نوشته هایی با برچسب "حمید غفاریان"

به مناسبت تولد آقای فیلمساز / لحظه های لعنتی منتهی به ۶۰ سالگی!

به مناسبت تولد آقای فیلمساز / لحظه های لعنتی منتهی به ۶۰ سالگی!

30نماایران - حمیدغفاریان:حالا که در سن 55 سالگی در تدارک فیلم جدیدش است، یاد مصاحبه ای از او می افتیم که 60 سالگی شروع بازنشستگی اش است و در صورتی که نتواند به صورت 35 فیلمبرداری کند، سن بازنشستگی اش هم پایین تر می آید، این صحبت ها نگرانی این روزهای طرفداران فیلمسازی است که در کارنامه محدود فیلمسازی اش یک شیدایی می بینیم که سینما در آن رنگ دیگری دارد .

صنف واحد تهیه کننده؛ آرزویی بر جای مانده!

صنف واحد تهیه کننده؛ آرزویی بر جای مانده!

30نماایران - حمیدغفاریان: در شرایطی که هر روزه هزینه تولید یک فیلم سینمایی سخت تر می شود و رییس فعلی سازمان سینمایی هم به دنبال تضعیف بنیاد سینمایی فارابی در تولید فیلم است باید با تشکیل یک نظام تهیه کنندگی به یک چشم اندازی دست یافت که این اجماع بتواند حرکت های مهمی را در زمینه مجوز تهیه کنندگی و نظارت کامل بر نفروختن کارت تهیه کنندگی کند تا جلوی بریزوبپاش های تولید گرفته شود و از طرفی تهیه کننده واقعی بخش خصوصی بتواند در این فضا فیلم خود را در فضای حرفه ای بسازد و با دستمزدها نجومی ربرو نشود.

روانی؛ خانه ارواح ساکن هتل بیتس

روانی؛ خانه ارواح ساکن هتل بیتس

30نماایران - حمید غفاریان:«روانی» آلفرد هیچکاک نمونه ای کامل و مرجعی تمام عیار برای یک قصه گویی ساده دلهره وار با فرمی یک دست است که همچنان سکانس به سکانس آن لازمه یادآوری و تحلیل های تازه در چیدمان یک سینمای مولف است.

سه بیلبورد خارج از ابینگ،میزوری؛ پازل ناهمگون

سه بیلبورد خارج از ابینگ،میزوری؛ پازل ناهمگون

30نماایران - حمیدغفاریان:تکه هایی مثل شرکت تبلیغاتی،اداره پلیس،خودکشی و زندگی رئیس پلیس،رئیس پلیس جدید،کوتوله و.... همه این داستانک ها که می خواهد یک منطق را در بافت داستانی روایت کند به یک زبان اصیل و سلیس تبدیل نمی شود و در همه عناصر، کارگردان به حد متوسط بودن رضایت داده است و همین رضایت دادن هاست که دیدن آن عصبانی می کند.

چهارراه استانبول؛ پایان یک دوره / امیر؛ آنارشیسم بی آزار

چهارراه استانبول؛ پایان یک دوره / امیر؛ آنارشیسم بی آزار

30نماایران حمید غفاریان: در طول جشنواره تلاش کردیم حداقل روزانه برای دو فیلم ریویویی را در سایت منتشر کنیم که با استقبال هم مواجه شد اما کمبود فرصت کافی برای تامل نوشتن و همچنین پتانسیل نداشتن برخی فیلم ها برای یک نقد کامل باعث شد از چند فیلم جا بمانیم، به همین خاطر طی این هفته فرصتی است برای انتشار فیلم های جا مانده تا پرونده فیلمنوشت 96 برای همیشه در پرونده موضوعی 30نماایران ثبت شود.

دارکوب؛ شاید برای شما هم اتفاق بیافتد!

دارکوب؛ شاید برای شما هم اتفاق بیافتد!

30نماایران - حمید غفاریان:فیلم نه دغدغه اش مشخص است و نه حرفش را می تواند صریح بزند، معجونی است از داستانک های ناموزون که بهم چسبیده شده است،شخصیت هایی که در فیلم گنجانده شده اند تا باشند و در پایان فیلم با یک پایان بندی به سبک فیلمفارسی پرونده خودش را جمع و جور می کند و وارد بایگانی می شود.

بمب،یک عاشقانه؛ ساده انگارانه ای با لوگوی عشق
نقد فیلمهای جشنواره/

بمب،یک عاشقانه؛ ساده انگارانه ای با لوگوی عشق

30نماایران-حمید غفاریان:«بمب،یک عاشقانه» نسبت به فیلم قبلی پیمان معادی، یک عزیمت بزرگ به عقب است، در حالی که با فیلم اولش نشان داده بود می تواند معظلات درون خانواده ای را هرچند با شخصیت های اندک به خوبی پیش ببرد و تجربه جدید او نشان داد که برای کارگردانی فیلمی در اندازه تاریخی با تعدد شخصیت مناسب نیست.

جاده قدیم؛ طرح مسکوت
نقد فیلمهای جشنواره/

جاده قدیم؛ طرح مسکوت

30نماایران- حمید غفاریان:در اینکه طی این سالها در جامعه با حجم بالایی از زورگیری مواجه می شویم و صفحات حوادث روزنامه ها پر می شود از این خبرها، تردیدی نیست اما سینما شدن هرکدام از آنها نیازمند یک داستان روایتی جذاب برای پرده سینما است و تنها ایده نمی تواند، در روند داستاتی معجزه ای کند.

بلیدرانر ۲۰۴۹؛ دنیایی شبیه به فردا

بلیدرانر ۲۰۴۹؛ دنیایی شبیه به فردا

30نماایران - حمید غفاریان:«بلیدرانر2049» در عین حال که یک فیلم خیالی خوب است اما ترسناک هم هست به شکلی که عصر دیجیتال در زندگی بشر سایه انداخته است و این سایه هر روز گسترده تر می شود و شاید ترس دیدن این فیلم در روزگاری که هوش مصنوعی در حال نزدیک شدن به زندگی انسان است، در زمانه ای به یک امر عادی تبدیل شود و آن وقت است که ترس دیدن فیلم بلیدرانر به ترس لحظه به لحظه انسان تبدیل شود.

مادر!؛ جنون معلق یک فیلم

مادر!؛ جنون معلق یک فیلم

30نماایران - حمید غفاریان: «مادر!» همانطور که در آن علامت تعجب جلوی این عنوان مهم آمده است، پر از روایت تعجب برانگیز است و این تعجب برانگیزی هم آرنوفسکی سعی کرده است بدون جغرافیا و بدون نام گذاری شخصیت ها حفظ شود اما مخاطب چقدر اجازه به فیلمساز می دهد که این میزان جنون آمیز بنویسد؟ قطعا این نوع روایت و این نوع ساخت یک ریسک بزرگی است که راه رفتن روی لبه تیغ است.