نوشته هایی با برچسب "حمید غفاریان"

نقد فیلم / معاون – آدام مک کی؛ گذر رنج ها

نقد فیلم / معاون – آدام مک کی؛ گذر رنج ها

30نماایران - حمید غفاریان:«معاون» در مقاطع مختلف زندگی دیک چینی که با فراز و نشیب های بسیاری روبرود بوده است، ورود می کند اما به قدری این روایت کوتاه و گذرا است که از موقعیت های پیش آمده زندگی اش به یک علت و معلول نمی رسیم و همه چیز در اندازه های تیترها و لیدهای خبرهای مربوط به این شخصیت باقی می ماند.

یادداشتی برای قسمت دوم فصل تازه «بازی تاج و تخت»/ برای نبرد و مرگ آماده شدیم؟!

یادداشتی برای قسمت دوم فصل تازه «بازی تاج و تخت»/ برای نبرد و مرگ آماده شدیم؟!

30نماایران -حمید غفاریان: با انتشار دو قسمت از فصل آخر «بازی تاج و تخت» با الکن ترین و منفعل ترین اپیزودها مواجه هستیم که باورهایمان را از آنچه که دیده ایم و اندوخته ایم را به حاشیه رانده است.

یک قیاس نابرابر! / فقر «غلامرضا تختی» در برابر قهرمان «مرد سیندرلایی»

یک قیاس نابرابر! / فقر «غلامرضا تختی» در برابر قهرمان «مرد سیندرلایی»

30نماایران - حمید غفاریان:«مرد سیندرلایی» را اگر بخواهیم به عنوان یک الگو و مرجع برای فیلمی در حال و های «غلامرضا تختی» دریابیم، با فقری مواجه می شویم که برای فیلم وابسته سینمای مان بسیار تحقیر کننده خواهد بود و از آن حماسه و شکوهی که انتظارش داشتیم به جایی می رسیم که تعریف مان از یک قهرمان مابه ازای شخصیتی است که فقط دستش توو جیبش است و مردم پول توو جیبی می دهد.

نابودکننده؛ آبروی از دست رفته

نابودکننده؛ آبروی از دست رفته

30نماایران - حمید غفاریان: «نابود کننده» تا بزرگ شدن و یک فیلم خوب شدن فاصله بسیاری دارد، چراکه آن چیزی که باید در فیلم برای مخاطبش جا بیافتد مجهول است،‌در عین حال که درام اصلی، یعنی انجام چندین اشتباه در جوانی و تاوان دادن آن در میانسالی از درام هایی است که می تواند بسیار جذاب و دلهره آور به لحاظ شخصیتی باشد اما چالش های رفت و آمدی بین زمان ها، منجر به یک عدم انسجام کلی در فضای فیلم شده است.

«قاچاقچی» – کلینت ایستوود؛ زنبق پنهان شده

«قاچاقچی» – کلینت ایستوود؛ زنبق پنهان شده

30نماایران - حمید غفاریان:کلینت ایستوود «قاچاقچی» را هم در ادامه سیاست های دولت آمریکا ساخته است و او این بار در جهت سیاست های ترامپ برعلیه مکزیکی ها فیلم ساخته است و کارتل های آنها را حتی برای کهنه سواران قدیم آمریکا که دیگر دلخوشی در دنیا ندارند، خطرناک نشان می دهد اما این فیلم هم مانند کارهای آخر ایستوود در روایت داستانی بسیار کم دارد

«ستاره ای که متولد شد»؛ رویای پرواز

«ستاره ای که متولد شد»؛ رویای پرواز

30نماایران - حمیدغفاریان:«ستاره ای که متولد شد» بردلی کوپر فیلم خیلی بزرگی نیست و در عین حال خیلی هم فیلم کوچکی است اما قطعا دیدن آن تجربه جذابی است توامان از سینما و موسیقی درست که اجرای آن نیازمند خود زندگی با تمام مختصات درست خودش است و این درست بودن از جایی می آید که می تواند عیب داشت و به این باور عیب بودن رسید و برای درمانش تلاش کرد و زمانی هم اگر خطرش را حس کردی برای بقای معشوق، خودت را منتفی کنی، این مانیفست فیلمساز برای یک زندگی در شرایط نابرابر زیستی از ابتدا است.

کتاب سبز؛ تزریق اعتبار

کتاب سبز؛ تزریق اعتبار

30نماایران - حمید غفاریان:مشخص است که پیش از ساخت «کتاب سبز» با یک سری تعاریف ضد سیاه مواجه بودیم که اینها باید در فیلم می آمد و در آخر هم آنچه که در ذهن مخاطب می ماند همین موقعیت هاست و مسیر داستانی به غیر از همین الگو، مسئله تازه ای ندارد، در حالی که فیلم می توانست در موقعیت خودش از یک بانسر و یک پیانیست به زوج سینمایی برسد که در تقابل یک دیگر، سعی در اصلاح همدیگر برمی آیند و به جایی می رسند که متوجه می شوند با گذشته خود تفاوت کرده اند.

قانون مورفی؛ کارزار واهی

قانون مورفی؛ کارزار واهی

30نماایران - حمید غفاریان: فیلم ابتدا از فیلمنامه ای ضربه می خورد که به جای شخصیت سازی و زوج سازی امیر جدیدی و امیر جعفری دل بسته پلان های شمال کشور و برخی تعقیب و گریزها همراه با بدلکاری می شود و از این ها، آیتم هایی مانند رفتن دو کارکتر فیلم به ویلایی بالای کوه بیرون می آید که از آن جمله همیشگی رامبد جوان که می گوید «ما خیلی با حالیم» می آید، موقعیت هایی که کمک نمی کند تا همه این ها تبدیل به یک بهم پیوستگی در جهت یک ساختار خیلی نه پیچیده شود.

همسر؛ استعدادی که پنهان ماند

همسر؛ استعدادی که پنهان ماند

30نماایران - حمید غفاریان: اساسا فیلم «همسر» سعی کرده است پیش روی داستان را با توجه به شرایط تحمیل شده جلو ببرد اما از جایی این تحمیل باید رنگ تعلیق به خود بگیرد و به همین دلیل فیلم وارد فلش بک می شود که منطقی ندارد اما می توانست این برگشت به عقب و روایت زندگی جوآن و جوزف از دریچه نگاه خصمانه در عین حال واقع گرایانه آن نویسنده زندگینامه باشد.

رُما؛ تکیه بر باد

رُما؛ تکیه بر باد

30نماایران - حمید غفاریان: «رُما» قصه پرکششی ندارد اما روزمرگی آدمها و به خصوص کلئو و روند پیش روی زندگی او به قدری سمپات در موقعیت ناجوری است که جلو رفتن آن به میزان پر شدن کاسه صبری است که کلئو آن را در اختیار خود قرار داده است و با مخاطبش سهیم می شود.