برای همیشه جایگاه صنوف بعد از بازگشایی مجدد برای اهالی آن روشن شود.

جالب است در میان گزینه ها از کسی نام برده می شود که بیشترین دوران توقیفی برای زمان اوست، محمود اربابی که در دوران محمدرضا جعفری جلوه در اداره نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی فعالیت می کرد علاوه بر اینکه کارنامه درخشانی در حوزه سینما ندارد در بخش مدیریتی هم با حجم بالایی از فیلم های توقیفی همراه شده است و جلوگیری از اکران «سنتوری» از مهمترین دستاورد های وی در دوران مدیریتی اش است اما در میان گزینه ها، ابراهیم داروغه زاده به مراتب ضمن اشرافیت کاملش بر سینمای ایران و همراهی اش با اکثریت اهالی آن از مدیرانی است که طی این سالها در هر جایگاهی که بوده است خوب عمل کرده است و همواره نشان داده که از تصمیم گرفتن هراسی ندارد همان المانی که امروزه خلا آنرا در سینمای ایران حس می کنیم.

ابراهیم داروغه زاده که در دوره ای ریاست موسسه رسانه های تصویری را برعهده داشت و در زمان حجت اله ایوبی تنها به عنوان رییس کاخ جشنواره فیلم فجر معرفی شد و در دوران حیدریان هم به عنوان رییس اداره نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی و دبیر جشنواره سال گذشته معرفی می شود و در دوران معاونت نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی توانست بسیاری از فیلم هایی که در دوران ایوبی توقیف شده اند را با یک سازوکار درست روانه اکران عمومی کند.

سینمای ایران در این دوران حساس کنونی نیازمند فردی است که با شناخت و جسارت بتواند تصمیم بگیرد و در این میان که تصمیم های شتابزده مدیران قبلی منجر به هزینه های بسیار برای سینمای کشور شده است، یک مدیر آشنا به امور قبلی و فعلی می تواند این مسیر را به دوران خوبش نزدیک کند.

کلمات کلیدی :

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :