چاپ
«قاچاقچی» – کلینت ایستوود؛ زنبق پنهان شده

30نماایران - حمید غفاریان:کلینت ایستوود «قاچاقچی» را هم در ادامه سیاست های دولت آمریکا ساخته است و او این بار در جهت سیاست های ترامپ برعلیه مکزیکی ها فیلم ساخته است و کارتل های آنها را حتی برای کهنه سواران قدیم آمریکا که دیگر دلخوشی در دنیا ندارند، خطرناک نشان می دهد اما این فیلم هم مانند کارهای آخر ایستوود در روایت داستانی بسیار کم دارد

تازه ترین فیلم کلینت ایستوود را اگر بخواهیم به معادل فارسی تبدیل کنیم به عنوان درستی برخورد نمی کنیم اما آنچه که در بین فیلم بین ها جا افتاده است، نام «قاچاقچی» است، قاچاقچی روایت مردی ۹۹ ساله است که تاکنون کار برایش نسبت به خانواده الویت بیشتری داشته است به طوری که حتی به مراسم ازدواج دخترش هم نمی رود و کینه او از پدرش تا سالیان سال در دل او باقی می ماند و زمانی هم که فراگیر شدن اینترنت در کسب و کار وارد شده است، ارل نمی تواند به همان روش سنتی ادامه دهد و مجبور می شود تا کسب و کار کشاورزی اش را تعطیل کند و خانه اش هم مصادره می شود و دارایی های وی پشت وانت سوار می شود تا ارل مجبور شود دوباره به خانواده بازگردد و تنها نوه اش است که به او توجه می کند و این وضعیت مستاصل ارل باعث می شود که پیشنهاد حمل مواد مخدر به او شود و طولی نمی کشد که وی تبدیل به مهمترین مهره کارتل های مکزیکی برای قاچاق مواد مخدر می شود.

کلینت ایستوود «قاچاقچی» را هم در ادامه سیاست های دولت آمریکا ساخته است و او این بار در جهت سیاست های ترامپ برعلیه مکزیکی ها فیلم ساخته است و کارتل های آنها را حتی برای کهنه سواران قدیم آمریکا که دیگر دلخوشی در دنیا ندارند، خطرناک نشان می دهد اما این فیلم هم مانند کارهای آخر ایستوود در روایت داستانی بسیار کم دارد و همواره ایستوود نشان داده است بیش از هر چیزی محو ایده فیلمنامه می شود و در بسط دادن داستانی بسیار دست و پا بسته جلو می رود، هرچند که دیدن این بازیگر خاطره ساز در موقعیت های متفاوت برای مخاطب جذاب خواهد بود و امتیاز خودش در فیلم است که باعث می شود با اثری قابل تامل روبرو شویم.

در عین حال که داستان فیلم قابل حدس است اما فیلم به شکل روزمرگی پیش می رود و روند کلیشه ای در نمایش پلیس با بازی بردلی کوپر و ارجاع به سکانس شاهکار «مخمصه» که دزد و پلیس مقابل یک دیگر پشت یک میز قرار می گیرند اما در اینجا نه دزد و نه پلیس به یک درصد شخصیت پردازی و  ماندگاری «مخمصه» مایکل مان در بیان دیالوگ و موقعیت هم نمی رسند و ایستودد تلاش کرده است ضمن حفظ کارکتری ایستوودی خود در شمایل یک کهنه سوار خسته به المان های یک فیلم دزد و پلیسی پایبند باشد، هرچند که این پایبند بودن در اجرا با متریال ناکافی همراه باشد و این از همان خستگی مردی می آید که یک عمر فعالیت بدون وقفه در سینما داشته است و حالا هم می خواهد در جهت منافع کشورش فیلم بسازد و زمانی که در دادگاه در برابر دفاعیات اشتباه وکیلش از جایش بلند می شود و خود را مقصر می داند از همان چارچوب های رفتاری می آید که ایستوود به آن علاقه مند است.

اگر این مطلب را مفید ارزیابی کردید لطفاً به اشتراک بگذارید :