چاپ
«عصرجدید»؛ رقصیدن به ساز اسپانسرها

30نماایران: سعید مستغاثی؛منتقد سینما و تلویزیون نوشت: واقعا این است نتیجه استعداد یابی رسانه ملی (که قرار بود دانشگاه باشد)، از جوانان این ملت؟! جوانانی که خود در عرصه‌های مختلف علمی و ورزشی و هنری و... در طول این سال‌ها کاری کارستان انجام داده‌اند و در علوم و فن‌آوری‌های مختلف ایران را در رتبه‌های بالای جهانی قرار دادند.

به گزارش سایت ۳۰نماایران، سعید مستغاثی؛منتقد سینما و نلویزیون در نقد برنامه «عصرجدید» نوشت: کسی یا چیزی را درون یک جعبه قرار می‌دهند و از میان آن شمشیر و میله‌های شعله‌ور عبور داده و فرد مربوطه، سالم و سرحال از جعبه بیرون می‌آید! فرد دیگری می‌آید و ادای برخی افراد و آدم‌های شناخته شده را در می‌آورد. افراد دیگری هم می‌آیند و انواع و اقسام ـ به قول «مسعود روشن‌پژوه» در مسابقه محله ـ شیرین کاری‌های مختلف را روی صحنه اجرا می‌کنند. شاید صحنه‌ای از فیلم «دو فیلم با یک بلیط» (داریوش فرهنگ، ۱۳۶۹) خاطرتان باشد که در قهوه‌خانه‌ای در لاله زار جماعت هنرور، انتظار عوامل فیلم‌های تولیدی را می‌کشیدند تا به سراغشان آمده و برای صحنه‌هایی آنها را دعوت کنند. جماعتی که هر یک در ارائه هنر یا شیرین کاری خاصی، استاد بودند و جستجویشان هم نیازی به هیئت داوری اینچنینی و گروه‌های انتخاب آنچنانی و هزینه‌های گزاف اسپانسر هم نداشت.‌
غرض از این مقدمه چینی این بود که نسخه دست چندم این به قولی مسخره‌بازی‌ها، اینک در شکل و شمایل یک به اصطلاح سوپر پروداکشن نمایشی تلویزیونی تحت عنوان عصرجدید، مدتی است آنتن شبکه ۳ را اشغال کرده که گویا نهایت تلاش تلویزیونی‌ها در دوره جدید مدیریتی آن برای جذب تماشاگر بوده است. برنامه‌ای که خود کپی دست چندمی از یک مسابقه حدودا ۱۵ ساله از شبکه NBC آمریکا به نام «America’s Got Talent» است! البته گفته‌اند همه این هیاهوی بسیار (برای هیچ!) جهت استعدادیابیجوانان این مملکت است! جلّ الخالق!‌
واقعا این است نتیجه استعداد یابی رسانه ملی (که قرار بود دانشگاه باشد)، از جوانان این ملت؟! جوانانی که خود در عرصه‌های مختلف علمی و ورزشی و هنری و… در طول این سال‌ها کاری کارستان انجام داده‌اند و در علوم و فن‌آوری‌های مختلف ایران را در رتبه‌های بالای جهانی قرار دادند. این بود نهایت برنامه‌ریزی رسانه‌ای که از کیسه بیت‌المال ارتزاق می‌کند، برای به میدان آوردن جوانان جهت حل مشکلات این سرزمین؟! آیا این است تدارک رسانه ملی برای رسیدن به سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ و پس از آن دستیابی به تمدن نوین اسلامی؟!‌
البته تردیدی نیست این نتیجه بلافصل یک رسانه سر تا پای اسپانسری است که به هر حال باید به ساز اسپانسرها و طبق منافع اقتصادی آنها برقصد. از برنامه‌های قمار گونه‌ای مثل برنده باش و انواع و اقسام شوهای پیامکی که سرمایه‌های کلان جا‌به‌جا می‌کنند، می‌گذرم که جای بحث و بررسی مفصل دارد.

جا دارد که برخی از دوستان انقلابی که قبلا دچار سندرم جذب شده بودند به خود آمده و کارنامه دوران مدیریتی خویش را بیش از این آلوده نسازند. جا دارد برخی از دیگر دوستان هم که اخیر دچار «سندرم افشای ناگفته‌ها» و حل برخی (به نظر خودشان) «تندروی‌های فکری» شده‌اند نیز از اسلاف خود (که چندان هم از امروز فاصله نگرفته‌اند)، درس گرفته تا به قول آن فیلسوف آلمانی،

از صفحه نقدسینما

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :