چاپ
قانون مورفی؛ کارزار واهی

30نماایران - حمید غفاریان: فیلم ابتدا از فیلمنامه ای ضربه می خورد که به جای شخصیت سازی و زوج سازی امیر جدیدی و امیر جعفری دل بسته پلان های شمال کشور و برخی تعقیب و گریزها همراه با بدلکاری می شود و از این ها، آیتم هایی مانند رفتن دو کارکتر فیلم به ویلایی بالای کوه بیرون می آید که از آن جمله همیشگی رامبد جوان که می گوید «ما خیلی با حالیم» می آید، موقعیت هایی که کمک نمی کند تا همه این ها تبدیل به یک بهم پیوستگی در جهت یک ساختار خیلی نه پیچیده شود.

«قانون مورفی» پنجمین فیلم رامبد جوان در مقام کارگردان است، فیلمی که براساس گفته های کارگردانش بسیار پرمدعا است اما در خود فیلم مواجهیم با سری دوزی آیتم های امتحان پس داده ای که هرکدام از آنها می تواند یک کارگردان مجزا داشته باشد، از طراح جلوه های ویژه بصری تا بدلکاری که برای اجرای پلان های تعقیب و گریز از ابتدای فیلم آغاز می شود.

فیلم ابتدا از فیلمنامه ای ضربه می خورد که به جای شخصیت سازی و زوج سازی امیر جدیدی و امیر جعفری دل بسته پلان های شمال کشور می شود و از این ها، آیتم هایی مانند رفتن دو کارکتر فیلم به ویلایی بالای کوه بیرون می آید که از آن جمله همیشگی رامبد جوان که می گوید «ما خیلی با حالیم» می آید، موقعیت هایی که کمک نمی کند تا همه این ها تبدیل به یک بهم پیوستگی در جهت یک ساختار خیلی نه پیچیده شود.

اگر با این پیش فرض جلو می رفتیم که بهمن و فرخ یک زوج پلیس هستند با همین خصوصیات درون فیلم و در یک عملیات موجب خرابکاری بزرگی می شوند که حالا هم سارقین و هم ماموران مافوق به دنبال آنها هستند و حالا در این تعقیب و گریز ها موقعیت ساخته می شد و دختر یکی از کارکترها هم دزدیده می شود و حالا بهمن و فرخ به دنبال راه نجات هم دختر دزیده شد و هم خود بودند، فیلم را وارد یک دایره ای می کرد که هم به زوج بودن این ها تاکید می شد که جدای از هم نخواهند بود و هم فیلم با موقعیت های درست تری جلو می رفت و هم وجه فانتزی آن حفظ می شد اما فیلمنامه فعلی آنقدر چند لحنی جلو می رود که گاهی حفظ این راکوردها از جانب بازیگران هم دچار مشکل می شود و نشان می دهد، کارگردان در برخی جاها دچار یک فراموشی نسبت به شخصیت هایش شده است و حتی جوان هم در جاهایی جایگاه خودش را فراموش می کند و زمانی که با اون شمایل و اسلحه ها می آید، بیشتر شبیه یک رییسی است که هم مجری است و هم کارگردان و  هم صاحب سرمایه که حالا آمده تا همه چیز را برای خود کند، با اون اجرای ضعیف که در سکانس معامله و جدل با امیرجدیدی دارد، نشان می دهد که در بازی کردن، بسیار مراقبت نشده جلو رفته است.

در گورستان تلخی ها و کمدی های مبتذل سینمای ایران، «قانون مورفی» فیلمی نزدیک به برنامه ساز «خندوانه» و سازنده اش است، فیلمی که قطعا حاصل ساخت از روی یک شکم سیری است و کمتر می توان شاهد عمق خلاقیت فیلمسازی در آن باشیم اما در عین حال فیلم ساکن و تنبلی هم نیست و تنها برای خنده گرفتن متکی به دیالوگ های بی ارزش و عقب افتاده نیست، جوان البته در برخی سکانس ها موقعیت کمدی خوبی را در می آورد، مانند سکانس دزدیدن ماشین و جدایی بین بهمن و فرخ در آن لوکیشن زیبا و یا در ادامه آن زمانی که توهم سراغ فرخ می آید و می خواهد از ماشین پیاده شود و یا ابتدای فیلم زمانی که سروش صحت می آید تا اسلحه و کارت فرخ را بگیرد، اینها موقعیت های خوبی است که برای خنده گرفتن مناسب است اما در کلیت با فیلمی الکن و با عجله روبرو هستیم که نیازمند تمرکز بیشتر در فیلمنامه و در ساخت بوده است.

حمید غفاریان

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :