چاپ
متری شیش و نیم – سعید روستایی؛ حسرت پرواز

30نماایران - حمید غفاریان: دومین فیلم سعید روستایی نشان از همان آسیبی است که انتظار می رفت برای او رقم بخورد و آن هم برجسته کردن اولین فیلمش به عنوان یک پدیده در سال خودش بود که حالا منجر شده با فیلمی مواجه باشیم که در روند قصه گویی و تغییر لحن بسیار دست و پا بسته جلو می رود و این تغییر لحن به شکلی است که حتی شخصیت اصلی فیلم را هم جابجا می کند و این در شکل کلی ساختاری، فیلمنامه را از آن ریتم اصلی می اندازد.

فیلم با یک ابهام آغاز می شود و آن هم سرنوشت مواد فروشی است که در تعقیب و گریزی که انجام می دهد در یک چاله ای می افتد که همان جا هم دفن می شود، این روند تعقیب مواد فروش در یک فضای سکوتی ادامه میابد اما به یک باره بعد از افتادنش در چاله، با هجوم صدای ماشین ابزارها مواجه می شویم و حتی در پلان بعد می بینیم که آنجا خالی از آدم هم نبوده است و بعد با شروع تیتراژ انتظار می رود که خانواده و دوستان این فرد برای پرس و جو درباره سرنوشت وی به مراکز مبارزه با مواد مخدر مراجعه کنند اما فیلمساز در همین جا نقطه گذاری عجیبی در زندگی و سرنوشت یک فرد که به واسطه فروش مواد، آدمها و رفقای زیادی دوروبرش دارد، می گذارد.

فیلم تا جایی که ناصر خاکزاد با بازی نوید محمدزاده توسط پلیس دستگیر می شود درباره او زیاد می شنویم که او نقش به سزایی در تولید و پخش مواد مخدر (شیشه) دارد و به نسبت، آدم باهوش و موفقی در کار خودش محسوب می شود اما وقتی وارد خانه وی می شویم و با جاساز کردن ۶ کیلو مواد در شومینه مواجه می شویم، نشان می دهد که روستایی برای نوشتن فیلمنامه به این آدمها خیلی نزدیک نشده است و به راحتی ناصر خاکزاد در خانه اش که باید امن ترین مکان برای زندگی اش باشد دستگیر می شود، در حالی که با یک جستجوی ساده و شکل دستگیری سازندگان مواد، پی خواهیم برد که اکثریت در زمان معامله و یا در آشپزخانه تولید شیشه دستگیر شدند و کمتر کسی در خانه اش، این حجم مواد را جاسازی می کند که حالا سازنده به نامی چون پاکزاد این کار را انجام دهد! در حالی که همین پیگیری پلیس برای کشف مکان و دستگیری پاکزاد فیلم را وارد یک دنیای تریلر پلیسی می توانست کند اما وقتی فیلمساز به شکلی جلو می رود که پلیس فیلمش با انداختن چند زونکن روی میز جلوی دختر، می تواند آنرا به حرف بیارد، فیلم از آن موقعیت جذابی که می تواند بسازد، عقب می ایستد.

فیلم از آنجایی چند لحنی می شود که به واسطه قصه لاغری که دارد، با نشان دادن معتادین و لخت کردن آنها و حتا نزدیک شدن به یکی از آنها که حاضر می شود فرزندش را به جای خودش وارد زندان کند به صورت چند پاره می شود که بیشتر این وجه آن مناسب مستند های برنامه ماه عسل است که از آن پدر هم دعوت کند تا در برنامه حاضر شود اما در اینجا چند باری مطرح می شود که از بیرون می توان ترتیبی داد که ناصر آزاد شود که البته سابقا این اتفاق افتاده و درست هم است اما فیلم وارد این مقوله نمی شود، در حالی که مثلث ناصر، صمد و قاضی می توانست فیلم را یک اثر کامل در این زمینه کند اما مسیر فیلمنامه وارد لحن تازه می شود و آن هم حس سمپاتی مخاطب با ناصر است، پسر خانواده ای کم بضاعت که وقتی می بیند در برابر آرزوهایش ضعیف است وارد دنیای خلاف می شود و همه خانواده را به جای مطلوبی به لحاظ مالی می رساند، این خودش برای برخی انگیزه بسیاری بوده است اما این تنها نمی تواند انگیزه اصلی باشد، میل به قدرت طلبی در شرایط نابرابر بخش دیگری از ماجرا است همانطور که معشوقه ناصر به پلیس می گوید که شبها با کفش می خوابید و این از همان استرسی است که همواره با این آدمها است و نیاز به چکش کاری بیشتر داشت، رضا ژاپنی می توانست شمایل دیگری از پرسونای ناصر را نشان دهد اما او شخصیت خیالی و منفعلی می ماند که فیلمساز هم از آن چشم پوشی می کند.

سال گذشته هومن سیدی با فیلم خوب «مغزهای کوچک زنگ زده» نشان داد که می توان به قصه چرک و حاشیه نشین با موضوع تولید و پخش مواد مخدر نزدیک شد و مناسباتشان را هم به خوبی نشان داد و از آن سو روایت کلاسیک سینمایی هم به رخ کشید و تماما فیلمی ساخت که شخصیت های مختلفی را درگیر خودش کند و در این میان فیلمبرداری بی آزاری از جنس پیمان شادمان فر هم داشت، حسرتی که با دیدن فیلم روستایی از میان می رود، فراموش کردن قامت سینما برای روایت یک قصه چرک که سینما با لحن و فرم می تواند به آن زیبایی دهد همانطور که سیدی با «مغزهای کوچک زنگ زده» این را به خوبی انجام داد و یا روستایی در معدود سکانس های خوب فیلمش، وقتی چهره ناصر را با حرکت زدن ژیمناستیک بچه خواهرش ترکیب می کند، خروجی سینمایی خوبی را دارد که می تواند تا سالها در ذهن باقی بگذارد و روستایی برای اینکه فیلمش به اثری ماندگار تر تبدیل شود، بهتر است به عمق شخصیت ها رخته کند.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :