- پایگاه خبری و تحلیلی سینما ناب - http://30nemairan.com -

اکران نوروزی؛ کارزار قدرت پخش تا فیلم و فیلمساز!

به گزارش سایت ۳۰نماایران، دو هفته ای از شروع اکران نوروزی می گذرد و استقبال تعداد مخاطبان نسبت به سال های گذشته (با اختساب افزایش بهای بلیت) کمتر شده است به طوری که شرایط اقتصادی حاکم بر خانواده ها منجر شده است تا از میان سبد اکران نوروزی، انتخاب ها به حداقل برسد و تنها دو فیلم بتوانند از میان هفت فیلم به فروش خوبی دست یابند و این در حالی است که ضمن حذف تعدادی از سینماروها همیشه، اما در عین حال مخاطب تازه ای هم اضافه نشده است که این اتفاق می تواند در آینده و ایام مرده اکران با بحران جدی روبرو شویم.

مناسبات اکران و شیوه ارائه یک محصول سینمایی در سالن ها به یک معادله مشخصی نرسیده است به جز یک معادله و آن هم اهمیت قدرت پخش یک فیلم است که در چگونگی نمایش آن تاثیرگذار خواهد بود و رقابت اکران نوروزی دیگر میان کارگردانان نیست و امروز تنها دفاتر پخش هستند که می توانند از این فضا برای خود رقابت و کارزار برگزار کنند و این رقابت از شروع انتخاب فیلم ها توسط دفاتر آغاز می شود و بعد می رسیم به خود احوالات اکران و چگونگی معرفی فیلم ها و اینکه کدام سینماهای مهم کشور در زیرسایه کدام دفتر پخش است، امسال فیلمیران مهمترین فیلمش «رحمان ۱۴۰۰» را به لحاظ مختصات تجاری آن ( از قصه،کارگردانی و بازیگری) به اکران نوروزی آورده است و تاکنون هم کارناوال اکران مردمی هم برای فیلمش برگزار نکرده است اما با پشتوانه تبلیغات و اسپانسری که دارد و سانس های پرشمار در پردیس کوروش و سایر سینماهای زیرمجموعه اش توانسته به فروش ۱۷ میلیاردی طی دو هفته دست یابد، برخلاف سال های گذشته که فیلمیران برای اکران نورزی مانند امسال برنامه جدی نداشت و اغلب فیلم های پرفروشش را برای بعد از اکران نوروزی تا پایان سال می گذاشت اما امسال با تمام قوا آمده است تا همچنان نشان دهد که پخش فیلمیران در ایران به واسطه نفوذ در مناسبات مرتبط بی رقیب است.

دیگر فیلم مهم این اکران «متری شیش و نیم» است که توسط سیدجمال ساداتیان تهیه و پخش شده است، تهیه کننده ای که با دسترسی به سرمایه صادق رنجکشان توانسته این فیلم را تهیه کند و به واسطه حجم بالای تبلیغات فیلم در جسنواره فیلم فجر و کسب آرای مردمی توانست به راحتی در رقابت نوروزی قرار گیرد و از طرفی پخش بشرا فیلم (خانه فیلم) که چندین سینمای دیگر شهر را در اختیار دارد و از طرف دیگر رسانه های مجازی که در مدیریت خود دارد، تاکنون توانسته به فروش ده میلیاردی دست یابد.

«چهارانگشت» فیلم خانواده منوچهر محمدی در شرایطی اکران شد که به دلیل عدم تقاضا برای حضور در جشنواره فیلم فجر، از سوی مدیران وعده داده شده بود که در اکران نوروزی قرار نخواهد گرفت اما سرانجام با فشارهای رسانه ای و غیررسانه ای در نهایت این فیلم هم وارد رقابت از سوی شرکت پخش ناشناسی شد که بعدها گفته شد که آقازاده محمدی که کارگردانی فیلم را هم برعهده دارد با آقازاده سرتیپی و تخت کشیان توانستند تا این دفتر پخش را راه اندازی کنند و در اولین گام فیلم خودشان را هم اکران کردند تا روند حضور آقازاده سینماگران در مرحله پخش هم وارد شود اما عدم تجربه آنها باعث شده است تا فیلم نتواند به خوبی معرفی شود همانطور که عنوان فیلم هم به واسطه یک فیلم دیگر با نام «چهارانگشتی» نتوانسته در ذهن ها وسوسه ایجاد کند.

«زندانی ها» محصول سازمان اوج به کارگردانی مسعود ده نمکی از دیگر فیلم هایی است که پخش آن با توجه به عدم کیفیت مطلوب سینمایی فیلم، خود را از ابتدا بازنده رقابت اصلی جا انداخته است اما نمی توان از تعداد زیاد سالن و سانس فیلم گذشت که پخش حوزه با توجه به در اختیار داشتن تعداد زیادی سینما توانسته از فیلم ضعیف مسعود ده نمکی، یک فیلم با فروش خوب نسبت به هزینه تولید آن دربیاورد و هرچند که پخش حوزه، از مسائل و تکنیک های روز پخش غافل است اما قطعا تعداد سالن ها و سانس های این پخش، از وسوسه انگیزترین دفاتر پخش است که در کسب بیلبورد های شهری هم بسیار خوب عمل می کند و زندانی ها هم مانند رحمان ۱۴۰۰ و متری شیش و نیم در داشتن بیلبورد دچار فقر نیست.

سعید سهیلی دیگر به فیلمسازی تبدیل شده است که نبض تماشاگر را برای فروش می شناسد و در این میان سینما هم می شناسد و تکلیفش با خودش و مخاطبش از ابتدا روشن است و این مسیر را به خوبی بارها تکرار کرده است که از نام فیلم تا ساختار به مخاطبش حقنه کند که با چه دنیایی طرف خواهد بود، «ژن خوک» هم برآمده از خواستگاه اجتماعی و شبکه های مجازی در برابر آقازاده ها است اما پخش این فیلم را شرکتی تحت عنوان فیلم آفرین برعهده دارد که سابقه پخش کمی در طول سال دارد اما سهیلی به لطف خانواده هنرمندش با برگزاری اکران های مردمی، جزو معدود فیلم هایی است که از این سنت قدیمی همچنان پیروی می کند و در این میان حضور ابوالفضل پورعرب هم در سانس های اکران مردمی این فیلم از نکات قابل توجه است که تلاش سهیلی برای ترغیب مخاطب قابل شناسایی است.

فیلم دولتی زمانی که وارد چرخه اکران می شود، کمتر می توان ردی از فیلمساز و عواملش را پیدا کرد چه برسد به دغدغه های یک شرکت پخش مانند «سیمای مهر» که خودش محصولات دلخواه خود را تولید و پخس می کند و نمی توان انتظار داشت تمام ظرفیت خود را برای فیلم دولتی بگذارد و از طرفی نام این فیلم برخلاف نام بزرگمردی که یدک می کشد، در پس تبلیغات ضعیف و عدم جریان سازی به موقع، علی رغم ظرفیت های بالایی که وجود داشته است ، به حاشیه رانده شده است و زمانی هم که برخی اظهارنظرهای احساسی را در زبان برخی می بینیم که ای وای برما چرا تختی نفروخت؟! پرواضح است مخاطب امروزی را باید با قلقلک وارد سالن کرد و انگیزه به آن داد برای دیدن فیلمی که برخلاف باورهایشان نسبت به یک قهرمان است و در این میان تنها شیوه های ممدرن تبلیغات برای یک فیلم زندگینامه ای است که می تواند در جهت درست قرار بگیرد.

رامین کیانفر