چاپ
دیدن این فیلم جرم است؛ ادعایی که فیلم نیست

30نماایران - حمید غفاریان: فیلمساز با بهره گیری از فیلم مهم تاریخ سینمای ایران، «آژانس شیشه ای» سعی کرده است نعل به نعل آن را کپی کند که جدای از اینکه در خلق کپی هم بازمی ماند و اسیر یک سری دیالوگ ها و موقعیت هایی می شود تا شعارها مطرح شود و از طرف دیگر در ادامه برخی دیگر از فیلم های جشنواره  که در مضمون آن، قانون را جدی نگرفتند، در اینجا هم مواجهیم با فیلمی که قانون را زیر سوال می برد و تمام ارگان های خارج از یک پایگاه بسیج را مخدوش نشان می دهد.

«دیدن این فیلم جرم است» همانطور که از عنوانش می آید فیلم پر ادعایی است و شوق این ادعا هم باعث شده تا فیلم الکن تر و لکنت دار تر روایت شود و تلاش فیلمساز و تیم تهیه آن برای ژست اپوزیسیون در شکل محافظه کارانه اش و در اندازه یک فیلم ژورنالیستی باعث شده فیلم تمام قد در سقوط کامل باشد و همه روابط بین دستگاه ها و آدم ها باسمه ای دربیاد.

فیلمساز با بهره گیری از فیلم مهم تاریخ سینمای ایران، «آژانس شیشه ای» سعی کرده است نعل به نعل آن را کپی کند که جدای از اینکه در خلق کپی هم بازمی ماند و اسیر یک سری دیالوگ ها و موقعیت هایی می شود تا شعارها مطرح شود و از طرف دیگر در ادامه برخی دیگر از فیلم های جشنواره  که در مضمون آن، قانون را جدی نگرفتند، در اینجا هم مواجهیم با فیلمی که قانون را زیر سوال می برد و تمام ارگان های خارج از یک پایگاه بسیج را مخدوش نشان می دهد.

فیلم شروع خوب و محکمی دارد اما این شروع بعد از رفتن دختر به بیمارستان و مسئله درگیری بین پایگاه بسیج با نهادها وارد فازی می شود که غلو آمیز نشان می دهد، بعد از تصمیم فرمانده پایگاه که اجرای ضعیفی هم بازیگرش دارد، فیلم وارد یک گردن کشی می شود و آدمها با هیکل ها و خودروهای بی هویت وارد داستان می شوند و هرکدام به میدان می آیند و رجز خوانی می کنند و صحنه را ترک می کنند، مشکلی که فیلمساز آن را در فیلمش درک نکرده است به این بازمی گردد که در فیلم حاتمی کیا ما با قهرمان و دلاوری مواجه بودیم که ابتدا برای ما شخصیت شد و بعد آرمانهایش مسئله فیلم و کشور شد، حاج کاظم مقصودش مشخص بود، مسئله شخصی برای او مطرح نبود و حتی برای آرمانش از خانواده اش هم گذشت اما اینجا وقتی فیلمساز پشت چند جوان پایگاه بسیج قرار می گیرد که مسئله آنها با حاکمیت به دلیل تسویه حساب شخصی است که فرمانده دارد.

پر واضح است که رسیدگی به موضوع درگیری آن شبه دوتابعیتی به پلیس بازمی گردد اما در اینجا با مامورین مواجه هستیم که فیلمساز تصویری آنها را مردانی چاق و منفعل نشان می دهد و به جایش از شخصیت هایی استفاده می کند که رنگ و بوی کاریکاتوری به خود می گیرند و شمایلی که باورپذیری ندارد.

«دیدن این فیلم جرم است» فیلمی منفعل و محافظه کارانه است که بیشتر بوی یک تسویه حساب شخصی می دهد که بیش از آنکه سینما شود به فیلم های خبری و ژورنالیستی شباهت دارد و خارج از یک تریلر سیاسی قرار می گیرد و ضربه اصلی اش را ابتدا از فیلمنامه می خورد و بعد کارگردانی که مبتدیانه پیش می رود اما می توان این فیلم را که بیشتر شبیه تله فیلم است را در یک ظهر جمعه مناسبتی در تلویزیون پخش کرد و کنداکتور آن روز تلویزیون را پر کند.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :